داخلی     خبر    
فریاد روزهای محاصره
  در این ایام که غزه بی گناه تر از همیشه است و جهان ساکت تر از گذشته، به یاد مظلومیت آشکار مردم غزه، شعر سپیدی از سید محمود سجادی به دوست داران محرومان جهان و ستم ستیزان فریادگر تقدیم می کنیم.
Share/Save/Bookmark
جمعه ۲۲ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۰۵
کد مطلب : 26548
فریاد روزهای محاصره
در روزهای ساکت
در روزهای ساکت طولانی
تحقیر لحظه های چکنده
از انقیاد خسته تقویم
در روزهای مهلکه می مردیم
حصنی حصین به تسخرمان می کشت
و فتح باب را
فریاد خشمگین
با قلب های زنده پولادین
از منجنیق می افکندیم
اما حصار خسته ی بی وزن
بر فوج فوج ما
گفتی به لهو مضحکه می خندیدند
*
ما در میان شن
و زیر سایه ی خنک شمشیر
آرام می گرفتیم
لیکن عناد پست غریبان
و خنده های هالک شان
زان حصار سخت
ما را به خویش می پیچاندند
«اف علی الدنیا»
توهین دردناک پلیدی بود
ما قبضه تفنگ مقدس را
و الفت خشاب خشن را
در پنجه ها به خشم می افشردیم
و با عگال های قدیمی
همچون طناب دار
آیات قدرتی ازلی را
و نفرتی ابدی را
روح تجسم بودیم
ما بر جنازه های شریف برادرانمان
با چکمه های خونین
بر جنازه های شهیدان نماز می خواندیم
و میعادگاهمان را
با موج های خون متبرک می کردیم
ما بر اسب می نشستیم
می راندیم، می راندیم
می خواندیم
ما بیرق مقدس قومی را
بر تارک همیشه می افرازیم
فریاد می زنیم
فرخنده باد خلعت نصرت
بر قامت عزیز مجاهد
انگاره ی رهائی میدادیم
تا مستی ملوث دشمن را
تبدیل به رماد کند
و آن رماد غاصب را
بخشایشی به باد کند
در خشم می شکفتیم
و اشک مان
شمشیر منتقم را
از غلاف برون می کرد
و از دست هایمان
زیتون روزگاران می روئید
روح نجیب مان
از واحه های مانوس
با مشک های آب
و خوشه های خرما
آهنگ کودکان فلسطین می کرد
و خیمه های سوخته را
- ثقل بزرگ خشم عرب-
روح شریف شوکت اسلام
می دوخت
و دیرکی دوباره به پا می کرد
ما در میان شن
و در مهلک خونین محترق
تا یزله در کناره ی آن قلعه
ارجوزه مجاهد می خواندیم
امایک لحظه از نبرد نمی ماندیم