نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » يادداشت » فرهنگی

بگو تا صبح چند آدینه مانده است؟

۲۰ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۲۲

مرجع : خانه کتاب اشا

تصور کنید شاعری هستید که می‌خواهد دربارهٔ یک موضوع خاص شعر بگوید. شعرهایی با موضوع مهدویت، فقط در قالب دوبیتی، و نه یکی-دو تا؛ بلکه سیصد و سیزده عدد!


بی‌شک به دلیل این‌که موضوع یکی است، مضامینی که در ذهن شکل می‌گیرند دچار یکنواختی و تکرار می‌شوند و کار هر شاعری برای خلق یک اثر ناب بسیار بسیار دشوار است، اما اگر کتاب «بگو تا صبح چند آدینه مانده است؟» را مطالعه کنید، سیصد و سیزده دوبیتی در موضوع مهدوی می‌بینید که هیچ‌گاه از خواندن

دو نمونه از دوبیتی‌ها:

دلی سبز و تناور داشت گلدان
نگاهی خیره بر در داشت گلدان
دو رکعت ندبه خواند و منتظر شد
نباریدی، ترک برداشت گلدان

 

من و این مٌهر، این سجاده، این اشک
مرا کرده‌ست با تو همنشین اشک
همین حالا بیا، از چشم‌هایم
ببین دارد می‌افتد آخرین اشک


■ ■ ■

آن‌ها احساس خستگی و تکرار نمی‌کنید.

سید حبیب نظاری شاعری‌ست که دوبیتی‌هایش تولد دوبارهٔ این قالبِ نسبتاً فراموش شده است و به نوعی احیا کنندهٔ دوبیتی است. تنوع مضمون، تصویر و احساس در شعرهای سید حبیب نظاری، «بگو تا صبح چند آدینه مانده است؟» را به یک مجموعهٔ کامل تبدیل کرده است.

دوبیتی به دلیل کوتاه بودن بسیار راحت به خاطر سپرده می‌شود و حتی یکی از ظرفیت‌های این قالب، انتشار آن به وسیلهٔ پیامک است که در این عصر بخشی از مطالعات روزانهٔ ما را شامل می‌شود.

شروع قصه با برگشتن تو
کجا ما و کجا برگشتن تو
ولی نه، مانده از چشم انتظاری
فقط یک ندبه تا برگشتن تو

این اولین دوبیتیِ مجموعه است و با همسفر شدن با کتاب و گذشتن از ۳۱۱ شعر می‌رسیم به:

صبوری، عشق، باران، آسمان، ماه
خدا، فانوس، دل‌تنگی، جنون، آه….
تمام واژه‌ها چشم‌انتظارند
کدامین جمعه خواهی ‌آمد از راه؟

تا انتظار، دل‌تنگی، اشک، ندبه، جمعه، ظهور و واژه‌هایی از این دست را در ذهن‌مان مرور کرده باشیم.

در دیباچهٔ کتاب می‌خوانیم:

«‌شعر است، شور است، دوبیتی، راز، زمزمه، آواز، ترانه، دلتنگی، حیرانی، ۳۱۳ درنگ کوتاه، ۳۱۳ پلک در یک چشم‌به‌راهیِ ژرف.

۳۱۳ اشک در ندبه خوانی یک انتظار مقدس.»

انتهای پیام/ح/۴۶