داخلی     يادداشت     هنر و رسانه
خبری که در راه بود
  خبری که با همه خبرها فرق دارد، خبری که تاریخ، سراپا گوش است و می‌خواهد آن را موبه‌مو بشنود و در حافظه‌اش ثبت کند و بر کاغذها بنگارد و به آیندگان برسد، خبری که شنیدنش برای شیفتگان خاندان پیامبر، شنیدنی و به یاد آوردنش، شادمانی‌های پی‌درپی دارد.
Share/Save/Bookmark
يکشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۳۰
کد مطلب : 31849
خبری که در راه بود
آسمان، آسمانی‌تر از روزهای پیش بود، اگر خورشید، جانانه‌تر از پیش می‌تابید، از شدت شادمانی بود و بندگانی که در غدیر خم گرد آمده بودند، این را نمی‌دانستند و هر یک در عجب بودند که چرا در  میانه راه، فرمان توقف را از پیامبر شنیده‌اند و می‌دانستند خبری در راه هست، 

خبری که با همه خبرها فرق دارد، خبری که تاریخ، سراپا گوش است و می‌خواهد آن را موبه‌مو بشنود و در حافظه‌اش ثبت کند و بر کاغذها بنگارد و به آیندگان برسد، خبری که شنیدنش برای شیفتگان خاندان پیامبر، شنیدنی و به یاد آوردنش، شادمانی‌های پی‌درپی دارد.

هر کس که گوشی شنوا می‌یافت، پرسشی طرح می‌کرد و پاسخ‌هایی برای پرسش خود می‌بافت و پاسخ‌های بافته دیگران را می‌شنید. همه دوست داشتند لحظه موعود فرا رسد و بدانند این توقف بامعنا برای چیست.

تازه بازگشته بودند از کعبه و مشتاق بودند هر چه زودتر به خانه و خانمان‌شان باز گردند و دیدارها را تازه کنند و از سفرشان بگویند و گره از سوغات‌هایشان باز کنند و شاد‌مانی‌های نویی را رقم بزنند.

لحظه موعود فرا رسید و بندگان خدا زین‌های شتر را گرد آوردند. دیگر همه حاجیان به غدیر رسیده بودند و کسی در راه نمانده بود. زین‌ها روی هم انباشته شده بود. پیامبر چون همیشه آرام ایستاده بود. چشم‌ها پیامبر را تعقیب می‌کرد.

 پیامبر سوی زین‌ها رفت و روی زین‌ها ایستاد و به جمعیت نگریست. جمعیت همه تن چشم شده بود و پیامبر را می‌نگریست و در این لحظه بود که پیامبر، دامادش را فراخواند و دست او را بلند کرد و گفت آن سخن آسمانی را که هر که من مولای اویم، علی نیز ... .