شخصيت و نقش امام زين العابدين (ع) در حادثه عاشورا و ابلاغ پيام نهضت حسيني، بينظير و بيهمتاست.
چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۵۳
کد مطلب : 27385
در حقيقت امام سجاد (ع) و زينب كبري (س) بودند كه توانستند در سختترين شرايط ممكن در خفقاني بيسابقه در تاريخ اسلام، اين رسالت عظيم را بر دوش كشيده و پيام سرخ كربلا را به جامعه اسلامي و تاريخ برسانند و ثبت كنند، به طوري كه اگر اين شخصيت بزرگ در اين ميان نقشآفريني نميكرد و حضور نداشت، به طور قطع حادثه كربلا نيز در فضاي اختناق آن روز و با نيرنگهاي دشمن از صفحه تاريخ محو ميشد.
امام سجاد(ع) بود كه با برنامهاي الهي و حكمتآميز توانست اين نهضت عظيم را با روشنگريهاي خود بهسرمنزل مقصود برساند و چنانچه با دقت به سخنان و سيره و روش آن حضرت در مقاطع مختلف پس از حادثه عاشورا بنگريم، نوعي حسابگري و دورانديشي دقيق را ميبينيم كه با شگردي خاص به دنبال ابلاغ پيام عاشوراست. آنچنانكه يك چنين حسابگري و برنامهريزي را در حركت خود امام حسين (ع) از مدينه تا كربلا نيز ميبينيم.
در واقع خطبهها و سخنرانيها، گريهها و يادآوري مصائب و حتي نحوه برخورد آن حضرت با افراد و حوادث گوناگون، همگي به صورت برنامهريزي شده و بسيار حكيمانه و در قالب يك جريان در جهت اعتلاي پيام كربلا و آگاه سازي جامعه صورت گرفته است.
امام زين العابدين (ع) در چندين موقعيت توانستند خطبههايي ايراد كنند كه تاثير بسيار عميقي در احياي نهضت امام حسين (ع) داشته است.
براي مثال ميبينيم خطبه آتشين و جانسوز آن حضرت در كوفه، چنان اثرگذار است كه ضمن برملا ساختنپليدي و زشتي سست عنصري در عهد و پيمان و جنايت كوفيان، فضاي حاكم بر كوفه را به كلي دگرگون ميسازد.
امام در سخناني پس از اينكه فضايل خود و اهل بيت پيامبر(ص) و حسين بن علي (ع) را بيان ميدارد بر كوفيان نهيب ميزند كه: «اي مردم! شما را به خدا سوگند، آيا به خاطر داريد كه به پدرم نامهها نوشتيد ولي با او نيرنگ نموديد؟ با او پيمان و ميثاق بستيد و بيعت كرديد، ولي با او جنگيديد و او را خوار شمرديد؟
بر شما باد هلاكت و نابودي، با آنچه از براي آخرت خود فرستاديد، با كدامين چشم ميخواهيد به رسول خدا بنگريد هنگامي كه به شما بگويد: عترت مرا كشتيد و حرمتم را شكستيد، پس شما ديگر امت من به حساب نميآييد.» (ترجمه لهوف سيد بن طاووس، ص 208.)
خطبه امام همه حاضران را به گريه و شيون وا ميدارد و فضاي كوفه را به هم ميريزد.
در مجلس ابن زياد نيز در پاسخ تهديد به مرگ از سوي ابن زياد اينگونه سرافرازانه دشمن را به خاك ذلت مينشاند و ميفرمايد: «اي پسر زياد! آيا مرا از مرگ ميترساني؟ مگر نميداني كه كشته شدن عادت ما و شهادت در راه خدا براي ما كرامت است؟»(همان، ص 213.)
نقطه اوج سخنان امام سجاد(ع) در شام و در حضور يزيد بن معاويه است. حضرت با خطبهاي دشمنشكن چنان پرده ازجنايات يزيد برميدارد و او را رسوا ميكند كه هيچ راه چارهاي براي دشمن باقي نميماند.
حضرت در مجلس يزيد اينگونه حاضران را خطاب ميكند: «اي مردم، خداي تعالي به ما اهل بيت شش خصلت عطا فرمود و به هفت فضيلت بر ديگران برتري داد. به ما علم، بردباري، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبت در دلهاي مومنان بخشيده است و ما را فضيلت داده است به آن كه نبي مختار محمدمصطفي، صديق اعظم علي مرتضي، جعفر طيار، حمزه شير خدا و شير رسول خدا، دو سبط اين امت يعني حسن و حسين (ع) و مهدي (ع) كه دجال را ميكشد (اشاره به امام زمان به نقل از نفسالمهموم شيخ عباس قمي) از ما هستند. (ترجمه مقتل الحسين ابومخفف، ص 401.)
حضرت ادامه ميدهد: «منم پسر فاطمه زهرا، منم پسر خديجه كبري، منم فرزند آن كه او را با لب تشنه شهيد كردند... و امام پيوسته خود و فضائلش را معرفي مينمايد تا آنجا كه صداي گريه و شيون و زاري از مردم بر ميخيزد و يزيد كه از اين وضعيت بيمناك شده است، دستور ميدهد تا اذان بگويند. اما اين اذان نيز نميتواند فضا را به نفع يزيد تغيير دهد و جلوي رسوايي او را بگيرد. هنگامي كه موذن به نام مقدس رسول خدا (ص) ميرسد، حضرت سجاد(ع) خطاب به يزيد ميفرمايد:
«اي يزيد بگو اين محمد كه نامش را به بزرگي ياد ميكني، جد من است يا جد تو؟... اگر ميگويي جد من است، پس چرا عترت او را كشتي؟ چرا پدرم را از روي ستم به قتل رساندي و مالش را به غارت بردي و زنانش را اسير نمودي؟»(همان، ص 405.)
و در خاتمه حضرت اين چنين تير خلاص را به حيثيت از دست رفته حكومت يزيد ميزند: «اي يزيد! مرتكب چنين اعمالي شدي و باز هم ميگويي «محمد رسولالله» و رو به قبله ميايستي؟ واي بر تو از اين كه روز قيامت دشمن تو جد و پدرم باشند.» (همان، ص 405.)
اين خطبه ناتمام حضرت نيز اوضاع را در شام دگرگون ميسازد و آثار و پيامدهاي بدي را براي دربار يزيد به بار ميآورد كه شرح آن در كتب تاريخي آمده است.
اما اين پايان كار نبود. امام زين العابدين (ع) در طول سالها عمر پر بركت خويش با هر وسيلهاي تلاش كردند ماهيت حكومت فاسد بنياميه را فاش و روشنگري نمايند. چنان كه ميبينيم بلافاصله پس از شهادت امام سجاد(ع) و در دوره امامت حضرت باقرع حكومت فاسد بنياميه از بين ميرود و حتي در دوره بنياميه نيز قيامهايي به خونخواهي امام حسين (ع) در نقاط مختلف سرزمينهاي اسلامي رخ ميدهد.
نكته مهم اينكه دوران امام سجاد (ع) از لحاظ خفقان و اختناق در تاريخ اسلام كمنظير است و حتي مردم جرات نميكردند روايات پيامبرص و امامان معصوم (ع) را براي يكديگر نقل كنند و در اين دوران است كه حضرت با استفاده از روشهايي خاص اين رسالت عظيم را به عهده ميگيرد.
تاريخ اشكها و گريهها ، خطبهها ، مناجاتها و نيايشهاي ظلم ستيزانه امام زين العابدين(ع) را فراموش نميكند و نهضت عاشورا خود را مرهون فداكاريهاي روشنگرانه و حكيمانه آن حضرت ميداند.