داخلی     خبر     انديشه
مبانی اعتقادی انتظار فرج به روايت پايگاه اطلاع رسانی «مهدويت»
  پايگاه اطلاع رسانی «مهدويت» در مطلب اخير خود به بررسی مبانی اعتقادی انتظار فرج پرداخته است كه بخشی از آن در مطلب پيش رو از نظر می‌گذرد.
Share/Save/Bookmark
پنجشنبه ۲۱ شهريور ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۱۴
کد مطلب : 24955
مبانی اعتقادی انتظار فرج به روايت پايگاه اطلاع رسانی «مهدويت»
به گزارش خبرگزاری آينده روشن، پايگاه اطلاع رسانی «مهدويت» در مطلب اخير خود آورده است‌: مهدويت‏ به خاطر ابعاد متعدد آن از منظرهاى مختلف و زواياى گوناگون قابل بررسى ‏است و‌ مى‏توان آن را از جنبه‏هاى اعتقادى، تاريخى، روان‏شناختى، تربيتى و اجتماعى مورد كنكاش و بررسى قرار داد. 

نوع رويكرد به مسئله و تعيين حوزه بحث و زاويه ديد براى اتخاذ روش مناسب با آن حوزه و به دست آوردن نتايج صحيح و پرهيز از اشتباه ضرورتى تام دارد. 

آن‏چه در اين‏جا ارايه مى‏شود، نگاه به مهدويت از منظر اعتقادى است، اين نگاه، حوزه‏اى وسيع و پردامنه را در برمى‏گيرد و نسبت‏ به ديگر رويكردها به خاطر مبنا و ريشه‏اى بودن آن از نقشى مهم‏تر و اهميتى دو چندان برخوردار است. 

مهدويت و اعتقاد به امام زنده‏ غايب برخاسته از ريشه‏ها و پايه‏هاى مستحكمى است كه ما از آن، به مبانى اعتقادى ياد مى‏كنيم، بدون اين پايه‏ها و ريشه‏هاى عميق برخاسته از براهين عقلى و نقلى، هيچ رويشى شكل نمى‏گيرد و دوامى نمى‏آورد. 

و ‌بدون ترديد مهم‏ترين و ريشه‏اى‏ترين مساله همان مباحث امامت و ضرورت آن است. 

نويسنه پايگاه اطلاع رسانی مهدويت می‌افزايد: با توجه به اعتقاد شيعه به مسئله امامت‌، و توجه به‌اين نكته كه شيعه اين مسئله را در اغاز راه خود قرار داده است و در اين راه رنج‏های بسياری برده است، تا آن‏جا كه به اعتراف برخى محققان آن‏قدر كه در اين راه شمشير كشيده شد و جان‏فشانى شد، به طوری كه‌ در هيچ برهه‏اى از زمان و در مورد هيچ يك از ديگر آموزه‏هاى دين، شمشير زده نشده و جان‏فشانى نشده است. 

اين جان‏فشانى و اهتمام، از آن‏جا برخاسته كه به گفته‏ى قرآن، امام مكمل دين و متمم همه‏ى نعمت‏هایى است كه خداوند در هستى قرار داده است. رسول صلى الله عليه و آله آن‏قدر كه به اين امر سفارش مى‏كرد به هيچ‏يك از امور ديگر سفارش نمى‏كرد و آن‏قدر كه براى اين مهم از اولين روزهاى دعوت علنى تا آخرين لحظات عمرش در بستر بيمارى، گام برمى‏داشت و اقدام مى‏كرد، براى هيچ كار ديگرى اقدام نمى‏كرد و زمينه‏سازى نمى‏نمود . (و لم يناد بشى‏ء ما نودى بالولاية‏» وسائل الشيعة، ج 1، ص 10، ح 10 )
امروز و در اين نسل، ما امامت را پذيرفته‏ايم، ولى هنوز براى بسيارى از ما، طرح امامت و در نتيجه، بحث امام زمان (عج) گنگ و مبهم مى‏باشد و به صورت ميراثى از آن پاسدارى مى‏شود، ميراثى كه هنوز عمق و ضرورتش را نچشيده‏ايم. 

اگر ما جايگاه امامت را بشناسيم و ضرورتش را لمس كنيم، بر اساس همان ضرورت، وجود امام زمان (عج) را احساس مى‏كنيم و از زير بار اشكال‏ها آزاد مى‏شويم، بر اساس همان ضرورت و احساس به عشقى از امام مى‏رسيم. 

آن هم نه عشقى ساده و سطحى، كه عشق شكل گرفته و جهت‏يافته و تبديل شده به حركت و به سازندگى مهره‏هایى كه اين‌حكومت‏ سنگين و بلند به آن احتياج دارد. 

با پذيرش اعتقاد به خدا و ضرورت وحى و رسالت، به امامت مى‏رسيم، با پذيرش و اثبات اين نكته كه خدایى هست و ما محتاج اوييم (يا ايها الناس انتم الناس الفقراء الى الله (فاطر،‌15)) از‌حكم و خواسته‏ى او مى‏پرسيم و به ضرورت وحى و دين و اضطرار به رسول و حجت مى‏رسيم. 

در هر حال با اين بينش از استمرار و ارتباط انسان، به اضطرار و ضرورت وحى، معاد و رسول مى‏رسيم و با رسول پيوند مى‏خوريم و به همان دليل كه به وحى و رسول محتاجيم، به امام و حجت هم محتاجيم كه امامت ادامه‏ى رسالت است. 

از منظر‌ ضرورت امامت توجه به اين نكته الزامی است كه امام شؤونى دارد كه از جمله‏ى آن‏ها پيشوایى و رهبرى جامعه است.
حكومتى كه مى‏خواهد پاسدار امنيت و رفاه باشد، مى‏تواند با شورا و انتخاب مردم مشخص شود، اما حكومتى كه هدف هدايت، رحمت، ميزان و فرقان را دارد و تمامى نسل‏ها را در نظر مى‏گيرد و تمامى عوالم او‌ را ملاحظه مى‏كند، پايه‏ها و ريشه‏هاى ديگرى را مى‏طلبد . پايه‏هایى كه ريشه در درك ضرورت و اضطرار آدمى به حجت و امام دارد و با تسليم و اطاعت‏به همراهى و معيت او مى‏رسد و از تقدم و تاخر نجات مى‏يابد، (المتقدم عليكم مارق و المتاخر عنكم زاهق، فمعكم معكم لا مع غيركم) 

كسانى كه اين‏گونه اضطرار به ولى را احساس كرده‏اند، مى‏توانند از جان و مال خود در راه اين حق عظيم و پيمان الهى بگذرند و هستى خود را فداى امام كنند و هم‏چون ياران حسين عليه السلام جلوى او گل سرخی ظاهر شوند («فالذين بذلوا مهجهم دون الحسين عليه السلام‏» . زيارت عاشورا )كه بدون ولى، زندگى محدود و كور است و با او مرگ، استمرار و حيات جاويد است. (من مات على حب آل محمد مات شهيدا» . بحارالانوار، ج 65، ص 137) اين بينش، آثار زيادى دارد و نه تنها بر انتظار ما از حجت و انتظار ما براى حجت مؤثر است كه بر تربيت و اخلاق و سياست و حقوق و اقتصاد نيز تاثيرگذار است و تربيت و اخلاق ديگرى را مى‏طلبد كه در جاى ديگرى بايد از آن گفت‏وگو كرد.