در اين بخش از دعا مىتوان به چند نكته اشاره كرد:
الف) ادب دعا: كه مبادا لطف و عنايت الهى سبب شود كه ما ادب دعا و ادب حضور را فراموش كرده و در برابر پروردگار خود را طلبكار بدانيم زيرا ما هيچگونه حقى بر خداوند نداريم كه آن را مطالبه كنيم.
ب) آنكه دعاهاى ما بى پاسخ نمىماند و وعده الهى به مقتضاى (اذا سئَلَكَ عِبادى عَنّى فإنّى قريبٌ أجيبُ دَعْوةَ الداعِ إذادَعانِ...» عملى خواهد شد.
ج) آنكه مبادا تأخير در پاسخ سبب نوميدى شود چون بعضى از خواستههاى ما به صلاح ما نيست و خدا صلاح ما را بهتر مىداند و آنرا به آينده موكول مىكند و اين آينده ممكن است روز قيامت باشد چه بسا تقاضايى كه در دنيا عملى نيست، زيرا دنيا دار تزاحم است و بندگان خدا گاهى چيزهاى متضاد مىخواهند كه در محدوده اين عالم و در جهان ماده قابل تحقق نيست و به قول شاعر:
هر كه نقش خويشتن بيند در آب
برزگر باران و گازر آفتاب
دو دشمن هر يك پيروزى خود و شكست حريف را مىخواهند و جمع پيروزى و شكست براى هر دو امكان ندارد پس خداوند دعاها را بر طبق حكمت و نظام احسن مستجاب مىفرمايد و در صحنه تزاحم دعاى مؤمنان با پاداش نيك و دعاى كافران با پاداش متناسب به اجابت مىرسد و احيانا اگر براى كافران در ظاهرپيروزى ديده مىشود اين پيروزى به خير آنها نيست. و اين گونه رخ دادها ممكن است در واقع براى مؤمنان آزمايش و براى كافران و املاء و استدراج باشد خداوند در قرآن مىفرمايد:
والذين كذّبوا بآياتنا سنستدرجهم من حيث لا يعلمون
آنانكه آيات ما را تكذيب كنند آنها را به تدريج نابود مىكنيم.
و نيز مىفرمايد:
ولايَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلى لَهُم خيرٌ لانفسهم إنَّما نُملى لهم لِيَزدادوا إثْما و لَهُم عذاب مهين
كافران گمان نكنند كه اين مهلت چند روزه به سود آنها است ما آنها را مهلت مىدهيم تا به گناه خويش بيفزايند و گرفتار عذابى دردناك شوند.
در برابر اگر مؤمنان دچار درد و رنج مىشوند براى آن است كه سره از ناسره (خالص از ناخالص) جدا شود و مؤمنان مخلص از پاداش بيشتر بهره گيرند.
پس دعا و درخواست مؤمنان هيچگاه بى پاسخ نمىماند. در روايات اهل بيت عليهمالسلام آمده است كه مؤمنان در روز قيامت با پاداشهاى بزرگى روبرو مىشوند كه خود نمىدانند پاداش كدام عمل آنها است به آنها گفته مىشود كه اين پاداش دعاهايى است كه در دنيا به اجابت نرسيد و خدا آنرا براى روز نياز و تنگدستى شما ذخيره كرده بود كه اينك به شما اعطا مىشود چنانكه در حديثى از امام صادق(ع) آمده است:
إنَّ المؤمنَ لَيَدْعُو اللّهَ عَزَّوَجلَّ فى حاجته فيقول الله عزوجل أخِّرُوا إجابته شوقا الى صوته و دُعائه فاذا كان يَومَ القيامة قال الله عزوجل: عبدى دَعَوْتَنى فأخَّرْتُ إجابَتَك و ثَوابَكَ كذا و كذا و دَعَوْتَنى فى كذا و كذا فَأخَّرت إجابَتَك و ثَوابَكَ كذا و كذا، قال: فَيَتَمَنَّى المُؤمنُ انه لم يُسْتَجَبْ له دعوة فى الدنيا مما يرى مِنْ حُسْنِ الثواب
براستى مؤمن خداى عزوجل را درباره حاجت خود مىخواند و خدا دستور مىدهد اجابت او را به تأخير اندازيد بخاطر شوقى كه به آواز او دارم آنگاه كه روز قيامت شود خدا مىفرمايد اى بنده من تو مرا خواندى (دعا كردى) و من اجابتت را به تأخير انداختم اينك ثواب و پاداش توچنين و چنان است، و باز در باره فلان چيز و فلان چيز مرا خواندى و من اجابتت را به تأخير انداختم و پاداش تو چنين و چنان است آنگاه مؤمن آرزو مىكند كاش هيچ دعايى از او در دنيا اجابت نشده بود بخاطر ثواب و پاداش نيكى كه مىبيند.
پس هيچگاه از دعا خسته نشويد و همواره خدا را بخوانيد كه لطف پروردگار مرهون دعاهاى شما است چنانكه مىفرمايد: قل ما يعبأبكم ربى لولا دعاؤكم...
بگو اگر دعاهاى شما نباشد پروردگار من به شما عنايتى نمىكند.
دعا نشانه بندگى و وسيله عروج بنده به سوى خدا است. با دعا و راز و نياز ونماز انسان به معراج مىرود و به خدا نزديك مىشود و سرّ نماز و حقيقت آن دعا است كه صلوة در اصل به معنى دعا و دعا مغز عبادت است نماز وسيله تقرب هر انسانِ پرهيزكار به خدا است.
فلم ارمولىً كريما اصبر على عبدلئيم منك على يا رب، انك تدعونى فاولى عنك و تتجبب الىّ فاتبغض اليك و تودّد الى فلا اقبل منك كان لى التطول عليك فلم يمنعك ذلك من الرحمة لى و الاحسان الىّ والتفضّل علىّ بجودك و كرمك فارحم عبدك الجاهل وجد عليه بفضل احسانك انك جواد كريم.
خدايا! من هيچ مولاى كريمى را شكيباتر از تو نسبت به بنده لئيم و بخيلى مانند خود نديدهام. پروردگارا! تو مرا مىخوانى و من از تو روى مىگردانم. تو به من محبت مىكنى و من دشمنى، تو نسبت به من اظهار دوستى و مودت مىكنى و من پذيرا نيستم گويا كه من بر تو منتى و حقى دارم ولى تمام اين برخوردهاى ناشايست من، تو را از رحمت و نيكى و تفضل نسبت به من باز نمىدارد. خدايا! رفتار من از روى نادانى است پس بر بنده نادانت مگير و او را مشمول رحمتت قرار داده و با فضل و احسان و كرمت با او رفتار كن كه تو جواد و كريمى.
الحمدلله مالك الملك مجرى الفلك مسخّرالرياح فالق الاصباح ديان الدين رب العالمين
در اين بخش از دعا مىگوييم سپاس خداى را كه مُلك جهان از آن او و نظام عالم با تدبير و اراده او سامان مىيابد. كشتىها در درياها به اراده او در جريان است و بادها با تسخير وى در نوسان است. اوست كه سينه افق را شكافته و روشنايى بامداد را از آن بيرون مىآورد (و تاريكى شب را به روشنى روز تبديل مىكند) خدايى كه قانونگذار و آغازگر دين و شريعت است. نظام تكوين و تشريع از سوى او و قانون دين و شريعت از جانب او تنظيم و تدوين مىشود زيرا او ربالعالمين و پروردگار جهانيان است.
اين بخش از دعا در ارتباط با ربوبيت آفريدگار است از اين رو با صفت رب العالمين پايان مىيابد.
ادامه دارد ... .
منبع:
کتاب «ترجمه و شرح دعای افتتاح» ، نویسنده: آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تلفن تهران: ۲۲۸۵۶۱۲۴