داخلی     خبر     سیاست
آیت الله جوادی آملی:
هرگاه فريب و دغل پيدا شود ظهور نزديک نيست
  درباره جريان مهدويّت اصلِ قاطع ما اين است كه هر گاه فريب و دغل و اين گونه از مسائل پيدا شد يقين داريم كه ظهور نزديك نيست.
گزارشگر :
Share/Save/Bookmark
يکشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۱۶
کد مطلب : 45483
هرگاه فريب و دغل پيدا شود ظهور نزديک نيست
به گزارش آینده روشن، آيت‌الله العظمي عبدالله جوادي آملي در ديدار مديران اداره كل تبليغات اسلامي استان تهران اظهار داشت: درباره جريان مهدويّت اصلِ قاطع ما اين است كه هر وقت فريب و دغل و اين گونه از مسائل پيدا شد يقين داريم كه ظهور نزديك نيست چرا؟ براي اينكه حضرت وقتي ظهور مي‌كند كه عقلِ مردم بيايد بالا، مگر مردم را با كُشتن اصلاح مي‌كند.

وي ادامه داد: در روايات ظهور حضرت هست كه "وضع الله يَدهُ علي رئوس الأعلام فَيَكْمُل بها عقولهم" به بركت حضرت دست روي سرِ مردم كشيده مي‌شود فهم و عقل مردم بالا مي‌آيد.

اين مرجع تقليد اضافه كرد: الآن اگر حضرت ظهور بكند، هفت ميليارد بشر وجود دارد، مگر اينها را مي‌كُشد. بر فرض چهار ميليارد را بكُشد، سه ميليارد ديگر باز دست به ترور و جنگ مي‌زنند و مگر با كُشتن، جهان اصلاح مي‌شود.

آيت‌الله جوادي آملي با بيان اينكه اوّلين نشانه اينكه ظهور نزديك نيست همين فريب است، اظهار داشت: روايت دارد وقتي حضرت ظهور مي‌كند عقل مردم بالا مي‌آيد. حضرت ۳۱۳ شاگرد مثل امام دارد با اينها جهان را اصلاح مي‌كند نه با شمشير نه با كُشتن بله، چند نفري اگر مزاحم بودند آنها مورد جهاد قرار مي‌گيرند اما در زمان حضرت "وضع الله يَدهُ علي رئوس الأعلام فَيَكْمُل بها عقولهم" عقلِ مردم مي‌آيد بالا، آن وقت مردمِ عاقل را اداره‌كردن سخت نيست.

وي بيان داشت: الآن شما ببينيد خاورميانه روزانه كشتار است. اگر همين مردم عاقل بشوند اداره هفت ميليارد آدمِ عاقل هم با داشتن ۳۱۳ شاگردي مثل امام سخت نيست. عقلِ مردم بالا آمده معاونان و مديراني مثل امام(رضوان الله عليه) هستند، خب آسان است ديگر. بنابراين اين را از اذهان شريف آقايان باشد كه با فريب و امثال ذلك هرگز نمي‌شود جريان ظهور را مشخص كرد.

وي ادامه داد: ما نمي‌دانيم ظهور الآن است يا يك لحظه بعد است، يك سال بعد است. اين را هيچ‌گاه نمي‌دانيم. ما هميشه بايد آماده باشيم اما با اين علامت تعيين كردن آدم مي‌فهمد درست نيست.

خيلي از بهشتي‌ها حسرت مي‌خورند كه چرا به مقام بالاتر نرسيده‌اند

وي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: يكي از نام‌هاي قيامت "يوم‌الحسره" است، يوم‌الحسره‌بودن براي ديگران مشخص است براي اينكه بيراهه رفتند، اما براي ماها كه ان‌شاءالله اميدواريم در اثر پيروي قرآن و عترت در راه باشيم يوم‌الحسره به اين معنا است كه چرا به مقام بالاتر نرسيم.

وي ادامه داد: خيلي از بهشتي‌ها حسرت مي‌خورند كه چرا به مقام بالاتر نرسيده‌اند. اينكه در قرآن كريم مي‌فرمايد اينها "غُرف مبنيه" دارند "غُرف مبنيه" بهشت نظير برج‌هاي دنيا نيست، در برج‌هاي دنيا اگر كسي در طبقه پنج است مي‌تواند به مهماني همسايه طبقه شش، هفت يا هشت برود و آنان نيز مي‌توانند به او سر بزنند اما در بهشت كسي كه در يك غرفه از غُرف مبنيه است توان آن را ندارد كه بالا برود.

اين مرجع تقليد بيان داشت: كسي که غُرف مبنيه است و مي‌خواهد بالا برود، جلوي او را نمي‌گيرند اما او نمي‌تواند برود به دليل اينكه او در دنيا نتوانست نماز شب خود را حفظ كند اما يك عدّه هستند مي‌گويند "اگر سَر برود سحر نرود" آنها تاب آن را دارند كه هم بالا باشند هم "دانٍ في علوّه عالٍ في دنوّه"، بنابراين غرف مبنيه بهشت اين طور نيست نظير برج‌هاي دنيا نيست كه اگر كسي مثلاً در طبقه پنج بود اگر خواست مهمان طبقه شش و هفت بشود بتواند، اين طور نيست و توان آن را ندارد، آن توان را مي‌شود در دنيا تهيه كرد.

مفسر بزرگ قرآن کريم ابراز داشت: مطلب ديگر آن است كه گاهي شخصي كالايي را مي‌فروشد يا فرشي يا ظرفي را مي‌فروشد همين كه تبليغِ او در رسانه‌ها به سطح چشم و گوش مردم برسد كافي است، چون آنها ظرفي را مي‌خواهند كه چشمشان بپذيرد، برهاني ندارند كه به چه دليل اين ظرف خوب است، اين رنگ خوب است از آنها سئوال بكنيد كه به چه دليل رنگ اين پارچه خوب است مي‌گويد من پسنديدم هر چه هم از آنها استدلال بكنيد مي‌گويند خوشم آمد.

باور يك امر قلبي است؛ قالبي نيست

آيت‌الله جوادي آملي ادامه داد: اين يك امر عقلي نيست كه برهان اقامه كند كه بنابراين تبليغ كالا تا به سطح چشم و گوشِ خريدار برسد كافي است، اما تبليغ معارف تا به جان آنها نرسد اين باور نمي‌كند آنها كه نمي‌خواهند بخرند كه مي‌خواهند باور كنند، باور هم يك امر قلبي است، امر قالبي نيست.

استاد برجسته حوزه علميه قم گفت: ما تا به درون جانِ مردم راه پيدا نكنيم نمي‌توانيم باور آنان را به دست بياوريم، آنان ممكن است ساكت بشوند اما ساكن نمي‌شوند، آن سَكينت و ثبات پيدا نمي‌شود و ايمان همان سكينه است كه "أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِين".

وي افزود: قرآن كريم درباره اين مطلب دوم فرمود "وَقُل لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِيغاً" نه "في آذانهم و أسماعهم" سخنراني كردن، كتاب نوشتن و درس گفتن به سطح گوش مردم مي‌رسد اما براي اينکه به جان مردم برسد مي‌گوئيم چه كنيم، اگر مقدورمان نبود خدا دستور نمي‌داد، پس معلوم مي‌شود راهي هست كه ما با آن راه مي‌توانيم به قلب مردم نفوذ بكنيم و آن از راه گفتن نيست، از راه سخنراني نيست، از راه درس و بحث نيست، از راه كتاب نوشتن نيست.

آيت‌الله جوادي آملي تصريح كرد: اگر "الأرواح جنودٌ مُجَنّدة" اينجا هم كه آمدند جنود مجنّده هستند، ديگر نه اين طوري كه قبل از خلقت جنود مجنّده بودند، الآن اينجا هستند فاصله دارند. اين طور نيست، پس اينكه گفتند حرف اگر از دل برخيزد در دل مي‌نشيند براي اينكه دلها واقعاً هر دو مجرّدند، هر دو از عالَم ملكوت‌اند، هر دو با هم رابطه دارند. حرف مي‌تواند از قلب برخيزد به قلب، اگر از قالب برخاست به قالب مي‌نشيند اگر از قلب برخاست به قلب مي‌نشيند. فرمود: ﴿قَوْلاً بَلِيغاً﴾ آن وقت اينها باور مي‌كنند وقتي باور كردند چيزي نمي‌تواند آنها را از راه راست باز دارد.

ظالم و مظلوم يك جا جمع نمي‌شود

وي گفت: مطلب ديگر اين است كه شما فرموديد ما مشغول كارهاي اجرايي هستيم از خودمان غافليم، اين ابتلا براي همه ما هست، حال كسي به درس و بحث مشغول است، كسي به تأليف و تصنيف مشغول است اما بالأخره رسيدن به خود آدم اين يك اصل است.

اين مرجع تقليد ابراز داشت: وقتي به درون خودمان سَري مي‌زنيم مي‌بينيم كه يك سلسله حرف‌هايي را آيات قرآن كريم درباره درون ما دارد كه كمتر روي آنها حساب كرديم، يك سلسله حرف‌ها را در حوزه‌ها مي‌شناسيم و ظاهراً قابل فهم است، اگر اتّحاد عاقل و معقول، اتّحاد عالِم و معلوم اينها را ما مي‌فهميم اتّحاد عالِم و معلوم را ما مي‌فهميم، مثلاً كسي كه به خودش علم دارد حضورِ ذات براي ذات است اين معنا را ما مي‌فهميم كه عالِم و معلوم يكي است.

وي ادامه داد: در جايي كه انسان به خودش علم دارد، اما اتّحاد ظالم و مظلوم را ما واقع نمي‌فهميم اين يعني چه؟ چون ظالم يعني از مرز خودش تجاوز كرده، مظلوم يعني محدوده او مورد تجاوز شده، اينها حتماً بايد دو نفر باشند، اگر الف ظلم كرد يعني از حدّ خودش خارج شد عداوت را كه عداوت مي‌گويند يعني تعدّي كرد ديگر، الف اگر ظلم كرد يعني از حدّ خود خارج شد باء اگر مظلوم شد يعني حدّ باء مورد تجاوز قرار گرفت، پس حتماً ظالم و مظلوم بايد دو نفر باشند مثل خالق و مخلوق، محرّك و متحرّك، فاعل و قابل اينها الفاظي‌اند كه دوتايي يك جا جمع نمي‌شوند بر خلاف عالِم و معلوم، عالم و معلوم يك جا جمع مي‌شود اما ظالم و مظلوم يك جا جمع نمي‌شود اين معنايي است كه ما مي‌فهميم.

در تاريكي تيرزدن به هدف نمي‌رسد

آيت‌الله جوادي آملي بيان داشت: قرآن كريم در خيلي از جاها دارد اينها به خودشان ظلم كردند اين يعني چه؟ مگر ما چندتا خود داريم آن ظالم چه كسي است آن مظلوم چه كسي است؟ اگر به اين درون سري بزنيم معلوم مي‌شود ما چند لايه‌ايم اين چند لايه مثل اينكه يك كسي يك بخشنده‌اي به ما بگويد آقا اين فرش براي شماست مِلك شماست ولي آن فرشي كه دادم اين امانت است مواظب باشيد به اين امانت آسيب نرسد پس دو چيز به ما داد يكي را مِلك ما كرد يكي را امانتِ ما.

وي اظهار داشت: خداي سبحان اين شهوت را اين غضب را در بخش انگيزه، آن وهم را آن خيال را در بخش انديشه به ما داد مِلك ما كرد، آن فطرت را به ما نداد كه مِلك ما باشد، آن را امانت به ما داد. فرمود مبادا به آن امانت آسيب برسانيد اگر اين شهوت تعدّي كرد از جاي خودش عبور كرد از حلال گذشت به آن امانت الهي آسيب مي‌رساند. اين است كه فرمود: "وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُون" اين، آن نفسِ دومي لايه آن خودِ خود است آن درونِ ما درون است آن امانت خداست براي ما نيست اگر براي ما بود، ما به او ستم مي‌كرديم معنا نداشت كه ما خودمان را، مِلك ماست ديگر.

وي ادامه داد: معناي ظلم اين است كه از حدّمان تجاوز كرديم معلوم مي‌شود، آن براي ما نيست بلكه امانت الهي است. در سوره مباركه بقره دارد اينهايي كه در ماه مبارك رمضان برخلاف انجام مي‌دهند "يَخْتَانُونَ أَنْفُسَهُمْ" به خودشان خيانت مي‌كردند، معلوم مي‌شود آن لايه دوم براي ما نيست ديگر اگر آن لايه دوم براي ما باشد خيانت نيست كه ما در مال خودمان تصرّف كرديم.

آيت‌الله جوادي آملي اضافه کرد: آن امانت را اگر ما حفظ نكنيم ظالم و خائن مي‌شويم ولو مردم نمي‌دانند و به ما اقتدا مي‌كنند و در فقه هم ما عادليم براي اينكه ما معصيت نكرديم كه فرض كسي بخيل است، بخيل زكاتش را مي‌دهد، اما آن وصفِ جود را ندارد اين بُخل ظلمي است اما ظلم است به آن لايه دوم، يا كسي ترسوست و شجاع نيست جبهه نرفته آن شهامت را ندارد ولي بالأخره يك عدلِ ظاهري را دارد اما در اين ديدِ دقيق او ديگر عادل نيست، براي اينكه اين به امانتِ الهي ظلم كرده، اگر ما ظالم باشيم حرفِ ظالم اثر ندارد چون ظلم گفتند ظلمات يوم القيامه است ديگر تاريك است.

وي با بيان اينكه يك آدمِ تاريك سراجِ مُنير نيست و در تاريكي تيرزدن به هدف نمي‌رسد اظهار داشت: معلوم مي‌شود يك لايه دروني ديگر است كه بايد براي او جداگانه شناسنامه بگيريم و پرونده داشته باشيم كه آن در صندوق امانات نگهش مي‌داريم. فطرت و عقل اين است، خودِ خود اين است.

انسانِ موحّد وقتي بوي بد گناه را استشمام مي‌كند منزجر است

مفسر بزرگ قرآن کريم افزود: مطلب ديگر اين است كه از مجموع سوره مباركه نساء و حشر برمي‌آيد كه ما دو تا خود داريم يك خودي است كه همه ما مي‌فهميم. همين خوردن و پاشيدن و زندگي كردن و اينهاست، يك خودي است كه قرآن كريم آن را به عنوان امانت به ما داده است. در سوره مباركه حشر فرمود: "نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُم" اينها در اثر بدرفتاري خدا اينها را از ياد خودشان برده اينها به فكر همه چيز هستند به فكر خودشان نيستند.

وي افزود: در سوره مباركه نساء اينها مي‌فرمايند هر وقت سخن از جبهه مي‌شود اينها فقط به فكر خودشان‌اند "أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ" حال چطور مي‌شود كه خداي سبحان درباره همين تبهكارها مي‌فرمايد اينها فقط به فكر خودشان‌اند بعد درباره همين گروه مي‌فرمايد اينها خودشان را فراموش كردند، "نَسُوا اللّهَ فَنَسِيَهُمْ" يا "نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ" اينها به فكر خودشان نيستند، بعد در آن سور‌ه مي‌فرمايد كه وقتي صحبت جنگ و اينها مي‌شود اينها فقط به فكر خودشان‌اند "أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ" معلوم مي‌شود يك خود ديگري داريم كه آن امانتِ الهي است اين "إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ" به آن برمي‌گردد اگر ما او را بشناسيم و حفظ بكنيم واقعاً امانت خدا را حفظ كرديم.

وي ادامه داد: اگر كسي گفت آسمان بارِ امانت نتوانست اين براي آن است اين خليفة‌الله است اين "وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُوحِي" است. يك وقت خواستند كعبه را با پوشش‌هاي پَرنياني و زَربَفت و ابريشمي زينت كنند عدّه‌اي گفتند كعبه را كه نمي‌شود زينت كرد آخر زينت كعبه چيز ديگر است. سنايي مي‌گويد كه "كعبه را جامه كردن از هوس است" خب دنبال چه چيزي هستيد مي‌خواهيد ابريشم كنيد "يايِ بيتي جمالِ كعبه بَس است" كعبه يك زينت دارد و آن ياء بيتي است كه خدا فرمود: "طَهِّرَا بَيْتِيَ" همين، شما مي‌خواهيد با ابريشم كعبه را زينت كنيد اين نمي‌شود.

آيت‌الله جوادي آملي گفت: كعبه يك زينت دارد آن هم ياء بيتي است همين ياء بيتي را ذات اقدس الهي به ماها هم داد فرمود: "وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُوحِي" لذا مرحوم كليني نقل كرد ديگران هم نقل كردند كه آبروي مؤمن به اندازهٴ كعبه است براي اينكه اين ياء بيتي را دارد ديگر ياء "وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُوحِي" را دارد ديگر آنكه به ياء وابسته است آن ديگر امانت است براي ما نيست كه هر بلايي بخواهيم به سرش در بياوريم بگوييم من به خودم كردم به شما چه؟! چرا انسان حقّ خودكشي ندارد براي اينكه آن امانت است ديگر، چرا حقّ گناه ندارد؟ براي اينكه "مَا ظَلَمَهُمُ اللّهُ وَلكِنْ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ" چرا حقّ خيانت ندارد "عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ" ما اگر آن امانتِ را حفظ بكنيم كاري كه از ما ساخته است از آسمان و زمين هم ساخته است براي اينكه آسمان و زمين درست است كه بزرگ‌اند ولي بالأخره يك روزي بساط اينها برچيده مي‌شود.

اين مرجع تقليد ادامه داد: "وَالْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَالْسَّمَاوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ"، "إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ" هم در آن هست اما «إذا الانسان كوّرت» نيست ما هستيم كه هستيم، اگر ﴿إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَي رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاَقِيهِ﴾ خوب به مراتب بالاتر از شمس و قمريم براي اينكه درست است اين الآن نور دارد اما پس‌فردا بساطش برچيده مي‌شود ديگر ما هستيم و در جريان آفرينش شمس و قمر هم فرمود فكر نكنيد كه حالا اينها از ملكوت‌اند نه، يك مُشت دود را من شمس و قمر كردم ﴿ثُمَّ اسْتَوَي إِلَي السَّماءِ وَهِيَ دُخَانٌ﴾ اين دخان را ﴿فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ﴾ يك مُشت گاز بود كه ما به اين صورت در آورديم اما شما ﴿نَفَخْتُ فِيهِ مِن رُوحِي﴾ هستيد خيلي فرق است بين انسان و آسمان، بين انسان و شمس و قمر خيلي فرق است انسان كجا آفتاب كجا! لذا اينها از بين‌رفتني است و آنها ماندني است ما اگر ان‌شاءالله اين راه را داشته باشيم.

وي افزود: همان آيه‌اي كه دستوري به ما دادند "وَقُل لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِيغاً" در جان مردم اثر مي‌گذارد الآن اينكه فرمودند چند ميليون خوب چند ميليون جان‌ها در اختيار ماست ديگر اگر ما اينها را بتوانيم اصلاح كنيم نه ماهواره مي‌تواند اينها را منحرف بكند نه تبليغات ديگر چون يك انسانِ موحّد بوي بد گناه را استشمام مي‌كند. خيلي‌ها هستند كه وقتي كنار اين سطل زباله مي‌روند چرا بيني‌شان را مي‌گيرند؟ چون بدشان مي‌آيد. واقع بويِ بد گناه را يك عدّه استشمام مي‌كنند منزجرند حالا اگر به آن حد هم نرسد لااقل انزجارش را احساس مي‌كنند. 

انتهای پیام/ق/46