داخلی     خبر     هنر و رسانه
::شاعران از شعر انقلاب می گویند::
در جهان رد پای انقلاب ما دیده می شود
  شاعران متعهد و ارزشی، همواره به انقلاب و ارزش های آن و تلاش هایی می اندیشند که برای به ثمر نشستن آن انجام شد. از میان شاعران انقلاب، در این شماره شما را با نظرات برخی از آن ها درباره جایگاه انقلاب در جهان و وضعیت شعر انقلاب آشنا می کنیم.
Share/Save/Bookmark
پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۵۵
کد مطلب : 30993
در جهان رد پای انقلاب ما دیده می شود
احمد میرزاده، شاعر
در جهان رد پای انقلاب ما دیده می شود

در سال های اول انقلاب شور خاصی در وادی هنر و ادبیات نیز وجود داشت. مشهورترین شاعران انقلاب نیز بهترین آثارشان را در آن دوره ارائه کردند.

متأسفانه شعر معاصر دچار نوعی سستی و خمودگی شده است. از این رو وجود جشنواره شعر فجر ضروری به نظر می رسد. این جشنواره می تواند شور جدیدی ایجاد کنند و این هنر ملی را دوباره زنده کند.

یکی از نگرانی ها این بود که این جشنواره تنها در پایتخت برگزار شود و چه خوب که تدبیری اندیشیده اند که این جشنواره در استان های مختلف برگزار شود و این نگرانی را تا حدی رفع کرده اند.

اثرگذاری این جشنواره ها به نحوه عملکرد داوران بستگی دارد. اگر جانب دارانه باشد، تأثیری نخواهد داشت، ولی اگر دقیق و مسئولانه باشد اثرگذار خواهد بود.

شاید بتوان گفت در تمام جهان رد پای انقلاب ما دیده می شود. هویت شعر معاصرمان نیز با شعر انقلاب گره خورده است. پس نمی توان تأثیر انقلاب را بر شعر نادیده گرفت و باید بخش ویژه خود را دارا باشد.


پرویز بیگی حبیب آبادی، شاعر
شعر انقلاب به جنگ ظلمت رفت

هر دگرگونی و تحول و انقلابی که در جامعه به وجود آید، بر مسائل سیاسی، اجتماعی، ادبی، نظامی تاثیر گذار است. بدیهی است انقلاب ایران ضمن این که به یک دگرگونی بزرگ در عرصه های مختلف در کشور انجامید، توانست تاثیرات بسیاری در منطقه و فرامنطقه ای داشته باشد.

به دلیل این که مردم ما باورهای مذهبی و دینی عمیقی دارند و به این باورهای ملی و مذهبی و سنت و آداب ارج می نهند، طبیعی است که انقلاب اسلامی باعث تحولی عظیم در شعر آیینی و مذهبی ما شود و در نتیجه شعر انقلاب شکل بگیرد.

"شعر انقلاب"، شعری آرمان گرا بود، شعری هدف مند و دشمن ستیز، شعری که به مقابله با ظلمت می پرداخت و همیشه در مقابل باطل می ایستاد و این نگاه آرمان گرایانه شاعران باعث بالندگی معنویت در شعر شد و شعر را از زمینی بودن فاصله داد و به آسمان نزدیک کرد.

مضامین سطحی و زمینی تقریبا از شعر رخت بر بست و واژگانی با بسامد بالا مطرح شد که باعث شد همه واژگان یک اعتبار معنوی داشته باشند.

شعر قبل از انقلاب بیشتر در حوزه خواص مطرح بود و شعر انقلاب توانست بر ضمیر مشترک عام که مردم بودند، تاثیر لازم را بگذارد و دغدغه ها و غم ها و شادی ها و شکست هایش را در شعر با مردم تقسیم کند.

شعر انقلاب در جهت متعالی شدن گام برداشت و با دور شدن از نگاه های سطحی و معیارهایی که پیشتر زمینی بود، قابل تفسیر و توجیه است.

شاعران آینه تمام نمای اطراف خودشان هستند، شاعران در اطراف خود ذوب می شوند و اگر دچار خود سانسوری نشوند، هر آن چه در اطرافشان می گذرد با زبانی شاعرانه و هنری به تفسیر می کشند.

من معتقدم که عاطفه تاثیر زیادی بر زندگی مردم ایران زمین خواهد گذاشت، مثلا زلزله بم باعث شد که مردم به حسی حماسی و عاطفی مشترک برسند و به یاری مردم بشتابند که این موضوع هم مسلما در شعر هم تاثیر خود را گذاشت.


کریم رجب زاده، شاعر
بسیاری از شاعران انقلاب دیده نمی شوند

در این سال ها که جشنواره های بسیاری برگزار شده است، شاعر موفقی که تشخصی پیدا بکند، از دل این جشنواره ها بیرون نیامده است.

هنر با جشنواره ها به جایی نمی رسد، چرا که شاعران بزرگ جهان، هیچ کدام شان با شرکت در جشنواره ای شاعر نشدند. من کتمان نمی کنم که این جشنواره ها هیچ سودی ندارد.

ما بیاییم شعرهایی را که در این سال ها سروده شده، بررسی کنیم و ببینیم چگونه کار کرده ایم. اگر در جشنواره شعر فجر، این نقد و بررسی انجام شود، خوب است.

در این گونه جشنواره ها نگاه عمومی به شاعران نمی شود. حتی به شعر نگاه عمومی ندارند. این جشنواره های این شکلی، بیش تر خصوصی اند. همیشه در این جشنواره ها به کسانی جایزه می دهند، که همیشه در همه جشنواره ها شرکت می کنند. آدم های تکراری جایزه می گیرند و شاعر جدیدی پیدا نمی شود که جایزه بگیرد.

«آواز خوانی بی زبان» یکی از کتاب های من است که شامل 22 دوبیتی که معروف به دوبیتی های بهمن است. همه جا هم از این دوبیتی ها استفاده می کنند. این دوبیتی ها در جریان شکل گیری انقلاب سروده شد، ولی هیچ کس حتی به نام سراینده این دوبیتی ها اشاره نکرد. شعرهای انقلابی من در بطن انقلاب اسلامی سروده شده بود و این شعرها رد شد، چرا چون مرا از خودشان نمی دانستند.

ما باید این نگاه ها را حذف کنیم تا شعر انقلاب اثرگذار شود. این جوری من در حاشیه قرار می گیرم. من این دوبیتی ها را برای دل خودم سرودم. من با مردم بودم و برای آن ها و دلم این شعرها را سرودم. بسیاری از شاعران برای انقلاب شعر گفتند و امروز دیگر دیده نمی شوند.

شعر انقلاب شعری است که در اوج انقلاب سروده شود، نه شعری که پس از گذشت سال ها از شکل گیری انقلاب شکل گرفته باشد. این جوان کدام حرکت انقلابی را دیده که می خواهد شعر انقلابی بسراید؟ چگونه می تواند شکوه و عظمت امام را به تصویر بکشد، جز یک نمای کلی.

جشنواره های ما مثل انجمن های ادبی ما شده که همه دور هم می نشینند و شعر می خوانند و به به می گویند و یک دیگر را می ستایند. البته نباید از یاد برد که از دل جشنواره های ما شاعران خوبی چون قزوه و امین پور و کاکایی بیرون آمدند، ولی همین تعداد محدود بوده است.

H/M