داخلی     يادداشت     انديشه
::مهدویت در کلام امام هشتم::
ضرورت وجود امام در کلام امام رضا (ع)
  پرسش این است که در عصر ما، چه گونه می‌توان با بهره گرفتن از کلام امام هشتم و آن‌چه می‌توان آن را «ضرورت وجود امام در نگاه امام هشتم (ع)» دانست راهی فراروی بشر سرگشته و در آستانه سقوط معاصر قرار داد.
Share/Save/Bookmark
دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۰۶
کد مطلب : 26079
ضرورت وجود امام در کلام امام رضا (ع)
در باب لزوم وجود امام زمان در منابع دینی و روایات معصومان، بسیار می‌توان خواند و آموخت اما در این میان سخنان امام هشتم شیعیان، حضرت امام رضا (ع) بسیار گویا و روشن، ضرورت وجود کسی که «امام» باشد در هر زمان و هر اوضاعی را تبیین و تشریح می‌کند.

در جلد دوم «اصول کافی» ص 300 آمده است: امام رضا فرمود «بدون تردید، امامت مهار دین و نظام مسلمانان و عامل اصلاح دنیای مردم و سبب عزت و سربلند اهل ایمان است.»

در واقع امام در بیان کارکدر امام در جامعه، آن را همان‌گونه که جد بزرگوارش امیر مؤمنان علی (ع) تشریح کرده است، رشته‌ای می‌داند که «دانه‌های پراکنده یک جامعه را تحت نظام ویژه‌ای درمی‌آورد و آن‌ها را جمع کرده، ارتباط می‌بخشد.» رشته‌ای که اگر پاره شود، «دانه‌های پراکنده می‌شود و هر یک به سویی می‌روند و پس از آن هیچ گاه به صورت اول فراهم نمی‌گردند.» نهج البلاغة، خطبه 146

در همین باره، محمد بن فضیل گفته است که روزی از امام رضا (ع) پرسیدم: «زمین بدون وجود امام می‌شود؟» او گفت: «نه.» گفتم: «برای ما از امام صادق (ع) روایت شده که ایشان فرموده‌اند زمین خالی از وجود امام نمی‌شود مگر این‌که خدای تعالی بر اهل زمین یا بر بندگان خشم گیرد.» حضرت فرمود: «نه (زمین خالی از امام نمی‌شود)، اگر امام نباشد، زمین فروخواهد ریخت.» اصول کافی ج 1، ص 179

یا در جایی دیگر سلیمان بن جعفری این جمله را از امام رضا (ع) نقل می‌کند که فرموده است: «اگر به قدر و اندازه یک چشم بر هم نهادن، زمین از حجت خدا خالی بماند، به یقین ساکنان خود را فرو خواهد بلعید.»

حال پرسش این است که در عصر ما، چه گونه می‌توان با بهره گرفتن از کلام امام هشتم و آن‌چه می‌توان آن را «ضرورت وجود امام در نگاه امام هشتم (ع)» دانست راهی فراروی بشر سرگشته و در آستانه سقوط معاصر قرار داد.

پس از آغاز مدرنیته و زیر و روشدن ساختارهای اجتماعی و فکری در غرب و هجوم ناگزیر آن به سراسر جهان، چنان خاطرِ جمع و آسوده بشر پراکنده و متشتت شد که غربیان خود نیز در پی چاره‌جویی از این بلای خانمان‌سوز برآمدند و جریان‌های بسیاری هم‌چون مارکسیسم سعی در برگرداندن آن نظام واحد و جمعیت خاطر کردند و فریاد برآوردند: باید بار دیگر جهان قابل سکونت گردد.

غافل از آن‌که برای دست‌یابی به جهانی قابل سکونت و زندگی و در آمدن از چاله، به چاه افتادن، خطایی بزرگ‌تر است. نکته‌ای که صرف نظر از هشدارها و تحلیل‌های روشن‌گرانه در همان زمان، گذشت زمان چنان حکمی قطعی، بیان‌گر آن بود و نشان داد که دست‌آوردهای بشری تا چه اندازه سست بنیاد و ضعیف است.

پس از آن، فلسفه‌ها و مکاتب دیگر که شاید برجسته‌ترینشان مکتب اگزیستانسیالیسم باشد، چنان واکنشی عجولانه در برابر تجربه گرایی و تحصل‌گرایی نیز نتوانست آن خلأ بزرگی را که در زندگی بشر به وجود آمده بود بپراکند.

شاید اساسی‌ترین نکته‌ای که این‌گونه دستاوردهای بشری از آن غافل ماندند توجه به این نکته بوده است که بشر همواره نیازمندان راهنمایی در ورای خود است که از طریقی باید راه را و چاه را به او بنمایاند.

انسان غافل از این مسئله، که نمی‌تواند بی‌کار بنشیند و همواره عطشی را درون خود احساس می‌کند، این بار برای خود عرفان‌ها و معنویت‌هایی تازه تصور کرد و ساخت تا بلکه آن نیاز دیرین را پاسخی گوید اما این هم جز دوری از سرچشمه اصلی غیب و معنویت را در پی نداشته و نخواهد داشت.

هرچند در باور ما روزی فرا خواهد رسید که بشر به نقطه اصلی هدایت و دایره هستی چنگ آویزد اما این تنها زمانی صورت خواهد گرفت که بداند این تشتت‌ها و سردرگمی‌ها جز با این «ظهور» درمان نخواهد شد. امری که قرن‌ها پیش از این در کلام امام هشتم، امام رضا (ع) تأکید شده است و امام همان عامل انسجام و شکل‌گیری نظامی واحد و نجات بشر از سردرگمی است.

امید داریم که خواندن کلمات معصومان (ع) تنها در حد و حدود سنتی آن محبوس نشود و بتوانیم با استفاده از آن، الگویی برای بشر امروزی استخراج و به جهانیان ارایه کنیم.