بيان مسأله
ريشهی كلمه «طوع» در ادبيات عرب فعلي است كه به معناي رغبت، ميل، انقياد، فرمانبرداري، اطاعت، تبرع، تحمل با رغبت و داوطلب شدن آمده است و منتظران با خواندن «حَتّي تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً» در دعاي فرج و اعلام فرمانبرداري خود، ظهور آن حضرت و طلوع آن آفتاب حقيقت را از خداي توانا طلب ميكنند.. در اين فراز كه كلمهی طوع به معناي انقياد و فرمانبري آمده است، به اين عقيده اشاره دارد كه آن حضرت، براي اطاعت امر الهي ظهور کرده است و خواست خدا را اجرا خواهد کرد؛ بنابراين، منتظر اين گونه تقاضا ميكند كه: پروردگارا آن حضرت را در زمين خودت ساكن كن؛ در حالي كه از تو اطاعت کرده و فرمانهای تو را اجرا ميكند. برخي ديگر از مفسران اعتقاد دارند كه طوع، به معناي اختيار و خواست قلبي- در مقابل كُره و ايجاب و اجبار- میباشد؛ در اين صورت نيز در معنا، دو احتمال وجود دارد: يكي اين كه: پروردگارا تو آن حضرت را روي زمينت ساكن كن؛ در حالي كه آن حضرت از صميم قلب، تسليم خواست و مشيّت تو است.
دوّم اين كه: تو او را ساكن زمين كن؛ در حالي كه اقتضاي مشيّت و خواست تو همان است و برداشت ديگر آن است كه شيعهی منتظر در عصر غيبت، تشنهي انتظار است و از روي عشق و ميل و رغبت، انقياد و گردن نهادن خود را با آمادگي همه جانبهي روحي، جسمي، صلاحيتي و تجهيزاتي براي فرج و ظهور حضرت صاحب الأمر(عليه السلام) اعلام ميکند و انسانهاي منتظر ويژگيهاي يك مشتاق و يك پيرو لايق را كسب ميکنند؛ و در دعاي خود اين آمادگي اجتماعي را مبنایي براي شكلگيري مشيت الهي در ظهور حضرت ميداند. از سویي ديگر در نظريات علمي، فيزيولوژيک و روانشناختي بر اين نكته تأكيد شده است كه اشتياق و رغبت، مقدمه و علت اصلي صدور هر حركت و يا رفتار در انسان است و براي آن كه انسان بتواند در انجام و ادامهی حركت، ارادهاي مداوم داشته باشد، شوق و رغبت و ميل و انگيزهی او بايد ريشهی شناختي و معرفتي به خود بگيرد و در تعاليم شريعت مقدس نيز معرفت، حضور قلب و نيت قرب اليالله، شرط تحقق عبادات و تكليف ذكر شده است و انتظار فرج كه بر اساس احاديث مكرر معصومين(عليهم السلام) از اهم عبادات محسوب ميشود از اين قاعده مستثني نيست، يعني انسان تا نسبت به حركتي آگاهي و معرفت پيدا نكند و بر اثر آن آگاهي و شناخت نسبت به آن حركت ميل و رغبت و شوق نیابد، تصميم به اجراي آن حركت نخواهد گرفت و آن حركت را صبورانه، به طور كامل به سرانجام نخواهد رسانيد و لذا در رفتار خود نياز به يك جاذبه شديد و حضور قلب دارد كه ميل و رغبت ميتواند آن را تسريع و تثبيت كند.
از ديدگاه اسلام ماهيت رغبت و اشتياق اجتماعي، رويكردي غير از تمايلات غريزي بوده و غير ارادي ميباشد، زيرا از سوي خداوند شوق و اشتياق براي شكلگيري رفتارهاي كاملاً ارادي در نزد انسانهايي كه فطرت پاك خود را حفظ و تزكيه و پرورش دهند، براي رسيدن به جامعهاي صالح، متخلق، عادل، عالم، آزاد و ظلمستيز و مهرورز نسبت به مخلوقات الهي تدارك شده است. صبوري، مقاومتها، مجاهدتها، ايثارها و جانبازيهايي كه انسان در راه عدالت، مسایل اخلاقي و ارزشي و يا كشف حقايق امور و علوم ميكند و يا پرستش و عشق به زيباييها و ميل به تمسك به فعاليتهاي قدسي و شورانگيز حيات انساني همه و همه بيانگر وجود رغبت و شوقي فطري است كه ميل به رفتارهاي پر شور را در انسان به بروز و ظهور ميرساند، اما آن چه در اسلام بسيار اهميت دارد ايجاد زمينه و آمادگي كافي به منظور يادگيري قدسي روشهاي طوع و هدايت رغبت و شور در راه رضايت الهي و تداوم رسيدن به انسان كامل و جامعهی نمونه و پديد آمدن عاطفهی رغبتي كمالجويانه و خداجويانه نسبت به موضوع است.( كتاب حكيم ومجيد الهي قرآن كريم، نهج الفصاحه رسول خدا(ص)، نهج البلاغه اميرالمومنين(ع) و صحيفه سجاديه و سيره رسول اعظم(ص) و خاندان عصمت و طهارت و ادعيهي مأثوره از معصومين(ع) سرشار از فرهنگ تزكيه، تربيت، پرورش روحي و آموزش اين راهبرد معنوي است و فلسفهي اخلاق اسلامي از آن مايه ميگيرد.)
لذا پرسش اين تحقيق بر آن است تا آشکار سازد كه«راهبرد توليد و تقويت و تجلي اين شوق و رغبت در جامعهی اسلامي چگونه شكل گرفته و توليد آن در چه مرجعي نهفته است و بايد صدور يابد؟»
ادامه دارد...
منبع:
کتاب «قیام مهدی منتظر ماست» ، نویسنده: سید حسن فیروزآبادی، ناشر: دانشگاه عالی دفاع ملی، تلفن تهران: 22970343