داخلی     خبر     بین الملل
رییس موسسه آینده روشن:
هدف امام مهدی (عج) عدالت جهانی و مهرورزی به همه بندگان خدا است
  رییس موسسه آینده روشن در گفت و گو با جان برادلی خبرنگار روزنامه the straits times گفت: هدف امام مهدی (عج) عدالت جهانی و مهرورزی به همه بندگان خدا است.
گزارشگر :
Share/Save/Bookmark
جمعه ۱۹ اسفند ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۱۵
کد مطلب : 4684
حجت الاسلام پور سید آقایی، رییس موسسه آینده روشن
عکس: مهدی جعفری
حجت الاسلام پور سید آقایی، رییس موسسه آینده روشن عکس: مهدی جعفری
به گزارش خبرگزاری آینده روشن، جان برادلی خبرنگار روزنامه the straits times در بازدید از موسسه آینده روشن با مسعود پورسیدآقایی رییس این موسسه به گفت و گو پرداخت که متن ویرایش شده این گزارش را می خوانید.

- موسسه آینده روشن چه زمانی و توسط چه کسانی تأسیس شد و اهداف آن چیست؟
این موسسه دو سال پیش توسط بنده و جمعی از فضلای حوزه و دلسوزان نظام تأسیس شد. هدف ما این بود که بتوانیم معارف بلند و آموزه های بالندۀ مهدویت را به صورت یک نظریه جهانی و به عنوان دکترین نظام مقدس جمهوری اسلامی مطرح کنیم. ناگفته نماند که اعتقاد به مصلح جهانی و منجی آخرالزمان از محورهای مشترک بین الادیانی است و هر کدام از ادیان به خصوص ادیان ابراهیمی (مسیحیت و یهودیت) به چنین منجی ای اعتقاد دارند. از دیگر اهداف ما تبیین جلوه های زیبای رفتاری امام به همه مردم جهان است.

- اهداف امام مهدی (عج) چیست؟
عدالت جهانی و مهرورزی به همه بندگان خداست. ما الان می بینیم که 37 میلیون نفر در امریکا زیر خط فقر هستند. عده ای در رفاه فراوانی غرق هستند و جمعیت کثیری به نان شبشان محتاج اند. 

امام مهدی (عج) برای عدالت جهانی و از بین بردن فقر و جنگ در جهان قیام می کند و معتقدیم که حضرت مسیح (ع) نیز اندکی پس از ظهور ایشان از آسمان فرود می آید و پشت سر ایشان به نماز می ایستد و با این اقدام خود عملاً همه مسیحیان جهان را به این امام همام دعوت می کند. ما برخلاف برخی کسانی که به جنگ و درگیری بین تمدن ها عقیده دارند، به صلح بین تمدن ها باور داریم و معتقدیم تمدن های برآمده از ادیان ابراهیمی (یهود، مسیح و اسلام) و حتی غیر ابراهیمی، توسط یک منجی که مصداق آن همان امام زمان (عج) است، به یک حکومت واحد جهانی خواهند رسید.

- آیا امام مهدی به عنوان یک مسلمان ظهور می کند و یا این که به تمام این ادیان اعتقاد دارند و یا دین جدیدی می آورند؟
ایشان قطعاً به عنوان یک مسلمان ظهور می کند و همه را به تسلیم در برابر خدای واحد فرا می خواند. اسلام هم چیزی نیست جز تسلیم در برابر خدا و حجت زمان. ما مطمئن هستیم که همه ادیان با توجه به بیّنات و دلائل و کراماتی که توسط امام مهدی (عج) ارائه می شود، همه از زن و مرد و پیر و جوان، به او ایمان خواهند آورد. 

ما معتقدیم ادیان دیگر هم بشارت به چنین فردی داده اند. فقط بعضاً در مصداق این که او چه فردی است، با هم اختلاف دارند و زمانی که ایشان ظهور می کند، آنها نیز متوجه می شوند که مصداق آن منجی که بشارت آن داده می شده، همین فرد است و همان طور که اشاره کردم، زمانی که حضرت مسیح پشت سر امام زمان نماز می خواند همه را دعوت می کند که به حجت زمان ایمان بیاورند.

- سالی که انقلاب پیروز شد در برخی مقالات از امام خمینی به عنوان امام غایب یاد کردند که ایشان نیز نه تأیید کردند و نه رد؟ نظر شما در این مورد چیست؟
هرگز چنین چیزی از امام راحل رضوان الله تعالی علیه شنیده نشده است و این یک بهتان بزرگ برایشان است. مرحوم امام خمینی (ره) همه جا خود را نایب امام زمان مطرح کرده است. ایشان همیشه در بسیاری از سخنرانی هایش اشاره می کرده که وظیفه ماست این جمهوری را تحویل امام زمان (عج) دهیم و خود را زمینه ساز ظهور امام زمان معرفی می کردند.

- برای زمینه سازی ظهور باید چه کار کرد؟ من شنیدم گروه هایی مختلف هستند، مانند انجمن حجتیه که زمینه سازی برای ظهور را به صورت های مختلف تفسیر می کنند؟ کدام درست است؟
زمینه سازی ظهور امام، در گرو فراهم ساختن و دستیابی به دو رکن رکین است یکی، بلوغ و رغبت اجتماعی و جهانی در اضطرار به حجت و نیاز به وجود یک امام و رهبر عادل و معصوم و دیگری، وجود نیروهای توانمند و نخبگان فرزانه و مخلص.
برای دستیابی به این هر دو، گامهای زیر ضروری به نظر می رسد.
 
1ـ درک بن بست های انسانها و جوامع و یأس و ناامیدی همه مردم جهان از تمامی ایسم ها و مدعیان نظم نوین و حکومت جهانی و سازمانهای وابسته و تحت سلطۀ آنها.
 
2ـ درک اضطرار به حجت و امام زنده و در حقیقت نیاز زمین به آسمان
 
3ـ تبیین و گسترش معارف غنی و آموزه های بالنده مهدویت به صورت یک نظریه و دکترین جامع و فراگیر جهانی و بعنوان تنها راه فراروی بشر و آخرین سنگر و پناه انسان معاصر و نشان دادن کارکردها و توانمندی های عظیم آن. 

4ـ معرفی شخصیت منحصر به فرد و بی بدیل امام و جلوه های زیبای رفتاری حضرت و آرمان شهر مهدوی و مقایسۀ آن با منجی ها و آرمان شهرهای دیگر ادیان و مکاتب.
 
5ـ بسیج مستضعفان جهان در مقابله با مستکبران و قدرتهای استکباری و آمادگی برای رویارویی و نبرد نهایی حق علیه باطل.
 
6ـ استفاده از زبان هنر در معرفی امام و تبیین اندیشه های مهدوی.
7ـ تایید و حمایت جمهوری اسلامی ایران به عنوان خاستگاه این اندیشه و کانون و ام القرای این حرکت عظیم به رهبری نایب امام زمان (ع) توسط همه شیعیان جهان و مسلمانان آزاده و انقلابی و استفاده از همه ظرفیت های آن برای تبیین و گسترش این اندیشه.

- نظر شما درباره طرز فکر انجمن حجتیه چیست؟ (امام خمینی هم دستور داد فعالیت این گروه متوقف شود!)
ما طرز تفکر همه کسانی که دین و اعتقاد به مهدویت را از سیاست جدا می دانند و حکومت را فقط در مبارزه با بهائیت خلاصه می کنند، انحرافی می دانیم. مهدویت را باید به عنوان دکترین نظام و حکومت شیعی و جهانی مطرح کرد و آموزه های اعتقادی و جهانی آن را استخراج و کاربردی کرد. ما دینی را که به سیاست و دنیای ما کار نداشته باشد، دین تحریف شده می دانیم.

- شنیده ایم که در ایران فاصله طبقاتی وجود دارد. عده ای می گویند روحانیون سطح بالا از منافع انقلاب سوء استفاده می کنند و فاصله طبقاتی ایجاد می شود. اگر بخواهیم ایران را یک مدل بگیریم، این باعث درگیری بین طبقات ایجاد شده نمی شود؟
مگر انقلاب ما چند سال پیشینه دارد. پیش تر حکومت ایران، سال ها دست نشانده انگلیس و امریکا بود. مگر کشورهایی که انقلاب کردند، عدالت را چندساله حاکم کرده اند که از ما توقع دارند سریع این کارها را انجام دهیم! این کارها به زمان و برنامه ریزی زیادی نیاز دارد. قدرتهای استکباری برای این که ما نتوانیم به اهدافمان برسیم، بلافاصله جنگ هشت ساله بین عراق و ایران راه انداختند که جنگ بین اسلام و کفر بود و از همین صدامی که امروز محاکمه می کنند، در تمام این هشت سال حمایت می کردند. 

اما این که کسانی از روحانیون در وضعیت مرفهی به سر می برند، ما آنها را تایید نمی کنیم. اگر چنین کسانی باشند، از نظر ما محکوم اند. بیش از نود و نه درصد طلاب و علمای ایران در نهایت سادگی به سر برده و حتی بسیاری از آنها زیر خط فقر زندگی خود را اداره می کنند، نه این که نمی توانند بلکه به خاطر زی طلبگی و اقتدای به انبیاء و اولیای الهی و رعایت حال عموم مردم از حداقل امکانات استفاده می کنند. ما الان روحانیون در سطح بالا در مجلس و نظام داریم که حقوق نمی گیرند و با حداقل امکانات زندگی خود را می گذرانند، حتی خانه هم ندارند. 

بالاترین مقام این کشور یعنی امام راحل (ره) در گذشته و مقام معظم رهبری در زمان فعلی؛ زندگی شان در نهایت سادگی بوده و هست، خانه ای که امام در آن زندگی می کرد، اجاره ای و بسیار کوچک هست، به طوری که بسیاری از مقامات خارجی در بازدیدشان از منزل و حسینیۀ جماران دچار شگفتی و در عین حال تحسین می شوند. 

مقام معظم رهبری نیز زندگی خود و فرزندانش در نهایت سادگی است. از نمونه دیگر روحانیون، حضرت آیت الله فلسفی (رحمه الله علیه) است که در مشهد زندگی می کردند. ایشان کسی بودند که بالاترین سطوح علمی را داشتند و حتی پیشنهاد مرجعیت به ایشان شده بود که ایشان قبول نکرده بودند. زندگی ایشان، بسیار مختصر، ساده و بدون هیچ تشریفاتی بود. 

ما نمونه اینها را در هیچ جای دنیا نداریم و اگر بعضاً شاهدیم که برخی زندگی مرفهی دارند، حتی اگر در نظام هم باشند، منفورند و برای بقای حیات انقلاب، باید با این افراد برخورد شود که این کار را هم انجام می دهند. 

با هر کسی در هر رتبه ای که باشد، اگر وضعیت زندگی او از وضع متوسط جامعه بالاتر باشد، برخورد می شده و هنوز هم این کار انجام می شود، افزون بر آن که این چنین کسی در نزد مردم هم جایگاهی ندارد. ارزش روحانیت به ساده زیستی آنها و همراهی و هم سطحی زندگی آنها با عموم مردم است و همین باعث شده روحانیت در دل مردم جا باز کند. 

از شما درخواست داریم که منزل مراجع ما را ببینید که در هر ماه به آنها صدها میلیون برای وجوهات خمس پرداخت می شود و با عنوان بالاترین مقام روحانی، در وضعیت ساده ای هستند، هم چنین اند کسانی که بعد از مراجع در رتبه دوم قرار دارند و صاحب کرسی درس خارج هستند. مانند آیت الله مومن که در محل های قدیمی قم، خانه ای ساده و با حداقل امکانات دارد. نمونه دیگر، آیت الله سیستانی در نجف که در خانه ای چهل متری در کمال سادگی زندگی می کند. فضلا و طلاب اگر نگوییم همه شان با جرئت می توان گفت اکثریتشان زیر خط فقر هستند و این افتخار حوزه هاست که در نهایت سادگی زندگی می کنند.

- ما در غرب می دانیم که «آیت الله»های مرجع همه در تقوا زندگی می کنند و اکثر روحانیت نیز ساده هستند، اما منظور این روحانیتی بود که وارد سیاست شده اند؛ کسانی که انقلاب را به دست آنها سپرده اند، مانند آقای رفسنجانی. اینها افرادی هستند که انقلاب و سیاست دستشان است و دارای قدرت هستند. اسمی که از انقلاب برای ما در غرب درست شده، فاصله طبقاتی این افراد سیاست مدار و مردم است؟
ما معتقدیم که تقوا فقط در حوزۀ مسائل فردی نیست. اگر کسی وارد سیاست شد، در عین سیاست مداری باید متقی هم باشد و اگر وضع زندگی او عوض شود و از سطح توده مردم بالاتر رود، مورد پذیرش نیست. تقوای حقیقی، تقوایی است که در عین سیاستمدار بودن حفظ گردد. 

الان ما نمونه های زیادی در مجلس داریم مثل آقای ابوترابی نائب رئیس مجلس که در نهایت سادگی است، در از قدرت و نفوذ سیاسی بالایی برخوردار است. آیت الله مومن، آیت الله جنتی و آیت الله امامی کاشانی جزو رجال سیاسی ما هستند، چرا اینها را نام نمی برند! 

اما در مورد آیت الله رفسنجانی ما معتقدیم آن چه در مورد ایشان می گویند شایعه است و دروغی بیش نیست. ایشان هرچه بالاتر آمدند، سعی کردند زندگی شان ساده تر باشد. خود ایشان بارها این شایعات را پاسخ گفته اند. ما احساس می کنیم که ایشان به لحاظ هوش سرشارشان که در مورد مسائل سیاسی و از طرفی به خاطر سابقۀ انقلابی و نقش کلیدی ایشان در نظام، غربی ها و برخی از عوامل داخلی سعی می کنند وضعیت زندگی ایشان را به گونه ای دیگر نشان دهند. ممکن است برخی از وابستگان به ایشان که روحانی نیستند، وضع زندگی شان با ایشان متفاوت باشد که البته آنها روحانی نیستند و ارتباطی هم به ایشان ندارد. بله! اگر کسانی از نفوذ آقای رفسنجانی به نفع خود سوء استفاده کنند این انحراف است و با شناختی که از آقای رفسنجانی داریم خود ایشان نیز به شدت با این چنین کسانی برخورد خواهد کرد.

- ما می دانیم آقای احمدی نژاد زندگی ساده ای دارد و مردم هم به همین خاطر دوستش دارند و از طرفی می دانیم که ایشان به امام زمان اعتقاد زیادی دارند و آیا این اعتقاد ایشان باعث نشده که با تقوا باشند؟
بدون تردید همین گونه است. یکی از آثار اعتقاد واقعی به امام زمان (عج) در حوزه فردی، زندگی ساده است، بدان علت که زندگی خود امام زمان (عج) در نهایت سادگی و در حد عموم مردم است و کسانی که به ایشان اقتدا می کنند، بایستی زندگی شان به لحاظ فردی در نهایت سادگی باشد.

- گفته می شود در زمانی که آقای احمدی نژاد به ریاست جمهوری رسیدند، به همراه کابینه نامه ای نوشتند و در چاه جمکران نوشتند؛ آیا صحیح است؟
نه، خود ایشان تکذیب کردند؛ شایعه ای برای خراب کردن چهره ایشان بود.

- شاهد تأثیر فرهنگ غرب در جوانان هستیم. آیا شما دورشدن جوان ها از مذهب را تهدید نمی بینید و وظایف شما نیست که با این دور شدن از مذهب مبارزه کنید؟ در این مورد چه سیاستی دارید؟
طبیعتا تهاجم فرهنگ بیگانه از آسیب های جدی است که مخصوصا جوانان را تهدید می کند. هر موسسه فرهنگی تا جایی¬که می تواند باید در جهت خنثی سازی این تهاجمات تلاش کند. ما هم سعی می کنیم در حد مقدورات خود این تهاجمات را به حداقل برسانیم. البته در ایران در برابر جوانانی که بعضاً مقداری تحت تأثیر ماهواره و اینترنت قرار گرفته اند، کسانی یافت می شوند که عاشق اسلام و مظاهر اجتماعی آن هستند و اگر شب های چهارشنبه به مسجد جمکران بروید، جمعیت عظیمی از جوانان را می بینید و یا اگر صبح های جمعه به مهدیه تهران سری بزنید، جمعیت زیادی از جوانان را آن جا مشاهده می کنید. مهدویت و آموزه های بالنده آن در جذب جوانان و جلوگیری از تهاجمات فرهنگی، نقش به سزا و بی بدیلی دارد.

- فلسفه مسجد جمکران چیست؟ آیا امام زمان از این جا غیبت کرده و یا در این جا ظهور می کند؟
ما هیچ جا نداریم که امام زمان در جمکران غیبت کرده یا آن جا ظهور کنند و در رابطه با این که امام زمان در سامرا غیبت کردند، آمده است که زمانی که دشمنان درصدد کشتن ایشان برآمدند، در خفاء و به صورت پنهانی از منزل خارج شدند و زندگی مخفی خود را آغاز کردند. 

مسجد مقدس جمکران نیز دیگر مانند مسجد سهله، سرداب مقدس، وادی السلام که به نحوی منتسب به حضرت هستند، مورد علاقه شیعیان است. مسجد مقدس جمکران که در حدود بیش از هزار سال پیش به امر امام زمان (ع) توسط یک فرد متقی و پارسا و به همراه دلایل و نشانه ها و کراماتی که اثبات می کرد ساختن آن به دستور امام زمان (ع) است بود، ساخته شد. مسجدی است با آدابی ویژه و جایگاهی برای دعا، نماز، توسل، ارتباط معنوی و روحی با امام زمان (عج). این مسجد مورد تایید و علاقه بسیاری از علماء و بزرگان و مراجع می باشد. 

داستان چاه در جمکران صحت ندارد، اما در بعضی از نقل ها آمده است که اگر کسانی بخواهند با امام زمان ارتباط معنوی و روحی پیدا کنند، حاجت خودشان را همراه با دعاهایی بنویسند و در آب جاری و یا چاهی بیندازند، ان شاءالله حاجت آنها برآورده می شود.

- وهابیت متوسل شدن به ائمه را جدا شدن از اسلام می داند؛ نظر شما در این مورد چیست؟
آیات قرآن، پیامبر اسلام و سیره آن بزرگوار که حتی توسط خود وهابی ها نیز در کتابهایشان نقل شده است، عقیده آنها را باطل می کند. این توسل شرک نیست بلکه به ما دستور داده شده برای تقرب و نزدیکی با خدا از کسانی که در نزد خداوند دارای قرب و جایگاه و منزلت ویژه ای هستند، بهره ببریم و در این زمینه دلایلی متعددی از آیات قرآن و روایات پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) وجود دارد که علمای شیعه در کتابهای خود در جواب وهابی ها به آنها پرداخته اند.

- در 25 سال گذشته شاهد بودیم که عربستان و ایران رقابتی سیاسی داشتند که رهبر منطقه و رهبر مسلمانان شوند؛ نظر شما در این مورد چیست؟ و هم چنین شما در خصوص شیعیان بحرین که مورد فشار قرار می گیرند، چه احساسی دارید؟ آیا آقا امام زمان کمکی به این شیعیان می کند؟
این نوع موضوع ها انحرافی است. امروزه ما باید با عربستان و برادران اهل سنت، بر محورهای مشترک تأکید کنیم. اختلافات را کنار بگذاریم و همه علیه دشمن مشترک که اساس دین و اسلام را مورد تهاجم خود قرار داده اند یعنی امریکای جهان خوار و صهیونیزم بین الملل، متحد شویم.

- نظر شما درباره سخن آقای احمدی نژاد مبنی بر افسانه بودن هولوکاست؟
احتیاج نیست از من بشنوید، خیلی از محققان و پژوهش گران دنیا بر این اعتقادند که هولوکاست دروغ و فریبی بیش نیست. اگر که بخواهند شش میلیون یهودی را با آن کوره های آدم سوزی بسوزانند براساس محاسبه برخی اندیشمندان خودتان در غرب لااقل، 38 سال وقت لازم است و این یعنی هولوکاست یک شوخی و طنز و یک فریبی بیش نیست. 

برخی معتقدند یهودی ها بزرگ نمایی می کنند، برخی هم معتقدند که هولوکاست هیچ اساسی ندارد و اصلاً هیتلر چنین فرمانی نداده است. در هر حال، ما مدافع کار هیتلر در کشتار مردم و یهودیان هر چند اندک هم باشد، نیستیم و آن را محکوم می کنیم، اما اگر قرار باشد دروغ هایی اضافه کنیم و این دروغ ها دست آویزی برای مظلومیت و توجیهی برای جنایت در فلسطین باشد، این نگاه را قبول نداریم. ما همانطور که جنایات هیتلر را محکوم می کنیم حتی اگر کشتن به ناحق یک انسان باشد، جنایات اسرائیل را هم در فلسطین اشغالی محکوم می کنیم. از نظر همه انسانهای آزاداندیش، هر دو محکوم است.
مرجع : خبرگزاری آینده روشن