داخلی     گفتگو     هنر و رسانه
۱
یک شاعر:
ادبیات کلاسیک ما به موضوع انتظار پرداخته است
  هادی خوانساری، شاعر گفت: در نخستین اشعار فارسی می توان توجه به مسئله انتظار را به خوبی مشاهده کرد و امروز پررنگ تر نیز شده است.
گزارشگر :
Share/Save/Bookmark
چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۰۸:۰۰
کد مطلب : 16015
ادبیات کلاسیک ما به موضوع انتظار پرداخته است
هادی خوانساری در گفت و گو با آینده روشن، شعر ای پادشه خوبان، داد از غم تنهایی/ دل بی تو به جان آمد، وقت است که باز آیی، اثر حافظ را یکی از بهترین ابیاتی دانست که درباره امام زمان (عج) سروده شده است و گفت: در ادبیات کلاسیک ما رویکرد به انتظار فراوان است. برای نمونه امیر خسرو دهلوی می گوید: 
همه آهوان صحرا سر خود نهاده بر سنگ
 به امید آن که روزی به ره شکار آیی

وی افزود: البته رویکرد به انتظار و منجی تنها مختص مسلمانان و ایرانیان نیست، بلکه همه انسان های دنیا برای خود منجی دارند و حتی قبایل دور افتاده در اعماق جنگل های آمازون هم منتظر منجی هستند، ولی مولای ما همه نشانه هایش مشخص است و لم یلد و لم یولد نیست و پدر و مادر ایشان مشخص است. همین موضوع سبب شده که موعود ما با دیگر موعودها فرق داشته باشد.

این شاعر با اشاره به رویکرد شعر فارسی به مسئله انتظار خاطر نشان کرد: در نخستین اشعار فارسی می توان توجه به مسئله انتظار را به خوبی مشاهده کرد و امروز پررنگ تر نیز شده است. مشکلی که امروز در ادبیات انتظار وجود دارد این است که نشانه های انتظار به صورت کلیشه ای استفاده شده اند. مانند جاده، غروب، آدینه و سپیده دم. در حالی که باید با دید بازتری به این موضوع نگریست. 

خوانساری، موعود و منجی را دلیل استواری زمین دانست و گفت: منجی عالم ممکن است در تاکسی کنار ما بنشیند یا در خیابان ایشان را ببینیم، ولی نشناسیم. پدربزرگم می گفت که همه انسان ها هر ماه یک بار امام زمان (عج) را می بینند؛ چون اگر نبینند کور می شوند. استاد پرهیزکار هم آخرین آرزوی خود را دیدن قرآن خواندن امام زمان (عج) می داند. امام و منجی عالم به قدری بزرگ است که خداوند او را نماینده خود در تمام کائنات قرار داده است. 

وی با اشاره به سطحی بودن برخی اشعار مهدوی تصریح کرد: اشعار برخی شاعران به این دلیل که عاشقانه سروده نمی شوند، اثرگذاری لازم را ندارند. برخی دیگر نیز با استفاده از سرودن اشعار آیینی و مهدوی وارد دستگاه های دولتی می شوند که این مورد ناپسند است.

ترانه ای مهدوی از هادی خوانساری را می خوانیم:
صدای تو چه جوریه؟ چه طوری قرآن می خونی؟ کجاها هستی و چه طور این همه چیزو می دونی؟
بگو بهارمهربون! چه جوری می شه دیدتون؟
الان دقیق چند سالته؟ پیر شدی یا موندی جوون؟
موهات بلنده یا کوتاه؟ چشای تو چه رنگیه؟
پس چرا قلب غنچه ها تو این زمونه سنگیه؟
گندمی هستی یا که بور؟ بی صبری یا بازم صبور؟
ماه اگه صدات کنه، جواب شو می دی یا نه؟
ماه که جای خود داره، خورشیدو هم می گن سحر
با رخصت تو ای عزیز، از پشت کوه سر می زنه
مگه می شه، ولی می گن پرنده ها رو دونه دونه می شناسی
مگه می شه، ولی می گن ستاره ها رو بی نشونه می شناسی
اسم کوچیک تک تک ماهی ها رو خوب بلدی
بیست اگه که بهترینه، تو صدی
خونه ت کجاس؛ جنوب شهره یا شمال؟
اجاره ایه یا که نه؟
برای دیدنت چه طور وقت ملاقات بگیریم؟
بگو که از شهر شما چی می شه سوغات بگیریم؟
نمازو به ساعت شرعی کجا می خونی شب؟
نماز مغرب رو چه طور؟
خورشید که تو دل خودش هیچ وقت غروب نمی کنه
واسه نماز صبح عزیز، کی تو رو بیدار می کنه؟
ماه رمضون که می رسه، کی با تو افطار می کنه؟
شغلت چیه؟ چند تا زبونو بلدی؟
چه عطری می زنی به گل؟
چشم تو چشم کیا می شی؟
به کیا لبخند می زنی؟
دلای دل شکسته رو چه طوری تو بند می زنی؟ پس چرا ساکتی بزرگ؟
تو ترافیک گیر می کنی؟
سر قرارات می رسی؟
نامه هاتو جواب می دی؟
ايميلاتو چک می کنی؟
لباست از چه جنسیه؟
یا آرم ساعتت چیه؟
روزنامه می خونی یا نه؟
کدوم عکاسی میری؟
چه طوری لبخند می زنی؟
گریه تو با هقهقه یا که سکوت مطلقه؟
شماره ملی داری؟
مولوی خوندی تا حالا؟
سماع کردی یا که نه؟
بگذریم این که تو خودت اظهرالشمس عالمی
حضرت خضرمون کجاست؟
مسیح مهربون چه طور؟
دمش بلند و گرمه باز؟
چند وقت به چند وقت می بینیش؟
یا که همیشه با همید؟
شب نشینی دارید با هم؟
گپ می زنید؟ حال می کنید؟
تا حالا تو تولدت کنار بچه شیعه ها تاقای نصرت زدی؟
شیرینی پخش کردی تو شهر؟ مولودی خوندی؛ دست زدی؟
تو جنگ بودی می دونم، ولی بگو مجنون رو بهتر می شناسی یا فکه و چزابه رو؟
می گن که گردان کمیل تو کانال ماهی بودن
می گن که تا آخر کار به عشق تو راهی بودن
تک تکشون رو بوسیدی
اگه که این راست باشه
حسودی می کشه منو؛
یه موش کور و بی کسو
که مونده تو گندابه ها
اما عزیز نگفتی که...
چه طور بگم عاشق شدی تا به حالا؟
چشم انتظاری سخته نه؟
هی بی قراری سخته نه؟
چه طور بگم چی کار کنم؟
صدای تو چه جوریه؟
چه طوری قرآن می خونی؟
ماه اگه صدات کنه، جوابشو می دی یا نه؟
۱۳۸۶-۰۵-۱۰ ۲۳:۱۲:۱۴
سلام
از آقاي خوانساري توقع بيشتري داشتم
لحن اشعاري كه براي اهل بيت سروده ميشن بايد توام با ادب و متانت بيشتري باشه
لحن اين شعر مناسب نيست و بيشتر شبيه به شعريه كه براي يك معشوق زميني سروده شده
آينده روشن هم بايد بيشتر دقت كنه