داخلی     مقاله     انديشه
تاريخ حرم ائمه بقيع علیهم السلام (5)
  همانگونه كه سمهودى اشاره نموده در داخل بيت فاطمه، نقطه مشخصى به عنوان محل قبر آن حضرت شناخته مى شده و از گفتار علامه مجلسى ـ ره ـ معلوم مي شود كه در قرن هاى گذشته و در زمان آن مرحوم، علامت قبرى نيز به عنوان قبر فاطمه در اين نقطه وجود داشته است.
Share/Save/Bookmark
شنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۸:۳۴
کد مطلب : 18789
تاريخ حرم ائمه بقيع علیهم السلام (5)
مورّخان مى گويند: اين خانه ها و حجره ها در قسمت شرقى و شمالي و در سمت جنوبى مسجد قرار داشتند، (49) كه هر يك از آنها به يكي از همسران رسول خدا اختصاص داشت، همانگونه كه حجره فاطمه به آن حضرت اختصاص داده شده بود. از نظر موقعيت، بيت فاطمه در شرق مسجد و در قسمت شمالي حجره اى كه پيكر پاك رسول خدا(ص) در آن به خاك سپرده شده و به عايشه اختصاص داشت، قرار گرفته بود، همانگونه كه حجره حفصه در قسمت جنوبى اين خانه قرار داشت، با اين تفاوت كه حجره عايشه و حفصه را راهروي از هم جدا مى ساخت ولى در ميان حجره فاطمه و عايشه فاصله اى به جز ديوار وجود نداشت و حتى بنا به نقل بعضى از مورّخان اهل سنت، در ميان اين دو خانه، روزنه كوچكى تعبيه شده بود كه پيامبر اكرم در اوقاتى كه در خانه عايشه بسر مي برد، از همين روزنه با اهل بيت صحبت و از فاطمه و حسنين تفقد و دلجويى مى فرمود كه پس از مدتى به عللى و طبق درخواست حضرت زهرا (س) مسدود گرديد. (50)

اين خانه و حجره كه در لسان روايات و در متون تاريخى به «بيت فاطمه» و گاهى به «بيت علي»(ع) تعبير مى شود، مانند ساير خانه هاى متعلق به رسول خدا و بعضى از صحابه و اقوام آن حضرت داراى دو درب بود، يكى به داخل مسجد باز مى شد و ديگري به سمت شرق و به طرف بقيع كه در اين سمت، داراى حياط كوچكي هم مانند ساير بيوت بود و رسول خدا(ص) دستور داد همه كسانى كه داراى چنين خانه در اطراف مسجد هستند، درب خانه خود را كه به داخل مسجد باز مى شود ببندند مگر خانه على(ع) . . . و سد الأبواب الاّ بابه.

گرچه در اين بيت و حجره و مرقد رسول خدا(ص) همانند مسجد آن حضرت در طول تاريخ، تحوّلات و دگرگونى هايى در اثر توسعه و عِلل ديگر به وجود آمده است ولى بطورى كه اشاره گرديد، هدف ما در اينجا فقط تذكر و يادآورى تغيير و تحوّلى است كه در بيت فاطمه(س) به وجود آمده است.

وليد بن عبدالملك خليفه اموى (51) كه در سال 88 به قصد سفر حج وارد مدينه شده بود، به هنگام سخنرانيش در مسجد رسول خدا، پرده حجره فاطمه كنار رفت و او متوجه گرديد كه حسن بن حسن بن على(ع) (52)

در ميان اين خانه نشسته در يك دستش آيينه و با دست ديگر محاسنش را شانه مى زند وليد بلافاصله دستور داد كه اين خانه تخريب و به مسجد ضميمه شود. حسن بن حسن و همسرش فاطمه بنت الحسين(ع) با اين دستور مخالفت و از ترك نمودن اين حجره امتناع ورزيدند. وليد پيام داد كه اگر اين بيت را تخليه نكنيد بر سر شما ويران خواهم نمود، آنان باز هم مقاومت نمودند وليد دستور داد خانه را بر سر آنها و اطفالشان ويران كنند، چون مأمورين وارد خانه شدند و در اجراي فرمان وليد فرش از زير پاى حسن و فاطمه كشيدند آنان به اجبار اين حجره را ترك و به خانه ديگرى كه متعلق به امير مؤمنان علي(ع) بود، منتقل گرديدند. (53)

بعضي از مورّخين مى گويند: اصل اين حادثه و كنار رفتن پرده اين حجره، در حال سخنرانى براى شخص وليد اتفاق نيفتاده، بلكه براى يكى از مأمورين وى كه در فاصله هاي مختلف جهت بررسى اوضاع مدينه به اين شهر وارد مى شد اتفاق افتاده و او اين موضوع را بعنوان امرى برخلاف شؤون خلافت تلقّي و در نزد وليد سعايت نموده، وليد هم چنين دستورى را صادر كردهاست.

در ماه ربيع الأول سال 88 وليد به عمر بن عبدالعزيز والى خود در مدينه كتباً دستور داد همه خانه هاى اطراف مسجد را كه متعلّق به همسران و اقوام و صحابه رسول خدا بود تخريب و به مسجد ضميمه نمايد، او در نامه خود تأكيد كرده بود كه هر يك از مالكان اين بيوت با فروش خانه اش موافقت كند خريدارى و هركس مخالفت نمايد، قيمت خانه پرداخت و بدون رضايت وى ويران شود.

عمر بن عبدالعزيز سران و علماى مدينه را از مضمون نامه وليد آگاه ساخت، همه آنان با اين تصميم مخالفت نموده و چنين گفتند: اگر واقعاً هدف وليد توسعه مسجد است مى توان آن را از جوانب ديگر به اجرا گذاشت. اما اين حجره ها كه متعلق به رسول خدا و يادگار آن حضرت و با اين بساطت و سادگى و ديوارهاى خشتى با سقف هاى كوتاه و با پوشش شاخه هاى خرما كه بيانگر كيفيت زندگى پيامبر اسلام است موجب جلب توجه زائرين تا قيامت و سبب بهره گيرى معنوى و سوق دادن مسلمانان به زهد و كناره گيري از تجمل گرايى مى باشد و مسلمانان در طول قرن ها با مشاهده اين مناظر، پى خواهند برد كه علاقه به ساختمان هاى چند طبقه و گرايش به رفاه و زندگى پر زرق و برق از روش انبيا بدور است و طبعاً به آن حضرت تأسى و از روش وى تبعيت خواهند نمود.

عمر بن عبدالعزيز پيشنهاد سران مدينه را به وليد منعكس نمود. وى مجدداً دستور داد كه بايد اين خانه ها ويران و مسجد از تمام جوانب توسعه پيدا كند!

طبق نوشته مورّخين، به هنگام تخريب اين خانه ها، مردم مدينه آنچنان ناله و شيون سر دادند و آنچنان گريه و زارى نمودند كه ايام رحلت رسول خدا را تداعى مى نمود وپس از درگذشت غم انگيز رسول خدا، در هيچ حادثه اى در مدينه چنين تأثر، حزن و اندوهي مشاهده نشده بود.

به هنگام تخريب اين حجره ها خبيب بن عبداللّه به عمر بن عبدالعزيز گفت: به خدايت سوگند كارى نكيند كه آيه «انّ الذين ينادونك من وراء الحجرات» را از بين ببريد. فرزند عبدالعزيز دستور داد در روزى سرد بر بدن خبيب آب سرد بريزند و يك صد تازيانه بزنند كه وى در اثر اين فشار به شهادت رسيد. عمر بن عبدالعزيز بعدها از اين اقدام خود اظهار ندامت مى نمود و مى گفت اي كاش خبيب را نمى كشتم.

بهرحال وليد با تخريب اين بيوت مسجد را توسعه داد و از پادشاه روم جهت بنّايى و زيباسازى آن استمداد نمود و چهل نفر معمار و كارگر مسيحى وارد مسجد و مشغول به كار شدند و در سال 91 توسعه و زيباسازى مسجد به پايان رسيد. (54)

گرچه مورّخان بر خلاف دستور ثانوى و تخريب بيوت همسران پيامبر كه در سال 88 بوده، براى تخريب خانه فاطمه تاريخ دقيقي ذكر ننموده اند ولى همانگونه كه در گفتار بعضى از آنان اشاره شده، وقوع متعاقب اين دو حادثه، نشانگر اين واقعيت است كه تخريب حجره فاطمه و ضميمه كردن آن به مسجد، در حالى كه همه خانه هاي موجود به حال خود باقى بوده، موجب جلب توجه هر بيننده واز نظر اجتماعي شديداً سؤال برانگيز بوده است. وليد هم در اثر فشار افكار عمومي مجبور شده است با اتخاذ چنين تصميمى و به عنوان «توسعه مسجد» دستور تخريب همه اين بيوت را صادر نمايد تا در ضمن مشروعيت بخشيدن به عمل خود مسأله تخريب بيت فاطمه هم در بوته فراموشي قرار گيرد.

طبق دستور وليد، عمر بن عبدالعزيز اين خانه ها را ويران و مانند حجره فاطمه به مسجد ضميمه نمود و حتى ديوارهاى موجود در اطراف حجره و مرقد مطهر رسول خدا را نيز برداشت و براى مشخص شدن مرقد مطهر به جاى ديوار قبلي، محدوده آن را با سنگ هاى سياه رنگي، شبيه به سنگ هاى ديوار كعبه ولى صاف و تراشيده شده، ديواركشى نمود. (55)

و باز براى اين كه قبر رسول خدا حالت كعبه را پيدا نكند، قسمت شمالى آن را كه محدوده بيت عايشه و حضرت زهرا مى باشد ـ با اينكه جزء مسجد شده بود ـ با ديوار كوتاهي، به شكل مثلثي درآورد كه محدوده اين ديواره را مقصوره مى نامند، همانطوري كه به خود ديواره نيز مقصوره مى گويند.


نصب شبكه در اطراف مرقد شريف و حجره فاطمه (ع)
وضع مرقد شريف و بيت فاطمه، قطع نظر از تغييرات جزئي، تقريباً به مدت شش قرن به همان شكلى بود كه توضيح داده شد و زائران قبر رسول خدا (ص) مى توانستند قبر شريف آن حضرت را در فاصله يك متر و نيم زيارت كنند و در اطراف مرقد شريف و در محل بيت فاطمه (ع) و ساير بيوت نماز بخوانند و گفتار ائمه هدى ـ عليهم السلام ـ و محدثان و مورّخان در مقاطع مختلف، بيانگر اين حالت و ناظر به اين تحول و دگرگونى و تخريب بيت فاطمه و ضميمه شدن آن به مسجد است كه به دستور وليد انجام گرفته است. ولى در سال 668 به دستور پادشاه مصر، ملك ظاهر ببرس بندقدارى 56 در ميان ستون هايي كه در چهار طرف مرقد مطهر قرار داشت، شبكه چوبينى به ارتفاع تقريباً دو متر نصب و اين قسمت مجدداً از مسجد جدا گرديد كه علاوه از مرقد مطهر بيت عايشه و بيت فاطمه(ع) نيز در داخل اين شبكه قرار گرفته اند. اين شبكه داراى سه درب بود، يك درب در سمت قبله و درب دوم در طرف شرق و درب سوم در سمت غرب و داخل مسجد قرار داشت.

مورّخين مى گويند در اندازه گيرى محل نصب اين شبكه، ملك ظاهر كه در سال 667 در موسم حج به مدينه وارد شده بود، مباشرت مستقيم داشته و در سال 668 آماده و نصب گرديد.

پس از نصب اين شبكه، فاصله زائران با قبر رسول خدا بيشتر و مسلمانان از نماز خواندن در قسمتى از فضا كه به مسجد ضميمه شده بود، ممنوع شدند و اين موضوع به عنوان انتقاد از اقدام ملك ظاهر و بصورت عملى غير مشروع و مانع از اقامه نماز توسّط مسلمانان، در بخشى از مسجد، مطرح گرديد و پاسخ طرفداران وى اين بود كه: ملك ظاهر با نصب اين شبكه، قداست حجره شريفه را بيش از پيش حفظ و احترام محوطه روضه مطهر را كه در شرع انور وارد شده است، با ممنوع كردن عبور و مرور در آن، براى هميشه ابقاء نمود! (57)

گرچه از قرن هفتم تا امروز در اين شبكه، از لحاظ ارتفاع و تبديل آن به شبكه فلزى و دگرگونى هاى مختلف ديگر، تغييراتي به وجود آمده است، اما محدوده اى كه براى اين شبكه در زمان ملك ظاهر ترسيم شده بود، هنوز هم به حال خود باقى است و تغييري در آن رخ نداده است و محل بيت فاطمه (س)كه در سمت شمالى مرقد رسول خدا، در داخل شبكه قرار گرفته بود، فعلاً نيز در داخل شبكه و در همان محدوده قرار دارد.

محراب و ضريح در بيت فاطمه(س) 

ابن نجار ( متوفى 643 هـ. ق. ) پس از اينكه از محمد بن ابراهيم، يكي از احفاد و نوادگان امام صادق(ع) نقل مى كند كه قبر فاطمه(ع) در بيت خودش قرار دارد، مى گويد:

قـلت و بيتها اليوم حوله مقصورة و فيه محراب و هو خلف حجرة النّبي(ص) 58.

در زمان فعلي، خانه فاطمه در داخل مقصوره و محدوده واقع شده و داراي محرابى است كه در پشت حجره پيـامـبـر(ص) قرار گرفته است.

ظاهراً منظور ابن نجار از «مقصوره» ـ كه قبل از تاريخ نصب شبكه در اطراف بيت فاطمه(س) بوده است ـ همان ديوارى است كه در زمان عمر بن عبدالعزيز در قسمت شمالى مرقد شريف نبوى(ص) ايجاد شده بود كه با نصب شبكه، اين ديواره نيز برداشته شده است.
متن گفتار ابن نجار را سمهودى نقل كرده و اضافه مى كند:

«محرابى كه ابن نجار از آن ياد نموده كه در پشت حجره عايشه قرار دارد، در قسمت مقدم اين محراب، محلى هست كه مردم، آنجا را به عنوان قبر فاطمه(ع) مي شناسند و بر اين نقطه احترام زيادى قائلند و از قدم گذاشتن بر اين محوطه امتناع مى ورزند. (59) 

60 و امروز هم در داخل بيت فاطمه ضريحى را مشاهده مى كنيم منتسب به آن حضرت، به ابعاد تقريبى يك متر و نيم در يك متر و نيم كه ظاهراً در همان نقطه اى كه معروف به محل قبر آن حضرت بوده نصب شده و يا علامت قبرى كه مرحوم مجلسى اشاره فرموده، قابل انطباق است. گرچه تاكنون كيفيت پيدايش اثر قبر و تاريخ نصب اين ضريح ، همانند تاريخ احداث محراب قديمى ـ كه ابن نجار از آن ياد نموده ـ معلوم و مشخص نگرديده است.

دومين خانه امير مؤمنان(ع)
پس از بحث در مورد خانه فاطمه و امير مؤمنان ـ عليهماالسلام ـ و آشنايي با تاريخ اين بيت، مناسب است بحث تاريخى ديگري نيز ـ كه بى ارتباط با بحث قبلى نيست، مطرح شود و آن وجود دوّمين خانه امير مؤمنان(ع) در مدينه مى باشد.

قبل از بيان اصل موضوع، تذكر اين نكته را لازم مى دانيم كه طبق شواهد تاريخي، رسول خدا (ص) پس از ورود به مدينه، بخشي از زمين وسيعى را كه در سمت غربى بقيع قرار داشت، جهت ساختن منزل تقطيع و تقسيم و هر قطعه اى را در اختيار يكي از مهاجرين از صحابه قرار داد كه يكى از اين منزل ها متعلق به عبدالرحمان بن عوف بود و خانه او اولين خانه اى است كه در اين نقطه احداث گرديده و اين منزل به مناسبت بزرگ بودنش «دار كبري» و به مناسب اين كه محل ضيافت و پذيرايى مهمانان رسول خدا بود «دارالضيفان» ناميده مى شد.

و منزل ديگر متعلق به عثمان بن عفان بود. او نه يك باب، كه دو باب منزل متصل به هم ساخته بود. يكى از اين دو خانه نسبت به ديگري بزرگتر بود و از اين رو به «داركبري» و ديگرى «دار صغري» ناميده مى شد و جريان محاصره و كشته شدن وى در همان داركبرى به وقوع پيوست.

همانگونه كه منزل ديگرى متعلق به ابوبكر بود و در مقابل خانه كوچك عثمان قرار داشت و او هم در همين منزل از دنيا رفت (61)

و منازل ديگرى نيز بود كه به ساير صحابه تعلق داشت و در گذشته اشاره نموديم كه محل دفن ائمه بقيع، خانه اى بود متعلق به عقيل، همانگونه كه در آينده خواهيم گفت، صفيه عمّه رسول خدا در محلى كه متصل به خانه مغيرة بن شعبه بود، دفن گرديده است و ظاهراً جمله معروف در معرفى بقيع كه در ميان مدينه شناسان اشتهار دارد «شرقيها نخل و غربيها بيوت » اشاره به همين بيوت است. (62)

براساس شواهد تاريخي، يكى از اين منازل نيز متعلّق به امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ بود. به عنوان تأييد اين موضوع، متن چند جمله تاريخى را در اينجا نقل مى كنيم:

1 ـ ابن شبه قديمترين مدينه شناس در اين مورد مى گويد:
. . . واتخذ على بن ابيطالب بالمدينة دارين احدايهما دخلت في مسجد رسول اللّه(ص) و هى منزل فاطمة بنت رسول اللّه التى تسكن فيها و الأخرى دار على التى بالبقيع و هى بايدي ولد على على حوزالصدقة. . . (63)
. . . علي بن ابيطالب براى خود در مدينه دو خانه اختيار كرده بود، يكي همان خانه اى است كه در داخل مسجد قرار گرفت و آن همان خانه فاطمه دختر رسول خداست كه در آن سكونت مى فرمود و ديگرى خانه اى است كه در كنار بقيع واقع شده بود و اين خانه جزء موقوفات آن حضرت و در دست فرزندان او بود. . .
2 ـ ابن نجار (متوفاى 643 هـ. ق) از سعيد بن جبير نقل مى كند كه:

رأيت قبر الحسن بن على بن ابيطالب فى فم الزقاق الّذى بين دار نبيه و بين دار على بن ابيطالب ( 64)
. . . قبر حسن بن على را در اول كوچه اى كه در ميان خانه نبى و خانه على بن ابيطالب قرار دارد، مشاهده نمودم. . .

3 ـ باز ابن نجار نقل مى كند:
. . . و روى عن الحسن بن على بن عبيداللّه بن محمد بن عمر بن علي بن الحسين بن على بن ابيطالب انّه هدم منزله فى دار علي بن ابيطالب قال فاخرجنا منه حجرا مكتوباً عليه، هذا قبر رمله بنت صخر. . . ( 65)

«از حسن بن على بن عبيداللّه نقل شده: موقعى كه خانه خود را در داخل منزل على بن ابيطالب خراب مى كرد، قطعه سنگى پيدا نمود كه در آن اين جمله نوشته شده بود: «هذا قبر رملة بنت صخر».

4ـ در مورد تخريب بيت فاطمه (عليهاالسلام) آمده است كه حسن بن حسن و همسرش فاطمه بنت الحسين چون مجبور به ترك حجره فاطمه شدند، اين حجره را ترك نموده و به خانه على بن ابيطالب منتقل شدند.

فخرجوا منه حتى اتو دار على نهاراً. (66)
از اين متون تاريخى و مشابه آنها معلوم مى شود كه امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ علاوه بر بيت و حجره كنار مسجد، منزل ديگري نيز در اختيار داشت كه در نزديكى بقيع قرار گرفته بود و اين خانه همانند ساير املاك و باغات و چشمه ها، جزء صدقات و موقوفات آن حضرت بود كه توليت اين خانه را هم به ترتيب به فرزندانش امام مجتبـى و حسيـن بـن عـلـى(ع) محول و كيفيت بهره بردارى از آن را مشخص فرموده بود. (67)

حوادثي كه در اين خانه واقع شد
به عقيده نگارنده، حوادث مهم تاريخى كه بلافاصله پس از رحلت جانگداز رسول خدا(ص) يكى پس از ديگرى بوقوع پيوسته است، همه آنها در اين منزل بوده نه در بيت فاطمه و در كنار مسجد.

اجتماع عده اى از مهاجرين و انصار در مخالفت با بيعت ابوبكر، هجوم به خانه امير مؤمنان و احراق درب آن خانه، دوران نقاهت حضرت زهرا و ملاقات ها و حوادثى كه در اين دوران اتفاق افتاده و همچنين مراسم تجهيز و تشييع آن حضرت مربوط به اين منزل بوده و در اين خانه واقع شده است كه علاوه براعتبار عقلي، گاهى شواهدوقرائن تاريخي نيزاين نظريه و عقيده را تاييد مى كند ـ واللّه العالم ـ. (68)

پى نوشت ها:
1- وفاء الوفا، ج 3، ص 906.
2- صحيح بخاري، كتاب المغازي، باب غزوه خيبر، ح 3998، صحيح مسلم، كتاب الجهاد و السير، ح 1759.
3- استيعاب مطبوع در حاشيه اصابه، ج 4 ، ص 379.
4- بحارالانوار، ج 43، ص 210.
5- امالى مفيد، ص 146.
6- بحارالانوار، ج 43، ص 183.
7- در آينده توضيح خواهيم داد كه از قرن ششم اين خانه مجدداً با نرده كشى اطراف آن، بطورى كه امروز مي بينيم، از مسجد مجزّا و محوطه آن مشخص شده است.
8- عيون الأخبار الرضا، ج 1، ص 311.
9- اصول كافي، ج 1، ص 461.
10- مناقب، ج 3، ص 365.
11- بحارالأنوار، ج 100، ص 191.
12- عيسى بن موسى از محدّثين و علماي اهل سنت و معاصر با امام صادق ـ عليه السلام ـ است. نكـ: تهذيب التّهذيب.
13- قرب الإسناد به نقل بحارالأنوار، ج 100، ص 192.
14- اقبال الاعمال، ص 623.
15- غربى و محدوده اصلى داخل مسجد.
16- اين زيارت همان زيارت معروف است كه در كتب ادعيه و زيارات نقل شده است، به انضمام صلوات مخصوص براى هر يك از معصومين ـ عليهم السلام ـ.
17- من لايحضره الفقيه، به تصحيح على اكبر غفاري، ج 2، ص 574 ـ 572.
زيارت معروف: «يا ممتحنة امتحنك اللّه الّذي خلقك. . . » را مرحوم علامه مجلسى در مزار بحار از طريق محمد عريضي، از امام باقر(ع) نقل نموده است. لابد اين زيارت منقول، به دست مرحوم صدوق نرسيده و يا در سند آن مناقشه فرموده است.
18- معانى الأخبار، ص 268.
19- مقنعه، طبع دبيرخانه كنگره شيخ مفيد، ص 459.
20- مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 365.
21- اعلام الوري، ص 159.
22- اقبال، ص 224.
23- اين سومين روايت از رواياتى است كه ما نقل نموديم.
24- اقبال، ص 623.
25- بحار، ج 43، ص 188.
26- بحار، ج 100، ص 193.
27- همان.
28- حماد بن عيسى عن الباقر(ع): « دفن على فاطمة ـ رض ـ ليلاً فى منزلها الّذى دخل فى المسجد». عن عبداللّه بن ابراهيم انّ جعفر بن محمد كان يقول: قبرت فاطمه ـ رض ـ في بيتها الّذى ادخله عمر بن عبدالعزيز فى المسجد». اين دو روايت را ابن شبه در تاريخ المدينه ج 1، ص 106 و 107 و سمهودى در وفاءالوفا ج 3، ص 902 نقل نموده اند.
29- وى اوّلين مدينه شناسى است كه در اين موضوع تأليفى هم داشته و در سال 199 در قيد حيات بوده است.
30- تاريخ المدينه، ج 1، ص 108.
31- تاريخ الخميس، ج 2، ص 176.
32- اين اقوال را ابن شبه در تاريخ المدينه، ج 1، ص 105 و 106 و سمهودى در وفاءالوفا ج 3، ص 901 نقل نموده اند.
33- وفاء الوفا ج 3، ص 901.
34- اخبار المدينه، ص 154.
35- عمدة الاخبار، ص 154.
36- مانند على حافظ در كتاب خود فصول من تاريخ المدينه، ص 168.
37- تاريخ المدينه، ج 1، ص 127 ، وفاءالوفا، ج 3، ص 910.
38- ابن حبان از بزرگترين محدّثان و علماى اهل سنت در قرن چهارم (متوفاى 354) مى باشد و كتاب او از بهترين كتاب هاي حديث به شمار مى آيد.
39- عمدة الأخبار، ص 153.
40- مروج الذهب ج 3، ص 297، سمهودى در وفاءالوفا ج 3، ص 905 مى گويد: اين گفتار مسعودى متعلّق به سال 332 هـ. ق. مى باشد.
41- توصيف مدينه، به نقل از فصلنامه ميقات حج شماره 5، ص 117.
42- ذخائرالعقبي، ص 54.
43- محمد بن عبدالبر قرطبى مالكى ( متوفي463 هـ. ق. ) از شخصيت هاى علمى و داراى كتاب ها و تأليفات متعددى است، از معروفترين آنها «استيعاب فى اسماء الأصحاب» مى باشد. اين كتاب در پاورقى «الإصابه » در مصر چاپ شده است. . محب الدين طبرى مكى شافي، محدث و مفتي حرم مكه، مؤلف كتاب « الأحكام و ذخاير العقبي» مى باشد، وفات وى در سال 674 يا 694 واقع شده است.
44- تاريخ المدينه، ج 1، ص 123.
45- وفاءالوفا، ج 3، ص 895.
46- اخبار المدينة الرسول، ص 156. اين دو قبر كه در خارج بقيع و داراى گنبد قديمى و جداگانه اى بودند، پس از تخريب گنبدها با احداث ديوارى به دور آنها، مشخص و مورد توجه عده اى از زائران بودند ولى در اين چند سال اخير، به علت توسعه بقيع در داخل بقيع قرار گرفتند و اينك اثرى از آنها باقى نيست.
47- وفاء الوفا، ج 3، ص 893.
48- عمدة الاخبار، ص 153 و 157.
49- الدرة الثمينة فى الأخبار المدينة، ص 73.
50- وفاء الوفا، ج 2، ص 466.
51- دوران خلافت وى ده سال از 86 تا 96 هجرى بوده است.
52- ذهبى در تاريخ الاسلام در شرح حال شخصيت هائي كه در صدمين سال هجرى بدرود حيات گفته اند مى گويد: حسن وصى پدرش امام مجتبى(ع) و متولّى موقوفات امير مؤمنان(ع) بوده. از اين گفتار ذهبي، شخصيت وى و علت سكونتش در حجره فاطمه(ع) و علّت انتقالش به خانه امير مؤمنان معلوم مى گردد. و باز ذهبى نقل مى كند كه وليد كتباً دستور داد كه به حسن بن حسن يكصد تازيانه بزنند و يك روز تمام در معرض تماشاى مردم قرار دهند و در نامه اش آمده بود: «واللّه انا قاتله» و امام سجاد(ع) كلمات فرج را به او تعليم فرمود تا از توطئه اى كه براى شكستن شخصيت وى طراحى شده بود، نجات يافت.
53- وفاء الوفا، ج 2، ص 466.
54- خلاصه اين حادثه تاريخي، در تاريخ طبرى و كامل ابن اثير و تاريخ يعقوبى و ساير منابع تاريخى و مشروح آن در البداية و النهايه، در حوادث سال 88 نقل شده است.
55- ارتفاع اين ديوار تقريباً شش متر و نيم و عرض آن شصت سانتى متر بوده است.
56- وى از سلاطين مقتدر مصر و از كسانى بود كه به مسائل اساسى مذهبى توجه بيشترى داشت، از همين رو توانست درسال 665 بـا يـك برنامه وسيع، همه عقايد و مذاهب فقهى اهل سنت را به چهار مذهب معروف منحصر نمايد. نكـ: خطط مقريزي، ج 2، ص 344.
57- جريان نصب شبكه به وسيله ملك ظاهر در وفاء الوفا، ج 2، ص 604 و فصول من تاريخ المدينه، ص 126 آمده است.
58- اخبار مدينة الرسول، ص 76.
59- وفاء الوفا، ج 2، ص 469.
60- بحار، ج 100، ص 193.
61- در مورد اين بيوت نكـ: تاريخ ابن شبه، ج 1، ص 235 و 242، وفاء الوفا ج 2، ص 731.
62- تاريخ ابن نجار، ص 152، عمدة الاخبار، ص 151، وفاء الوفا، ج 3، ص 889.
63- به نقل سمهودى در وفاءالوفا، ج 2 ، ص 469. على رغم دقّت نظر و صداقت و امانت در نقل سمهودي، كه زبانزد مورّخان است، اين مطلب راكه وى از ابن شبه نقل نموده است در نسخه چهار جلدى ـ كه از تاريخ ابن شبه در اختيار ماست ـ با بررسى مكرر به دست نيامد و دليل آن همان است كه مصحح اين كتاب در صفحات اول آن تذكر داده است كه نسخه موجود در اختيار وى از نظر خط غيرخوانا و در مطالب و صفحاتش سقط فراوان وجود داشته است.
64- اخبار المدينه، ج 1، ص 54.
65- همان، ص 155، وفاء الوفا، ج 3، ص 912.
66- وفاء الوفا، ج 2، ص 466.
67- موقوفات اميرمؤمنان در منابع تاريخي، مانند تاريخ ابن شبه، ج 1، ص 229 ـ 219 آمده است و او متن وقف نامه جالب آن حضرت را كه در جمادى الأولى سال 39 تنظيم فرموده، نقل نموده است و از جملات اين وقف نامه است: «و انّه يقوم على ذلك حسن بن علي. . . و ان حدث بحسن حدث و حسين حى فانه الى حسين بن على و ان حسين بن على يفعل مثل الذى امرت به حسناً . . . ».
68- حادثه هجوم به خانه فاطمه زهرا و احراق باب آن حضرت در منابع تاريخى اهل سنت، از جمله در منابع زير آمده است.
تاريخ طبرى حوادث سال 11 هجري. الإمامه و السّياسة، ج 1، ص 11، عقدالفريد، چاپ مصر، ج 3، ص 64، تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 12