داخلی     مقاله     اجتماعی
19دی؛ روزی سرنوشت ساز
   19‌دی سالروز قیام خونین مردم قم است، روزی که برگ زرین و سرنوشت ساز را در تاریخ انقلاب اسلامی گشود، برگی که حادثه ساز شد و توانست طومار 2500 ساله رژیم ‏شاهنشاهی را از تاریخ ایران برچیند.‏
Share/Save/Bookmark
پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۲۵
کد مطلب : 27077
19دی؛ روزی سرنوشت ساز
به گزارش آینده روشن، با توجه به اهمیت این روز و لزوم آشنایی نسل حاضر مروری داریم بر اتفاقات و حوادث ‏این قیام خونین و برای این منظور با الهام از خاطرات و مشاهدات شاهدان و اسناد مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ‏گوشه‌هایی از مجاهدت و اهداف متعالی حماسه سازان 19‌دی را به تصویر می کشیم، هر چند که قلم از تبیین و تصویر شرایط خفقان و ترس و ‏دلهره آن زمان عاجز است.

درک زمانی که یک پلیس دوره گرد بر یک شهر حکومت بی چون و چرا می‌کرد و درک شرایطی که هیچ امیدی به ‏پیروزی نیست و جانها نیز در خطر حتمی است و اینگونه حماسه آفریدن، برای نسل امروز به نظر می‌رسد مشکل باشد. ولی نگاهی به ‏عاشورا و کربلا و به جان و دل خریدن تبعات انجام وظیفه و تکلیف تا حدودی انسان را به تجزیه و تحلیل درست این گونه وقایع رهنمون ‏می‌سازد.‏

روز 17 دی است معمولا ساعت چهار و 30 دقیقه تا پنج بعد‌ازظهر روزنامه اطلاعات در قم توزیع می‌شود ولی هیچ کس از توطئه رژیم خبر ندارد. پاسی از ‏غروب می‌گذرد، در روزنامه فروشی‌ها شاهد فضای غریبی هستیم، برخی آهسته پچ پچ می‌کنند و مطلبی را نشان هم می‌دهند و با ناراحتی سر ‏خود را تکان می‌دهند و با سرعت رد می‌شوند. افراد جدیدی را می‌بینی که روزنامه می‌خرند، برای روزنامه فروش هم هنوز این سؤال وجود ‏دارد مگر در روزنامه اطلاعات چه نوشته شده است، حدود ساعت هفت شب است، تلفنها به صدا درآمده است، برخی از طلبه‌ها در ‏منازل اساتیدشان هستند،‌ از طلبه‌ای که تا حدودی مرا می‌شناسد موضوع را می‌پرسم، مقاله ارتجاع سرخ و سیاه به قلم رشیدی مطلق که ‏مشخص است مستعار است را نشانم می‌دهد.‏

با خواندنش آتش به جانم می‌افتد، از این همه بی‌شرمی و توهین به آقای خمینی سخت متاثر می‌شوم. این نامه از آقای خمینی به عنوان ‏فردی ماجرا جو، بی اعتقاد، وابسته و سر سپرده به مراکز استعماری، جاه طلب، مجهول‌الهویه، عامل ارتجاع سرخ و سیاه، عامل واقعه ننگین ‏‏15 خرداد، سید هندی و... نام برده بود.‏

ساعت 3 بعد از ظهر روز نوزدهم، جمعیت بی‌سابقه‌ای در خیابان بیگدلی و منزل آیت‌الله نوری همدانی اجتماع کرده‌اند. کل خیابان بیگدلی را بلند‌گو‌کشی کرده‌اند، و به نظر می رسد ‏جمعیت شرکت کننده در این مراسم بیش از 10 هزار نفر هستند که حضور این جمعیت در این شرایط غیرقابل تصور است


‏پاسی از شب گذشته، مدرسین سطوح عالی حوزه همه به نحوی از موضوع با خبر شده‌اند در این میان آیت‌الله یزدی و حجت‌الاسلام سید حسین موسوی تبریزی ‏سخت در تکاپوی برپایی جلسه مدرسین حوزه هستند.

نیمه شب جلسه مدرسین حوزه علمیه برای تصمیم‌گیری علیه این ‏اقدام ننگین در منزل آیت‌الله نوری همدانی برپا می شود، سرعت عمل مدرسین برای تصمیم‌گیری از نکات مهم و مورد توجه است.‏

در مقابل روزنامه آقایان مشکینی، طاهری خرم‌آبادی، مؤمن، صانعی، یزدی، وحید خراسانی، مکارم، سبحانی، محمدی گیلانی، نوری همدانی ‏و... همه جمع هستند، به اتفاق تصمیم می‌گیرند در اعتراض به درج این مقاله توهین‌آمیز، فردا هیجدهم دی ماه، دروس حوزه علمیه را تعطیل ‏کنند و در این زمینه با مراجع تقلید نیز هماهنگی شود.‏

روز هیجدهم دی است‏، دروس حوزه تقریباً به طور کامل تعطیل شده و مراجع نیز درس‌های خود را تعطیل کرده اند. در مدارس حقانی، خان، رسالت، کرمانی و ‏حجتیه، جنب و جوش خاصی به چشم می‌خورد، در اغلب این مدارس مقاله مذکور نصب شده و در پی نوشتی آمده است، ساعت هشت صبح منزل ‏آیت‌الله گلپایگانی.‏

ساعت هشت صبح، مدرسه خان شور دیگری دارد، حجت‌الاسلام فاکر بر روی پله‌ها با صدای بلند مقاله را می‌خواند، عده‌ای فریاد «درود بر ‏خمینی» سر می‌دهند، هر لحظه بر طلاب مدرسه خان افزوده می‌شود و تعداد آنها به بیش از 150 نفر می‌رسد، با اینکه حرکت خود‌جوش ‏است ولی مثل اینکه به صورت غیبی هدایت می‌شود. همه آرام به سوی منزل آیت‌الله گلپایگانی حرکت می‌کنند.‏

محوطه بیرونی و درونی بیت ایشان پر می‌شود، آقای گلپایگانی خیلی زود می‌آیند، چهره افسرده،‌ غمگین، ناراحت و نگرانی دارند، تا شروع به ‏بسم‌الله الرحمن الرحیم می‌کند آیه استرجاع را می‌خوانند انالله و انا الیه راجعون، بغض طلاب می‌ترکد و صدای گریه از هر سو بلند می‌شود، ‏ایشان می گویند: "ما هم از وارد شدن این ضایعه بزرگ بر جامعه روحانیت و بر فقه و اجتهاد خبردار شدیم، اینها اشتباه می‌کنند اینها فکر نکنند ‏ما دیگر سکوت کرده‌ایم و چیزی نخواهیم گفت و دست بر می‌داریم، اینها باید بدانند که اگر سر نیزه را حتی به زیر گلوی ما بگذارند، ما ‏حرفمان را می‌زنیم". معظم‌له ضمن اینکه طلاب را به وحدت و ادامه اعتراض دعوت می‌کنند تصریح می کنند که "علما همه با کار‌های رژیم ‏مخالفند".‏

سخنان حضرت آیت‌الله العظمی گلپایگانی طلاب را خیلی دلگرم می کند و آنها را به ادامه مبارزه تشویق می کند، همانجا اعلام می شود ‏مقصد بعدی منزل آقای شریعتمداری است.‏

‏ساعت حدود 5/10 صبح‏، جمعیت از منزل آیت‌الله گلپایگانی وارد خیابان چهارمردان می شود. افضلی افسر شهربانی به راننده گریدر دستور می دهد که به سمت مردم حرکت ‏کند. از حرکات راننده گریدر عده‌ای از مردم روی یکدیگر می افتند. تنی چند از طلاب با سنگ به سمت راننده و پلیس حمله می کنند و همین ‏باعث می شود جمعیت به طور متفرق به سمت منزل آقای شریعتمداری حرکت کند.

در منزل ایشان ابتدا اطرافیان با بیان اینکه "آقا مریض هستند، ‏خودمان پی‌گیری می‌کنیم" سعی بر متفرق کردن جمعیت دارند، اما اصرار طلبه‌ها باعث می شود بعد از یک ساعت آقای شریعتمداری بیایند و بیان می کنند "ما قبل از ورود شما مشغول فعالیت و پی‌گیری بودیم، باز هم دنبال می‌کنیم و کار زیادی از دست ما بر نمی‌آید". در پایان هم اعلام می شود ساعت سه بعد از ظهر طلاب در حسینیه حضرت ‏آیت‌الله العظمی نجفی جمع خواهند شد.‏

‏ساعت 4 بعد از ظهر روز هیجدهم دی ماه، حسینیه آقای نجفی و کوچه مقابل مملو از جمعیت است، آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی که سخت ناراحت به نظر می‌رسند در پله دوم منبر قرار می گیرد و مدتی به همراه طلاب گریه می کند و می گوید: "آیا شایسته است در یک روزنامه کثیرالانتشار به یک عالم ‏ربانی و سید جلیل محترم توهین شود. بنده ایشان را می شناسم و مقام حبش به ائمه اطهار و ولایتش و خلوص ‏نیتش و عباداتش و فضل و کمالش را من می‌دانم". معظم له اضافه می کنند: "من این مصیبت‌هایی که در این دوران اخیر ‏دیدم و در طوب عمرم ندیده بودم".‏

پس از سخنان آیت‌الله مرعشی نجفی جمعیت به سوی منزل آیت‌الله روحانی می روند و در آنجا وی نیز اقدام رژیم را توطئه‌‌ای برای حوزه ‏دانسته و طلاب را به اتحاد دعوت می کند.‏

از بعد ‌از ظهر روز هجدهم مردم قم به ویژه اصناف و بازاریان در اجتماعات شرکت ‏‏‌می کنند. در مسجد اعظم (محل تجمع طلاب و اقشار مختلف مردم در آن زمان)، طلاب منتظر سخنان آیت‌الله حاج شیخ مرتضی حائری هستند. وی در سخن کوتاهی ضمن محکوم کردن این حرکت رژیم با ‏بیان اینکه رژیم می‌خواهد مسجد اعظم را هم مانند فیضیه کند از ادامه سخن گفتن باز می ایستد.‏

در روز نوزدهم، بازار قم به نشانه حمایت از حوزه و محکوم کردن اقدام رژیم در درج مقاله موهن در روزنامه اطلاعات تعطیل می شود، تعطیلی بازار جریان ‏مبارزات را خیلی داغ می کند، دروس حوزه نیز همپای تعطیلی بازار تعطیل می شود.‏

طلاب و بازاریان ‏ساعت 9 صبح جلوی مسجد نومیدان آستانه‏ اجتماع و پس از آن به سوی مسجد اعظم حرکت می کنند. در مسجد اعظم با تعطیل شدن درس آقای شریعتمداری جمعیت چندین ‏برابر می شود.‏

در این روز تا حدود زیادی ترس مردم ریخته است، اقشار مختلف مردم، رفتن به منازل آیات را پی می‌گیرند. صبح روز نوزدهم به ترتیب ‏آقایان‌هاشم آملی، علامه طباطبایی، آیت‌الله یزدی، آیت‌الله وحید خراسانی و آیت‌الله مکارم سخنرانی می‌کنند و نزدیک ظهر اعلام می‌شود ‏بعد از ظهر تظاهرکنندگان به سوی منازل آیت‌الله نوری همدانی و آیت‌الله مشکینی خواهند رفت.‏

ساعت 3 بعد از ظهر، جمعیت بی‌سابقه‌ای در خیابان بیگدلی و منزل آیت‌الله نوری همدانی اجتماع کرده‌اند. کل خیابان بیگدلی را بلند‌گو‌کشی کرده‌اند، و به نظر می رسد ‏جمعیت شرکت کننده در این مراسم بیش از 10 هزار نفر باشد که در شرایط کنونی غیرقابل تصور است.

‏ابتدا حجت‌الاسلام سید حسین موسوی تبریزی سخنان شدید‌اللحنی ایراد می کنند، سپس آقای نوری همدانی در سخنانش با خواندن این بیت که "مه فشاند نور و سگ عو عو کند"، می گوید: خمینی مانند ماه می‌تابد و از عوعو کردن سگ نتیجه‌ای جز خسته کردن خویش، جز منفور کردن خودش چیز دیگری عاید نویسنده نخواهد ‏شد.‏

وی اضافه می کند: هدفی که معظم له دارند هدف روحانیت و هدف همه ملت ایران است.‏

‏‏بعد از سخنرانی آیت‌الله نوری‏همدانی، شور وصف ناشدنی در بین مردم ایجاد می شود، شعار درود بر خمینی و مرگ بر حکومت یزیدی چندین مرتبه از سوی تظاهرکنندگان سر داده می شود که با تشویق دیگران جمعیت آرام می گیرد و بدون شعار جمعیت جهت حضور در منزل آیت‌الله مشکینی به سمت چهارراه ‏بیمارستان حرکت می کند.‏

ساعت حدود 30/4 بعد از ظهر‏ است، در چهار راه بیمارستان ماموران شهربانی و ساواک آرایش ویژه‌ای گرفته‌اند، که نشان دهنده وقوع حوادثی خونین است.‏

تظاهرکنندگان آرام در حال پیشروی هستند، کنار بانک صادرات تحرک بیشتری به چشم می‌خورد. یکدفعه شیشه‌های بانک با صدای مهیبی ‏فرو می ریزد و افرادی که در آن نزدیکی هستند، می‌گویند: ماموری اقدام به شکستن شیشه‌ها کرده است.‏

اما ماموران رژیم ستم شاهی که به دنبال بهانه ای هستند، این انفجار را بهانه می‌کنند و با باتوم به جان مردم می‌افتند، از گوشه میدان جایی که رییس شهربانی ایستاده است صدای تیری بلند می‌شود و پس از آن صدای تیراندازی‌ها متعدد دیگری به گوش می‌رسد، هر کس ‏به طرفی می‌دود، صحنه عجیبی به پا می‌شود، مردم در زیر دست و پا له می‌شوند. سر و دست است که به وسیله باتوم‌های ماموران ‏شکسته می‌شود.

شعار‌ها هر لحظه تندتر می‌شود مردم در کوچه‌ها و مدرسه حجتیه سنگر می‌گیرند و با پرتاب سنگ و آجر با ماموران درگیر ‏می‌شوند. فریاد و آتش و دود و خون درهم می‌آمیزد، خون حرکت ساز می‌شود، هر گوشه‌ای شهید و مجروحی افتاده است، هر کسی سعی ‏می‌کند به نحوی مجروحین را کمک کند که به دست ماموران نیافتند.‏

شعار درود بر خمینی، خمینی عزیزم بگو تا خون بریزم. مرگ بر حکومت یزیدی، با انگشتان خون آلود مجروحین در حال نقش بستن بر در و ‏دیوار کوچه‌های منتهی به چهارراه بیمارستان است.‏

درگیری به داخل مدرسه حجتیه، خیابان ارم و گذر خان کشیده می‌شود. در گذر خان ماموران یک بار دیگر مردم را به گلوله می‌بندند و با ‏شلیک گاز اشک‌آور و با باتوم به جان آنها می‌افتند. در مدرسه حجتیه یکی از طلاب را با تیر می‌زنند خون او مدرسه را رنگین می‌سازد، پیر ‏مردی در داخل مدرسه آجر و سنگ برای جوانان می‌آورد و...‏

غروب غمباری است، بوی باروت فضای شهر را پر کرده است، احساس می‌کنی در شهر حکومت نظامی است، از هر طرف می‌روی با ماموری ‏برخورد می‌کنی، خیابان صفائیه، کوی آمار، کوچه ممتاز، ارم و حجتیه مملو از کفش، عمامه و عبا است، بیمارستان آیت‌الله گلپایگانی، کامکار و ‏سهامیه پر از زخمی و شهید است، در برخی بیمارستان‌ها ماموران زخمی‌ها را به تخت‌ها زنجیر کرده‌اند، صحنه دلخراشی است، کارکنان ‏بیمارستان‌ها در صددند به نحوی آنها را فراری دهند.

بیمارستان آیت‌الله گلپایگانی تا حدود قابل توجهی امن است بنابراین زخمی‌ها را به آنجا ‏برده‌اند، هر کسی تعداد شهدا و زخمی‌ها را رقمی می‌گوید که هولناک است. صحبت از 100 نفر و حتی 200 و 300 نفر است. حکومت تقریباَ نظامی ‏باعث شده خیلی‌ها نتوانند به خانه‌ها و حجره‌هایشان بروند، امشب، شب نگران کننده‌ای برای مردم قم است، خیلی‌ها از سرنوشت ‏فرزندان، پدران، برادران و دوستان خود هیچ خبری ندارند.‏

‏ صبح روز بیستم دی، تحرکات بین علما، مراجع و مردم، حکایت‌های بسیاری را نوید می‌دهد، قیام 19‌ دی به بار نشسته است و مظلومیت شهدا، مردم و خون‌ها ‏حرکت ساز شده است، نهضت، آهنگ و شتاب تازه‌ای به خود گرفته، پیام تند و آتشین امام خمینی (ره) به مناسبت فاجعه 19‌دی روح تازه‌ای در ملت می دمد، اجتماع پشت اجتماع جلسه دنبال جلسه، هسته‌های مقاومت در منازل و محله‌ها شکل می گیرد.

و این نهضت نهضتی بود که به شهر‌های دیگر کشیده شد، ‏تبریز، یزد، جهرم، تهران، مشهد، قیام در پی قیام، هفته بدنبال هفته و چهلم در پی چهلم ایجاد شد، نهضت فراگیر شد و ثمر داد و امام آمد ‏و 22 بهمن پدید آورد، آری این چنین کرد قیام 19‌دی... .‏ 

منبع : مهر