به گزارش آینده روشن، با توجه به اهمیت این روز و لزوم آشنایی نسل حاضر مروری داریم بر اتفاقات و حوادث این قیام خونین و برای این منظور با الهام از خاطرات و مشاهدات شاهدان و اسناد مرکز اسناد انقلاب اسلامی، گوشههایی از مجاهدت و اهداف متعالی حماسه سازان 19دی را به تصویر می کشیم، هر چند که قلم از تبیین و تصویر شرایط خفقان و ترس و دلهره آن زمان عاجز است.
درک زمانی که یک پلیس دوره گرد بر یک شهر حکومت بی چون و چرا میکرد و درک شرایطی که هیچ امیدی به پیروزی نیست و جانها نیز در خطر حتمی است و اینگونه حماسه آفریدن، برای نسل امروز به نظر میرسد مشکل باشد. ولی نگاهی به عاشورا و کربلا و به جان و دل خریدن تبعات انجام وظیفه و تکلیف تا حدودی انسان را به تجزیه و تحلیل درست این گونه وقایع رهنمون میسازد.
روز 17 دی است معمولا ساعت چهار و 30 دقیقه تا پنج بعدازظهر روزنامه اطلاعات در قم توزیع میشود ولی هیچ کس از توطئه رژیم خبر ندارد. پاسی از غروب میگذرد، در روزنامه فروشیها شاهد فضای غریبی هستیم، برخی آهسته پچ پچ میکنند و مطلبی را نشان هم میدهند و با ناراحتی سر خود را تکان میدهند و با سرعت رد میشوند. افراد جدیدی را میبینی که روزنامه میخرند، برای روزنامه فروش هم هنوز این سؤال وجود دارد مگر در روزنامه اطلاعات چه نوشته شده است، حدود ساعت هفت شب است، تلفنها به صدا درآمده است، برخی از طلبهها در منازل اساتیدشان هستند، از طلبهای که تا حدودی مرا میشناسد موضوع را میپرسم، مقاله ارتجاع سرخ و سیاه به قلم رشیدی مطلق که مشخص است مستعار است را نشانم میدهد.
با خواندنش آتش به جانم میافتد، از این همه بیشرمی و توهین به آقای خمینی سخت متاثر میشوم. این نامه از آقای خمینی به عنوان فردی ماجرا جو، بی اعتقاد، وابسته و سر سپرده به مراکز استعماری، جاه طلب، مجهولالهویه، عامل ارتجاع سرخ و سیاه، عامل واقعه ننگین 15 خرداد، سید هندی و... نام برده بود.
ساعت 3 بعد از ظهر روز نوزدهم، جمعیت بیسابقهای در خیابان بیگدلی و منزل آیتالله نوری همدانی اجتماع کردهاند. کل خیابان بیگدلی را بلندگوکشی کردهاند، و به نظر می رسد جمعیت شرکت کننده در این مراسم بیش از 10 هزار نفر هستند که حضور این جمعیت در این شرایط غیرقابل تصور است
پاسی از شب گذشته، مدرسین سطوح عالی حوزه همه به نحوی از موضوع با خبر شدهاند در این میان آیتالله یزدی و حجتالاسلام سید حسین موسوی تبریزی سخت در تکاپوی برپایی جلسه مدرسین حوزه هستند.
نیمه شب جلسه مدرسین حوزه علمیه برای تصمیمگیری علیه این اقدام ننگین در منزل آیتالله نوری همدانی برپا می شود، سرعت عمل مدرسین برای تصمیمگیری از نکات مهم و مورد توجه است.
در مقابل روزنامه آقایان مشکینی، طاهری خرمآبادی، مؤمن، صانعی، یزدی، وحید خراسانی، مکارم، سبحانی، محمدی گیلانی، نوری همدانی و... همه جمع هستند، به اتفاق تصمیم میگیرند در اعتراض به درج این مقاله توهینآمیز، فردا هیجدهم دی ماه، دروس حوزه علمیه را تعطیل کنند و در این زمینه با مراجع تقلید نیز هماهنگی شود.
روز هیجدهم دی است، دروس حوزه تقریباً به طور کامل تعطیل شده و مراجع نیز درسهای خود را تعطیل کرده اند. در مدارس حقانی، خان، رسالت، کرمانی و حجتیه، جنب و جوش خاصی به چشم میخورد، در اغلب این مدارس مقاله مذکور نصب شده و در پی نوشتی آمده است، ساعت هشت صبح منزل آیتالله گلپایگانی.
ساعت هشت صبح، مدرسه خان شور دیگری دارد، حجتالاسلام فاکر بر روی پلهها با صدای بلند مقاله را میخواند، عدهای فریاد «درود بر خمینی» سر میدهند، هر لحظه بر طلاب مدرسه خان افزوده میشود و تعداد آنها به بیش از 150 نفر میرسد، با اینکه حرکت خودجوش است ولی مثل اینکه به صورت غیبی هدایت میشود. همه آرام به سوی منزل آیتالله گلپایگانی حرکت میکنند.
محوطه بیرونی و درونی بیت ایشان پر میشود، آقای گلپایگانی خیلی زود میآیند، چهره افسرده، غمگین، ناراحت و نگرانی دارند، تا شروع به بسمالله الرحمن الرحیم میکند آیه استرجاع را میخوانند انالله و انا الیه راجعون، بغض طلاب میترکد و صدای گریه از هر سو بلند میشود، ایشان می گویند: "ما هم از وارد شدن این ضایعه بزرگ بر جامعه روحانیت و بر فقه و اجتهاد خبردار شدیم، اینها اشتباه میکنند اینها فکر نکنند ما دیگر سکوت کردهایم و چیزی نخواهیم گفت و دست بر میداریم، اینها باید بدانند که اگر سر نیزه را حتی به زیر گلوی ما بگذارند، ما حرفمان را میزنیم". معظمله ضمن اینکه طلاب را به وحدت و ادامه اعتراض دعوت میکنند تصریح می کنند که "علما همه با کارهای رژیم مخالفند".
سخنان حضرت آیتالله العظمی گلپایگانی طلاب را خیلی دلگرم می کند و آنها را به ادامه مبارزه تشویق می کند، همانجا اعلام می شود مقصد بعدی منزل آقای شریعتمداری است.
ساعت حدود 5/10 صبح، جمعیت از منزل آیتالله گلپایگانی وارد خیابان چهارمردان می شود. افضلی افسر شهربانی به راننده گریدر دستور می دهد که به سمت مردم حرکت کند. از حرکات راننده گریدر عدهای از مردم روی یکدیگر می افتند. تنی چند از طلاب با سنگ به سمت راننده و پلیس حمله می کنند و همین باعث می شود جمعیت به طور متفرق به سمت منزل آقای شریعتمداری حرکت کند.
در منزل ایشان ابتدا اطرافیان با بیان اینکه "آقا مریض هستند، خودمان پیگیری میکنیم" سعی بر متفرق کردن جمعیت دارند، اما اصرار طلبهها باعث می شود بعد از یک ساعت آقای شریعتمداری بیایند و بیان می کنند "ما قبل از ورود شما مشغول فعالیت و پیگیری بودیم، باز هم دنبال میکنیم و کار زیادی از دست ما بر نمیآید". در پایان هم اعلام می شود ساعت سه بعد از ظهر طلاب در حسینیه حضرت آیتالله العظمی نجفی جمع خواهند شد.
ساعت 4 بعد از ظهر روز هیجدهم دی ماه، حسینیه آقای نجفی و کوچه مقابل مملو از جمعیت است، آیتالله العظمی مرعشی نجفی که سخت ناراحت به نظر میرسند در پله دوم منبر قرار می گیرد و مدتی به همراه طلاب گریه می کند و می گوید: "آیا شایسته است در یک روزنامه کثیرالانتشار به یک عالم ربانی و سید جلیل محترم توهین شود. بنده ایشان را می شناسم و مقام حبش به ائمه اطهار و ولایتش و خلوص نیتش و عباداتش و فضل و کمالش را من میدانم". معظم له اضافه می کنند: "من این مصیبتهایی که در این دوران اخیر دیدم و در طوب عمرم ندیده بودم".
پس از سخنان آیتالله مرعشی نجفی جمعیت به سوی منزل آیتالله روحانی می روند و در آنجا وی نیز اقدام رژیم را توطئهای برای حوزه دانسته و طلاب را به اتحاد دعوت می کند.
از بعد از ظهر روز هجدهم مردم قم به ویژه اصناف و بازاریان در اجتماعات شرکت می کنند. در مسجد اعظم (محل تجمع طلاب و اقشار مختلف مردم در آن زمان)، طلاب منتظر سخنان آیتالله حاج شیخ مرتضی حائری هستند. وی در سخن کوتاهی ضمن محکوم کردن این حرکت رژیم با بیان اینکه رژیم میخواهد مسجد اعظم را هم مانند فیضیه کند از ادامه سخن گفتن باز می ایستد.
در روز نوزدهم، بازار قم به نشانه حمایت از حوزه و محکوم کردن اقدام رژیم در درج مقاله موهن در روزنامه اطلاعات تعطیل می شود، تعطیلی بازار جریان مبارزات را خیلی داغ می کند، دروس حوزه نیز همپای تعطیلی بازار تعطیل می شود.
طلاب و بازاریان ساعت 9 صبح جلوی مسجد نومیدان آستانه اجتماع و پس از آن به سوی مسجد اعظم حرکت می کنند. در مسجد اعظم با تعطیل شدن درس آقای شریعتمداری جمعیت چندین برابر می شود.
در این روز تا حدود زیادی ترس مردم ریخته است، اقشار مختلف مردم، رفتن به منازل آیات را پی میگیرند. صبح روز نوزدهم به ترتیب آقایانهاشم آملی، علامه طباطبایی، آیتالله یزدی، آیتالله وحید خراسانی و آیتالله مکارم سخنرانی میکنند و نزدیک ظهر اعلام میشود بعد از ظهر تظاهرکنندگان به سوی منازل آیتالله نوری همدانی و آیتالله مشکینی خواهند رفت.
ساعت 3 بعد از ظهر، جمعیت بیسابقهای در خیابان بیگدلی و منزل آیتالله نوری همدانی اجتماع کردهاند. کل خیابان بیگدلی را بلندگوکشی کردهاند، و به نظر می رسد جمعیت شرکت کننده در این مراسم بیش از 10 هزار نفر باشد که در شرایط کنونی غیرقابل تصور است.
ابتدا حجتالاسلام سید حسین موسوی تبریزی سخنان شدیداللحنی ایراد می کنند، سپس آقای نوری همدانی در سخنانش با خواندن این بیت که "مه فشاند نور و سگ عو عو کند"، می گوید: خمینی مانند ماه میتابد و از عوعو کردن سگ نتیجهای جز خسته کردن خویش، جز منفور کردن خودش چیز دیگری عاید نویسنده نخواهد شد.
وی اضافه می کند: هدفی که معظم له دارند هدف روحانیت و هدف همه ملت ایران است.
بعد از سخنرانی آیتالله نوریهمدانی، شور وصف ناشدنی در بین مردم ایجاد می شود، شعار درود بر خمینی و مرگ بر حکومت یزیدی چندین مرتبه از سوی تظاهرکنندگان سر داده می شود که با تشویق دیگران جمعیت آرام می گیرد و بدون شعار جمعیت جهت حضور در منزل آیتالله مشکینی به سمت چهارراه بیمارستان حرکت می کند.
ساعت حدود 30/4 بعد از ظهر است، در چهار راه بیمارستان ماموران شهربانی و ساواک آرایش ویژهای گرفتهاند، که نشان دهنده وقوع حوادثی خونین است.
تظاهرکنندگان آرام در حال پیشروی هستند، کنار بانک صادرات تحرک بیشتری به چشم میخورد. یکدفعه شیشههای بانک با صدای مهیبی فرو می ریزد و افرادی که در آن نزدیکی هستند، میگویند: ماموری اقدام به شکستن شیشهها کرده است.
اما ماموران رژیم ستم شاهی که به دنبال بهانه ای هستند، این انفجار را بهانه میکنند و با باتوم به جان مردم میافتند، از گوشه میدان جایی که رییس شهربانی ایستاده است صدای تیری بلند میشود و پس از آن صدای تیراندازیها متعدد دیگری به گوش میرسد، هر کس به طرفی میدود، صحنه عجیبی به پا میشود، مردم در زیر دست و پا له میشوند. سر و دست است که به وسیله باتومهای ماموران شکسته میشود.
شعارها هر لحظه تندتر میشود مردم در کوچهها و مدرسه حجتیه سنگر میگیرند و با پرتاب سنگ و آجر با ماموران درگیر میشوند. فریاد و آتش و دود و خون درهم میآمیزد، خون حرکت ساز میشود، هر گوشهای شهید و مجروحی افتاده است، هر کسی سعی میکند به نحوی مجروحین را کمک کند که به دست ماموران نیافتند.
شعار درود بر خمینی، خمینی عزیزم بگو تا خون بریزم. مرگ بر حکومت یزیدی، با انگشتان خون آلود مجروحین در حال نقش بستن بر در و دیوار کوچههای منتهی به چهارراه بیمارستان است.
درگیری به داخل مدرسه حجتیه، خیابان ارم و گذر خان کشیده میشود. در گذر خان ماموران یک بار دیگر مردم را به گلوله میبندند و با شلیک گاز اشکآور و با باتوم به جان آنها میافتند. در مدرسه حجتیه یکی از طلاب را با تیر میزنند خون او مدرسه را رنگین میسازد، پیر مردی در داخل مدرسه آجر و سنگ برای جوانان میآورد و...
غروب غمباری است، بوی باروت فضای شهر را پر کرده است، احساس میکنی در شهر حکومت نظامی است، از هر طرف میروی با ماموری برخورد میکنی، خیابان صفائیه، کوی آمار، کوچه ممتاز، ارم و حجتیه مملو از کفش، عمامه و عبا است، بیمارستان آیتالله گلپایگانی، کامکار و سهامیه پر از زخمی و شهید است، در برخی بیمارستانها ماموران زخمیها را به تختها زنجیر کردهاند، صحنه دلخراشی است، کارکنان بیمارستانها در صددند به نحوی آنها را فراری دهند.
بیمارستان آیتالله گلپایگانی تا حدود قابل توجهی امن است بنابراین زخمیها را به آنجا بردهاند، هر کسی تعداد شهدا و زخمیها را رقمی میگوید که هولناک است. صحبت از 100 نفر و حتی 200 و 300 نفر است. حکومت تقریباَ نظامی باعث شده خیلیها نتوانند به خانهها و حجرههایشان بروند، امشب، شب نگران کنندهای برای مردم قم است، خیلیها از سرنوشت فرزندان، پدران، برادران و دوستان خود هیچ خبری ندارند.
صبح روز بیستم دی، تحرکات بین علما، مراجع و مردم، حکایتهای بسیاری را نوید میدهد، قیام 19 دی به بار نشسته است و مظلومیت شهدا، مردم و خونها حرکت ساز شده است، نهضت، آهنگ و شتاب تازهای به خود گرفته، پیام تند و آتشین امام خمینی (ره) به مناسبت فاجعه 19دی روح تازهای در ملت می دمد، اجتماع پشت اجتماع جلسه دنبال جلسه، هستههای مقاومت در منازل و محلهها شکل می گیرد.
و این نهضت نهضتی بود که به شهرهای دیگر کشیده شد، تبریز، یزد، جهرم، تهران، مشهد، قیام در پی قیام، هفته بدنبال هفته و چهلم در پی چهلم ایجاد شد، نهضت فراگیر شد و ثمر داد و امام آمد و 22 بهمن پدید آورد، آری این چنین کرد قیام 19دی... .
منبع : مهر