نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » تصوير » انديشه

تفاوتهای دیدگاه اسلام و غرب درباره حقوق بشر

۲۰ فروردين ۱۳۹۳ ساعت ۲۳:۵۸

مرجع : خبرگزاری مهر

یک استاد پردیس قم دانشگاه تهران با بیان اینکه اگر در یک جمله بخواهیم تفاوت اسلام و غرب را درباره حقوق بشر بگوییم غربی ها جزء نگر و فرد نگر هستند ولی ما کل نگر هستیم، گفت: کل نگری یعنی هم مبدأ و معاد را در نظر می گیریم هم خدا و دین و جامعه و هم بحث زن و مرد که مکمل هم هستند، یعنی اسلام همه این مسائل را در نظر می گیرد.

به گزارش آینده روشن، حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا برنجکار، استاد پردیس قم دانشگاه تهران در پاسخ به این سؤال که اختلاف دیدگاه اسلام با غرب درباره حقوق بشر ناشی از چیست، گفت: بشری که اسلام و غرب می بینند و تفسیری که این دو از انسان دارند متفاوت است. بنابراین این مسئله بر مسائل حقوقی ای که راجع انسان است تأثیر می گذارد. به طور کلی در علوم انسانی و علومی که مربوط به انسان است این مسئله وجود دارد که وقتی راجع انسان می خواهیم صحبت کنیم تفسیری از انسان داریم بر اساس آن تفسیر راجع انسان و حقوق انسان و ویژگیهای انسان صحبت می کنیم.

وی افزود: به طور کلی غربیها انسان و جهان را منقطع از خدا می دانند یعنی یا منکر خدا هستند یا در انسان شناسی و هستی شناسی خدا را لحاظ نمی کنند. آنها به انسان به موجودی جدای از خدا نگاه می کنند جهان را یک مجموعه به هم پیوسته ای که از یک مبدأ شروع شده و به یک منتهایی ادامه پیدا می کند نمی بینند. با این رویکرد آزادی یا حقوقی که برای انسان در نظر می گیرند بدون لحاظ خدا و دین و سعادت انسان، البته در بحث سعادت هم به خاطر بحث دین و خدا و آخرت یا عدم لحاظ دین و آخرت باز دو تفسیر می توانیم داشته باشیم.

این محقق و استاد دانشگاه در ادامه سخنانش اظهار داشت: از دیدگاه غرب ملاحظه انسان و تفسیر انسان به لحاظ حقوق انسانی، از انسان جداست. اولاً اینکه انسان را به صورت فرد، و جدایی از خدا و جامعه ، می بینند و جامعه را مجموعه ای از انسانها می دانند هویتی برای جامعه قائل نیستند. سعادت انسان را هم به این می دانند که انسان هر چه دلش خواست انجام بدهد، مادامی که به دیگران آسیب نرساند.  این مسئله را سعادت انسان می دانند. از طرفی دیگر هم برای زن و مرد نقش های متفاوتی قائل نیستند. ایندو را دو موجود مثل هم می بینند. دارای نقش هایی یکسان، از این جهت حقوق ها و کارکردشان را یکسان می بینند. حتی بعضی ها در مورد بچه دار شدن زن که یک استثنا در ویژگی زن و مرد است صحبت می کنند و غیر از این هیچ فرقی میان زن و مرد قائل نیستند. انسان را هم به صورت یک فرد جدای از آخرت و سعادت به معنای کمال انسان که در دنیا به یک کمالی برسد و در آخرت به بهشت ابدی برسد ، این مسائل را اصلاً در نظر نمی گیرند و نه تنها  اینها را در نظر نمی گیرند بلکه در نظر گرفتن اینها را هم منع می کنند. 

برنجکار تأکید کرد: یعنی طبق مبانی خودشان انسانها آزادند ، این حقوقی هم که در نظر می گیریم درواقع برای این است که آزادی انسان را در نظر بگیرند. اما می بینیم که همین حقوق و آزادی مقید می شود که دینی نباشد یعنی همین آزادی را که می خواهند معنا کنند برای مثال شما وقتی حجاب دارید می گویند حجاب نماد دین شماست  شما اجازه ندارید مناسک دینی خودتان را به صورت علنی انجام دهید در خانه و در یک محیط بسته  می توانید. اما خلاف آنرا اجازه می دهند یعنی بی حجابی در مدرسه، دانشگاه و جامعه را اجازه می دهند. اما رعایت حجاب را اجازه نمی دهند. اگر آزادی است باید هم حجاب و هم بی حجابی آزاد باشد. یعنی همان آزادی ای را که غربیها در نظر می گیرند دین را لحاظ نمی کنند بلکه عدم لحاظ دین را حساب می کنند یعنی مشروط به این هستند که دین را نداشته باشیم.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در ادامه سخنانش با بیان اینکه وقتی دین را در حقوق انسانی در نظر می گیریم انسان را در یک کل در نظر می گیریم گفت: یعنی انسان را در یک نظام هستی و نظامی که به هم پیوسته است و انسانها به هم مرتبط هستند ، جامعه یک هویتی دارد و انسانهای به هم مرتبط به خدا و قیامت اعتقاد دارند. باید گفت انسانها با هم مرتبط هستند و همه شان با خدا مرتبط هستند. وقتی چنین شد می آییم حقوقی را برای انسان در نظر می گیریم که آزادی انسان برای رسیدن به کمال و سعادت دنیا و آخرت تضمین کند.آنها می آیند حقوقی را برای انسان در نظر می گیرند که آزادی او را البته مشروط بر دینی نبودن و سعادت اخروی را لحاظ نکردن، در واقع یعنی آزادی حیوانی مقید به اینکه نفی آزادی انسانی در اینجا نکنیم.

استاد دانشگاه تهران تصریح کرد: یعنی آن جنبه انسانیت انسان را که آن ارتباط انسان با خداست و هویت اجتماعی انسان را در نظر نمی گیرند می گویند انسانها افرادی هستند که باید آزاد باشند هر کاری دلشان می خواهد انجام دهند. البته یک قید دارد و آن این است که به دیگران آسیب نزنیم. در این تلقی ها با غرب متفاوت هستیم. در عمل و در نتیجه هم تفاوتهایی ایجاد می شود، البته یک اشتراکاتی هم با غربی ها داریم، یعنی در مفهوم کلی اینکه انسان آزاد است مشترک هستیم.

وی افزود: در مفهوم کلی اینکه انسان آزادی عقیده دارد مشترک هستیم. بعضی ها می آیند انتزاعی نگاه می کنند می آیند به این مفاهیم، کلی نگاه می کنند لذا می گویند در بحث حقوق بشر با غرب مشترک هستیم و در همه یا اکثر زمینه ها با هم اشتراک داریم. اما این مسئله در آن مفاهیم خیلی انتزاعی و کلی است. وقتی این مفاهیم تفسیر شود اختلافات بروز پیدا می کند. ما برای اینکه سعادت انسان را در نظر می گیریم و این سعادت یک کل به هم پیوسته است و زن و مرد نقش های متفاوتی دارند بنابراین حقوق متفاوتی دارند، زن موظف نیست و تکلیفی ندارد که خرج زندگی را تأمین کند و مرد موظف درآوردن خرج زندگی است. البته وظایفی هم بر عهده زن است که بر عهده مرد نیست. اسلام زن و مرد را مکمل هم می داند و آنها را برای رسیدن به یک هدف می بیند برای اینکه زن و مرد را جدای از هم نمی بیند ولی غربی ها می گویند این دو جدا از هم هستند و هر کسی باید خرج خودش را خودش در بیاورد.

وی افزود: به عبارت دیگر اگر در یک جمله بخواهیم تفاوت اسلام و غرب را در این خصوص بگوییم آنها جزء نگر و فرد نگر هستند ولی ما کل نگر هستیم. کل هم یعنی هم مبدأ و معاد را در نظر می گیریم هم خدا و دین و هم جامعه و هم بحث زن و مرد که مکمل هم هستند  منتها کارکردهای متفاوت دارند در نظر می گیریم. یعنی اسلام همه این مسائل را در نظر می گیرد اگر یک جایی حقی قائل نیست یا به تعبیری محدودیتی قائل می شود این مسئله به خاطر رعایت مصلحت کل است که البته در آن کل هم مصلحت فرد وجود دارد و بالعکس.

این محقق و نویسنده عنوان کرد: اگر آنها می آیند یک محدودیتی برای انسان در نظر می گیرند می گویند این حق را ندارد این مسائل یا به اینکه دست پای دین را ببندند یا آن مفاهیم دینی را لحاظ نکنند بر می گردد یا به این بر می گردد که افراد مانع هم نشوند. تزاحم و تعارضی برای هم ایجاد نکنند. وگرنه بدون این دو قید سعی می کنند که افراد را جدا جدا و با یک حقوق یکسان با هم در نظر بگیرند؛ منتها بدون لحاظ مبدأ و معاد و خدا البته در مفاهیم کلی و انتزاعی که بخواهیم نگاه کنیم مشترکات زیادی وجود دارد اما وقتی همین مفاهیم کلی را بخواهیم تفسیر کنیم به خاطر کل نگری ای که در اسلام داریم و عدم کل نگری ای که آنها دارند و فرد نگری و جزیی نگری ای که دارند اختلافاتی در مصادیق پیدا می شود. 

پایان پیام/ح/130