داخلی     خبر     میراث معنوی
بيابانت كفن شد تا بمانی شعله‌ور در خون
  از سید ضیاء قاسمی، غزلی عاشورایی به عاشقان حضرت حسین(ع) و یاران باوفایش تقدیم می کنیم.
Share/Save/Bookmark
پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۶ ساعت ۰۸:۰۰
کد مطلب : 20948
بيابانت كفن شد تا بمانی شعله‌ور در خون
بيابانت كفن شد تا بمانی شعله‌ور در خون

گلستانی شوی در لامكانی شعله‌ور در خون

زمين و آسمان در خويش می‌پيچند از آن روز

كه برپا كرده‌ای آتشفشانی شعله‌ور در خون

تو نوحی، می‌بری هر روز هفتاد و دو دريا را

به سمت عاشقی با بادبانی شعله‌ور در خون

دو بالِ سرخ افتادند از ماه و علم خم شد!

كنار رود جا ماند آسمانی شعله‌ور در خون

صدايت بوی باران داشت تا خواند آيه‌ی گل را

سرت بالای نی چون كهكشانی شعله‌ور درخون

و قبله در نگاهِ تيغ جاری شد كه با حلقت

نماز آخرينت را بخوانی شعله‌ور در خون

خودت را ريختی ای مرد! در حلقومِ آهن‌ها

غزل خواندی در آتش با زبانی شعله‌ور در خون