داخلی     مقاله     میراث معنوی
ترجمه و شرح دعای افتتاح (10)
  «ترجمه و شرح دعای افتتاح» عنوان کتابی است که توسط آیت الله محمدرضا مهدوی کنی تالیف شده است. قسمت های مختلف این کتاب به گونه ای سلسله وار در این بخش برای مطالعه علاقمندان قرار خواهد گرفت.
Share/Save/Bookmark
پنجشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۳۷
کد مطلب : 31658
ترجمه و شرح دعای افتتاح (10)
معناى شكر
شكر در برابر فضيلتِ سارى «نه فضيلتِ ذاتى» به كار مى‏رود. يعنى آن گاه كه نعمتى يا خدمتى يا لطفى يا محبتى بروز و ظهور داشته باشد و در پرتو آن ديگران متنعم شوند، در مقام سپاس، واژه شكر را به كار مى‏برند ولى در برابر فضائل ذاتى كلمه حمد اطلاق مى‏شود. براى مثال از درس فلان استاد و كوشش او در كلاس، شاگردانش شكرگزارى مى‏كنند ولى در برابر مقام علمى و تعمق وى در فلان رشته از علوم مدح و ثنا مى‏گويند. اينجا ديگر جاى تشكر نيست. زيرا شكر تنها در مواردى به كار مى‏رود كه خوبى از شخصى به شخص ديگر سرايت كند و فايده‏اى به ديگران برسد اما در مدح و حمد اين قيد لازم نيست. از اين رو درباره خداوند متعال هم ثنا، هم مدح، هم حمد و شكر به كار مى‏رود. يعنى در مواردى كه خداوند را به فضائل ذاتى مى‏ستاييم، حمد و مدح را به كار مى‏بريم و در برابر نعمت ها و فضيلت‏هاى جارى و سارى الهى و زيبايى‏هايى كه در عالم آفريده و كرامتهايى كه نسبت به مخلوقات ارزانى داشته و در يك كلمه در برابر تمام فيوضات و فتوحات و بركات الهى واژه شكر را به كار مى‏بريم.
جمله دوم: و انت مُسَدّد للصواب بَمنّكَ. 

تسديد، تفعيل از ماده «سدّ» به معناى «استوار داشتن و راه نفوذ بيگانه را بستن» است و «تسديد صواب» يعنى راه راست را نشان دادن و آن را از كژى و انحراف نگاهداشتن. تسديد الهى آنگونه هدايت و ارشادى است كه راه نفوذ شياطين را بر قلب انسان ببندد و انسان را در برابر اغواء نفس امّاره و شيطان بيمه كند و براى سالِك راه حق، مصونيّت فراهم آورد. وقتى مى‏گوييم «و انت مسدد للصواب بمنّك» يعنى خدايا تو راه صواب و صلاح را نشان مى‏دهى و با منّ و كرمت راه نفوذ شيطان را بر ما مى‏بندى. بار خدايا! آغاز و انجام از آن تو است و هماى صواب و صلاح در دست تو است. ما را به راستى و درستى رهنمون باش! 

در تفسير معناى اين جمله دو احتمال وجود دارد: خاص و عام: 

1ـ مقصود از صواب همان ثناء و حمد الهى باشد. يعنى خداوندا من ثنايت را با سپاس تو آغاز مى‏كنم و در اين كار مرشد و راهنماى من تويى. اميد آن دارم كه با لطف و عنايتت حمد و سپاسم را از شرك و ريا و كژى مصون بدارى. 

2ـ احتمال ديگر آن است كه خدايا من ثناء تو را با حمدت آغاز مى‏كنم و مى‏دانم تو در همه كار و در همه جا به صواب و صلاح رهگشايى، دستم بگير و همواره ثابت قدم بدار و به راه صواب و ثواب ارشادم كن كه تا پايان زندگى به كژى نگرايم و دشمن (يعنى شياطين و نفس اماره) بر من چيره نگردد. 

جمله سوم: وأيْقَنْتُ أنَّك أنْتَ أرحَمُ الرّاحمين فى مَوضِعِ العَفْوِ و الرَّحْمَةِ وأشَدُّ المُعاقِبينَ فى موضع النَّكالِ و النَقِمَة وأعظم المُتَجَبِّرين فى مَوضعِ الكبرياءِ والعَظَمَة. 

خدايا به يقين آنجا كه جاى عفو و رحمت است تو مهربانتر از همه مهربانانى و آنجا كه جاى كيفر و تاديب است از همه سخت‏گيرترى و آن جا كه جاى اظهار عظمت و كبرياء است تو از همه زورمندان برترى و به ديگر سخن، خدايا تو در عين حال كه رحمتت گسترده و بى‏پايان است ولى در همه جا با عفو و رحمت و تسامح رفتار نمى‏كنى، زيرا بعضى از بندگانت سزاوار عفو نيستند و عفو و گذشت نسبت به آنها ظلم به ديگر بندگان است. آرى، من مى‏دانم با اين كه تو كانِ رحمتى ولى قهر تو شديد و سخت است، تو ارحم الراحمينى، يعنى آن جا كه شايسته رحمت باشد از همه مهربانها، پدرها، مادرها و... مهربانترى و اما اگر حكمت اقتضاء كند كه به قهر و خشم رفتار كنى قاطعانه و سخت برخورد مى‏كنى، و از همه مجازات كنندگان سخت‏تر و قاطع‏ترى.

تذكّر
نكته‏اى كه تذكر آن مفيد است اين است كه ذكر صفات جمال و جلال خداوند در دعاها مانند ارحم‏الراحمين و أشَدُّالمُعاقبين و... هر چند در مقام تنزيه و تعظيم و تمجيد از ذات اقدس ربوبى گفته مى‏شود لكن تكرار و تذكار اين صفات پيام مى‏دهد كه به مقتضاى «تَخَلَّقُوا بأخلاق الله» مؤمنان نيز بايستى مظهر رحمت و غضب الهى هر دو باشند؛ نه رحمت مطلق و نه قهر مطلق. بلكه رحيم در جايگاه عفو و رحمت، و سخت در مقام قهر و نقمت زيرا رفتار يكنواخت و يكسان نسبت به همه مردم از صالح و طالح، مجرم و مُحْرم، ظالم و مظلوم و... ظلم به بندگان مظلوم و محروم خدا است. چنان رفتارى ظلم به ستمديدگان و مستضعفانى است كه زير چكمه استضعفاف و استخفاف و استكبار له مى‏شوند. خداوند در قرآن پيامبر(ص) و پيروان راستين وى را اينگونه وصف مى‏كند: 

محمدٌ رسولُ‏الله والذين مَعَهُ أشِدّاءُ على الكُفّار رُحَماءُ بينهم... 

محمد فرستاده خدا است و كسانى كه با اويند در برابر كفار و معاندان سخت‏گير و قهرآميزند و با خوديها مهربانند... يعنى مظهر جمال و جلال حقند. (جمال؛ رحمت و جلال؛ قهر و غضب)

و آنچه بعضى مى‏گويند كه انسان بايد نسبت به همه انسانها به رحمت و رأفت رفتار كند گرچه به يك لحاظ درست است كه انسان بايستى نسبت به همه دلسوز و مهربان بوده و براى نجات همه اقدام كند ولى اعمال رحمت و شفقت و مهربانى نسبت به ستمگر و مستكبر و طاغى و ياغى به اين نيست كه دست نوازش بر سرش بكشند بلكه بايستى او را از كرسى طغيان و سركشى فرود آورند و دست ظلم و ستم او را از سر بندگان خدا كوتاه كنند و بندگان مظلوم و مستضعف را رهايى بخشند و استعدادهاى خفته را بيدار و شكوفا سازند و كرامت انسانى را به آنان بازگردانند تا آنها روى پاى خود بايستند و از نعمت هاى الهى و از سفره گسترده آفرينش آنگونه كه شايسته است بهره‏بردارى كنند. 

جمله چهارم: اللهُمَّ أذِنْت لى فى دُعائِك و مَسْئلَتِك فَاسْمَع يا سَميعُ مِدْحَتى وأجِبْ يا رحيمُ دَعْوَتى وَ أقِلْ يا غَفُور عَثْرَتى. فَكَمْ يا الهى مِنْ كُرْبَةٍ قَدفَرَّجْتَها و هُمُومٍ قَدْ كَشَفْتَها و عَثْرةٍ قَدْ أقلتها وَ رَحْمَةٍ قَدْ نَشَرْتَها وَ حَلْقَةِ بِلاءٍ قَدْ فَكَكْتَها. 

خدايا! تو به من اجازه دعا و گدايى داده‏اى (و اين افتخار مرا بس كه تو خداى من و آفريننده منى و به من بار دادى و اجازه فرمودى كه با تو سخن بگويم و نيازهايم را به پيشگاهت بازگو كنم.) اينك مدح و ثنايم را بشنو و دعايم را مستجاب كن و اى خداى غفور و بخشاينده گناهم را بيامرز و لغزشهايم را ناديده انگار. 

پروردگارا! چه بسيار از كربت‏ها و سختيها و مشقت‏ها كه از سر راهم برداشتى و به آسايش و گشايش بدل كردى و چه اندوههاى فراوان كه از دلم زدودى و بركنارى نهادى، و چه بسيار لغزشها كه ناديده انگاشتى و چه رحمت‏ها و مهربانيها و بخشش‏ها كه گستردى و فرا حالم كردى و چه بسيار از بندها و گره‏هاى ناگشودنى (از بلا و مصيبت) كه آنرا گشودى و مرا از چنگال آن رهايى بخشيدى.

ادامه دارد ... .

منبع:
کتاب «ترجمه و شرح دعای افتتاح» ، نویسنده: آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تلفن تهران: 22856124