داخلی     يادداشت    
به مناسبت روز عرفه
ای کاش عرفه نمی خواندی، حسین!
  با این مناجات، در این سوی تاریخ، ذهن ها هنوز در حیرت تک تک واژگانی اند که حسین بر لب آورده است. گزاف نمی گویم، عقل می رباید مناجات عرفه حسین.
Share/Save/Bookmark
پنجشنبه ۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۰۸
کد مطلب : 31793
ای کاش عرفه نمی خواندی، حسین!
گام های برهنه امام، مهربان تر از گرمای آفتاب عرفات؛ اشک چشمان حسین، زلال تر از صافی هفت  آسمان؛ و دستان به دعا برخاسته اش، سرشارتر از چشمان اشک بار آل الله که در اطرافش حلقه زده اند، همه نشانه هایی است که عرفات حسین را به عاشورایش پیوند خواهد زد.
روز عرفه، کسی نمی دانست حسین این واژه های پرالتهاب را چرا چنین کنار هم می چیند:
اي مونس و ياورم، در كنج عزلت و تنهايي و بي كسي؛
اي تنها اميد و پناهگاهم، در محاصره اندوه و غربت و خستگي؛
اي توشه و توان سختي هايم؛
اي كسي كه هر چه دارم از توست و از كرامت بي انتهاي توست.
با این مناجات، در این سوی تاریخ، ذهن ها هنوز در حیرت تک تک واژگانی اند که حسین بر لب آورده است. گزاف نمی گویم، عقل می رباید مناجات عرفه حسین.
روز عرفه، کسی نمی دانست با همه خاندانی که امام هنگام دعا گرد خویش جمع آورده بود، برای عاشورایش لحظه شماری می کرد و مناجاتش، رضایت نامه ای بود برای عاشورا، اما هیچ صدایی از «هل من ناصر» در مناجات عرفه نمی یابی. گویی حضرت همه داشته هایش را در عرفه بر روی دو دست بالا گرفته است و آن قدر می گرید تا پروردگارش از او بپذیرد.
هنوز زینب نمی داند معنای ثارالله و ابن ثاره را؛ معنای عزیز شدن حسین با این واژگان عرفه را؛ و نمی‌داند، با هر کدام از این واژگان، در یک عاشورا، سنگی بیشتر به سویش نشانه خواهد رفت. نمی داند معامله حسین با خدایش را .
خدای من،
اينك من پيش روي توام و در اختیار تو
آقاي من،
این منم، بال گسترده و پر شكسته و دلتنگ و حقير.

ساعتی از ظهر گذشته است. عاشوراست. برای امام رمقی نمانده است. صورت امام بر خاک افتاده و محاسن خون آلود او خاک آلود است. این آخرین زمزمه حسین است: « الهی رضا بقضائک و تسلیما لامرک.»
یادت می آید اولین جمله عرفه را: «الحمدالله الذی لیس لقضائه دافع»
دوست دارم بگویم: ای کاش عرفه نمی خواندی، حسین!