داخلی     يادداشت     انديشه
آخر فرا خواهد رسید
  هنگام آن فرا خواهد رسید که بشر بایستد، از راهی که پرشتاب و بی‌وقفه به سوی تباهی‌ها می‌رود، بازماند، درنگی کند در خویش و در خویشتن گذشته‌اش و با اطمینان و اشتیاقی بیش‌تر، پا در راهی ناسفته فرو نهد.
Share/Save/Bookmark
يکشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۸۶ ساعت ۱۵:۵۳
کد مطلب : 17393
آخر فرا خواهد رسید
پایان، همیشه نقطه‌ای است برای ایستادن. برای ایستادن و شاید اندکی درنگ کردن در آن‌چه گذشته است. برای شاید گردنی چرخاندن و به راه طی‌شده نگاهی انداختن. نگاهی دوباره به آن‌چه همواره پیش چشم بوده است و از آن غفلت شده. برای یافتن راهی نو، آینده‌ای روشن، بودنی دیگرگونه، نه آن چنان که همیشه بوده است و نه با این اندیشه که همیشه خواهد بود.

پایانی که همیشه فراخواندنی باشد، بتوان هر هفته و هر روز به چنگش آورد، با او سخن گفت و با او ناله سر داد؛ بتوان دیرآیی‌اش را شکوه کرد و گشایشش را دست طلب به آسمان برد.

زمانی پایان فرا خواهد رسید. زماني، هنگام آن فرا خواهد رسید که بشر بایستد، از راهی که پرشتاب و بی‌وقفه به سوی تباهی‌ها می‌رود، بازماند، درنگی کند در خویش و در خویشتن گذشته‌اش و با اطمینان و اشتیاقی بیش‌تر، پا در راهی ناسفته فرو نهد. راهی که به سوی بی‌انجامی گسترده است.

زماني خواهد رسيد كه بشر دوباره مهرباني را پيدا كند و دست در دست زيبايي نهد.

فرا خواهد رسيد آن روز كه بدي‌ها فراموش شوند و اين سرگردان هزاران راه ناشناخته باز روي آسايش را ببيند.

آري، فرا خواهد رسيد آن روز، هرچند آمدنش دير بپايد.

هرچند ندانيم آن روز روشن هستي‌بخش از كدام افق برخواهد خاست.

هرچند درد فزوني يابد...

هرچند روزي بيايد كه ديگر  نباشيم.