داخلی     يادداشت     میراث معنوی
زندگی نامه امام خمینی(ره)
  14 خرداد امسال بیستمین سال فراق مردم از رهبر خویش، امام خمینی(ره) است. به همین مناسب مروری بر زندگی نامه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران داریم.
Share/Save/Bookmark
پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۰۰
کد مطلب : 29641
امام خمینی(ره)، بنیانگذار جمهوری اسلامی.
امام خمینی(ره)، بنیانگذار جمهوری اسلامی.
پیشینه تاریخی
سال 1320 هـ. ق. از نیمه می گذشت خیانت و سرسپردگی سلاطین قاجار و همزمانی آن با دخالت های آشکار دولت انگلیس و روسیه تزاری در ایران دردناک ترین شرایط را پدید آورده بود. بخش های وسیعی از خاک میهن اسلامی طی قراردادهای ننگین به بیگانگان واگذار شده و در داخل کشور نیز ناامنی و بی عدالتی و فساد حکومت بیداد می کرد. فتوای روحانی بزرگ و مجاهد آیت الله العظمی شیرازی در نهضت تنباکو و فریادهای اصلاح طلبانه سید جمال الدین اسدآبادی و قیام های علما در ایران و نجف علیه استعمار انگلیس، اقتدار روحانیت اسلام را آشکار ساخته بود. دولت بریتانیا کانون خطر را شناخته بود از این رو موجی از روحانیت ستیزی و سیاست زدایی از دین، با انواع شیوه ها به راه افتاد و در این میان فراماسونرها و غربزدگان نوظهور تحت لوای روشنفکری آتش بیار این معرکه در داخل کشور بودند. مظفرالدین شاه قاجار نیز که پایگاهی برای خود در مردمش نمی دید چشم امید به دربار روس و انگلیس دوخته بود.

از ولادت تا هجرت به قم
در چنان شرایطی در روز بیستم جمادی الثانی 1320 هـ. ق. مطابق با 30 شهریور 1281 هـ. ش. (24 سپتامبر 1902 م.) در شهرستان خمین از توابع استان مرکزی ایران در خانواده ای اهل علم و در خاندانی از سلاله زهرای اطهر سلام ا...(س) «روح ا... الموسوی الخمینی» تولد یافت. کسی که سال ها بعد، مسیر تاریخ ایران و اسلام را عوض کرد. 

پدر ایشان آیت ا... مصطفی موسوی –از معاصران مرحوم آیت ا... میرزای شیرازی– بود که پس از آن که سالیانی چند در نجف اشرف علوم و معارف اسلامی را فرا گرفته و به درجه اجتهاد نایل آمده بود به ایران بازگشت و در خمین ملجاء مردم و هادی آنان در امور دینی بود هنوز بیش از پنج ماه از ولادت «روح ا...» نمی گذشت که طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حکومت ایشان را که در مقابل زورگویی هایشان به مقاومت برخاسته بود به شهادت رساندند. بستگان شهید برای اجرای حکم الهی قصاص به تهران (دارالحکومه وقت) رهسپار شدند و بر اجرای عدالت اصرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید. 

بدین ترتیب روح ا... دوران کودکی و نوجوانی را تحت سرپرستی مادر مومنه اش (بانو هاجر) که خود از نوادگان آیت ا... خوانساری (صاحب زبده التصانیف) بود و همچنین نزد عمه مکرمه اش (صاحبه خانم) سپری کرد. اگر چه در سن 15 سالگی از نعمت وجود آن دو عزیز نیز محروم گردید. 

حضرت امام از سنین کودکی و نوجوانی با بهره گیری از هوشی سرشار، قسمتی از معارف متداول روز و علوم مقدماتی و سطح حوزه های دینیه، از آن جمله ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول را نزد معلمان و علمای منطقه نظیر (آقا میرزا محمود افتخار العلماء، میرزا رضا نجفی خمینی، شیخ علی محمد بروجردی، آقاشیخ محمد گلپایگانی و مرحوم آقا عباس اراکی و بیش از همه نزد برادر بزرگش آیت ا... سید مرتضی پسندیده) فرا گرفت و در سال 1298 هـ. ش. عازم حوزه علمیه اراک شد.

مبارزات و قیام 15خرداد
مبارزات ایشان از نوجوانی و با مقابله با برخی خوانین و اشرار ستمگر که در پناه حکومت مرکزی به غارت اموال و نوامیس مردم می پرداختند، آغاز و سیر تکاملی آن به موازات تکامل ابعاد روحی و علمی ایشان از یکسو و اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی ایران و جوامع اسلامی از سوی دیگر در اشکال مختلف ادامه یافته است. 

کودتای رضاخان در سوم اسفند 1299 شمسی که بنا بر گواهی اسناد به وسیله انگلیس ها حمایت و سازماندهی شده بود. دیکتاتوری پدید آورد که سیاست داخلی آن بر سه اصل «حکومت خشن نظامی و پلیسی»، «مبارزه همه جانبه با مذهب و روحانیت» و «غرب زدگی» پایه ریزی شده بود و در تمام دوران سلطنتش استمرار داشت. 

در چنین شرایطی روحانیت ایران برای دفاع از اسلام و حفظ موجودیت خویش به تکاپو افتاد. آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حایری به دعوت علمای وقت قم از اراک به این شهر هجرت کرد، اندکی پس از آن هم امام خمینی(ره) با هجرت به قم عملاً در تحکیم موقعیت حوزه نو تأسیس قم مشارکتی فعال داشت. 

رضا خان علاوه بر انواع تضییقات برای روحانیان، طی دستور العمل های رسمی مجالس روضه و خطابه های مذهبی را تعطیل کرد. تدریس امور دینی و قرآن در مدارس و اقامه نماز جماعت را ممنوع و زمزمه های کشف حجاب بانوان مسلمان ایرانی را آغاز کرد، روحانیت متعهد ایران نخستین قشری بود که با آگاهی از اهداف پشت پرده به مخالفت و اعتراض برخاست. امام خمینی (ره) علاقه خاصی به پیگیری مسایل سیاسی و اجتماعی داشت و بر همین اساس با حضور در متن جریان از نزدیک با مسایل مبارزه و چگونگی ستیز روحانیت و رضا خان آشنا می شد در این میان مبارزات روحانی مجاهد آیت الله مدرس تأثیر خود را بر روح پرشور امام بر جای می نهاد. 

هنگامی که رضا خان برای از هم پاشیدن حوزه علمیه قم فرمان برگزاری امتحانات دولتی برای روحانیون را صادر کرد امام خمینی(ره) به افشای اهداف پشت پرده و مخالفت با آن برخاست. 

متاسفانه در این ایام روحانیت ایران در پی تبلیغات وسیع رسانه های دولتی و شرایط پیش آمده بعد از نهضت مشروطیت دچار انزواگرایی شده بود به گونه ای که تدریس و تدرس رشته هایی چون عرفان و فلسفه از سوی بعضی کج اندیشان و راحت طلبان مقدس مآب مهجور و مطرود معرفی شد و امام خمینی(ره) ناگزیر به تغییر مکان درس وتدریس در خفا گردید. محصول این تلاش ها پرورش شخصیت هایی چون علامه آیت ا... مطهری بود. پس از رحلت آیت ا... العظمی حایری (10 بهمن 1315 هـ. ش.) حوزه علمیه قم را خطر انحلال تهدید می کرد. علمای متعهد به چاره جویی پرداختند. 

شخص امام در دعوت از آیت ا... بروجردی برای هجرت به قم و پذیرش مسوولیت خطیر زعامت حوزه مجدانه تلاش کرد ایشان که دریافته بود تنها نقطه امید به رهایی در بیداری حوزه های علمیه و پیش از آن تضمین حیات حوزه ها و ارتباط معنوی مردم با روحانیت می باشد. در تعقیب هدف های ارزشمند خویش در سال 1328 طرح اصلاح اساسی ساختار حوزه علمیه را با همکاری آیت ا... مرتضی حایری تهیه و به آیت ا... بروجردی پیشنهاد کرد که البته تلاش همان خناسان و مقدس مآبها مانع اجرای این طرح شد. 

در شهریور 1320 کشور ایران در جریان جنگ جهانی دوم به اشغال قوای متجاوز متفقین در آمد رضا شاه با همه ادعاهایش ذلیلانه از تخت سلطنت به زیر کشیده شد و از کشور اخراج گردید. فرمان سلطنت از سفارت انگلیس و با چراغ سبز روس ها به نام محمدرضا پهلوی صادر گردید. امام خمینی(س) اینک فرصت را مغتنم شمرد و با تدوین و انتشار کتاب کشف الاسرار (1322 هـ. ش.) فجایع سلطنت 20 ساله پهلوی را افشا کرد و با دفاع از اسلام و روحانیت و پاسخگویی به شبهات و هجمه های منحرفین پرداخت و در همین کتاب ایده حکومت اسلامی و ضرورت قیام برای تشکیل آن را مطرح ساخت. سال بعد نخستین بیانیه سیاسی حضرت امام خمینی که در آن آشکارا علمای اسلام و جامعه اسلامی را به قیام عمومی فراخوانده بود صادر شد که انگیزه و انتشار آن بیدارباشی برای طلاب جوان بود و بدین ترتیب به تدریج حلقه ای از یاران همفکر در جمع شاگردان امام شکل گرفت. بنابه اسناد و خاطرات موجود حضرت امام خمینی(س) در تمام دوران زعامت آیت ا... بروجردی(ره) سعی خویش را مصروف حمایت از اقتدار مرجعیت، انتقال اطلاعات سیاسی و هشدارهای به موقع، جلوگیری از نفوذ عناصر کج فهم و در همین حال ارتباط با عناصر سیاسی موجه در تهران نظیر آیت ا... کاشانی و پیگیری مستمر مذاکرات مجلس شورای ملی و نشریات معتبر وقت می کرده و تحولات جاری را به دقت زیرنظر داشته اند. 

در جریان انتخابات دوره شانزدهم مجلس، آیت ا... کاشانی از سوی مردم تهران انتخاب گردید و همکاری ائتلاف جناح روحانی آیت ا... کاشانی با جبهه ملی کفه را به نفع طرفداران نهضت ملی شدن صنعت نفت و به زیان شاه سنگین کرد. دکتر مصدق رهبر جبهه ملی با بهره مندی از همین حمایت ها به صدارت رسید. قیام 30 تیر 1331 در تهران شکل گرفت و ایران پیروزی ملی شدن صنعت نفت را جشن گرفت ولی به زودی ناسازگاری در جبهه ائتلاف رخ نمود و اختلافات بین فداییان اسلام و آیت ا... کاشانی و رهبران جبهه ملی تا مرز رویارویی توسعه یافت. فقدان رهبری واحد، نفوذ عناصر ناصالح و نبود اهداف مشترک سیاسی و فرهنگی از جمله موانعی بود که صرف نظر از تحرکات آمریکا و فشارهای خارجی ادامه مسیر نهضت را ناممکن ساخت. آنچه از مجموعه پیام ها و سخنرانی های بعدی امام خمینی(س) استنباط می شود این است که آن حضرت از ابتدا بر ناپایداری ائتلاف پیش آمده واقف بود. 

سرانجام کودتای 28 مرداد بوقوع پیوست. فداییان اسلام دست از مبارزه نکشیدند ولی دو سال بعد رهبران آن در دی ماه سال 1334 پس از محاکمه به جوخه اعدام سپرده شدند و تلاش های امام خمینی(س) و دیگر علما در جلوگیری از اعدام آنان به نتیجه نرسید. شاه و دربار او بعد از کودتا در شرایطی متفاوت با دوره قبل بطور کامل در اختیار آمریکا قرار گرفتند و دولت انگلیس جای خود را به آمریکا داد. بافت اجتماعی و اقتصاد سنتی کشاورزی ایران مانعی عمده برای اصلاحات آمریکا در ایران به حساب می آمدند و طرح اصلاحات ارضی گامی آزمایشی برای تغییر این شرایط بر زمینه سازی برای تصویب اصول انقلاب سفید شاه بود. 

دهم فروردین سال 1340 آیت ا... العظمی بروجردی رحلت کرد و امام خمینی(س) پس از رحلت ایشان، علی رغم استقبال حوزه علمیه و مردم همچون ادوار گذشته زندگی خویش کوچک ترین قدمی برای مرجعیت خود برنداشت. این در حالی بود که تحریر فتوای امام خمینی(س) برتمام ابواب کتاب عروه الوثقی 5 سال قبل از رحلت آیت ا... بروجردی پایان یافته بود و در همین سال ها نیز حاشیه امام خمینی(س) بر کتاب وسیله النجاه –به عنوان رساله عملیه– نگارش یافته بود. 

پس از رحلت آیت ا... بروجردی، رژیم شاه شتاب بیشتری به اصلاحات مورد نظر آمریکا داد و همزمان کوشید تا امر مرجعیت را به خارج از ایران منتقل کند. لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی که به منظور قانونی کردن حضور عناصر بهایی در مصادر کشور انتخاب شده بود به تصویب کابینه اسداله علم رسید (16 مهر 1431) امام خمینی(س) به همراه علمای بزرگ قم و تهران به محض انتشار خبر دست به اعتراضات همه جانبه زدند که موجی از حمایت را در اقشار مختلف مردم برانگیخت. رژیم شاه ابتدا دست به تهدید و تبلیغات علیه روحانیت زد ولی دامنه قیام رو به فزونی نهاد در برخی شهرها بازارها تعطیل و مردم در مساجد به حمایت از حرکت علما گرد آمدند. یک ماه و نیم پس از آغاز ماجرا، دولت یک گام عقب نشست و با ارسال پاسخ مکتوب شاه و نخست وزیر در صدد توجیه و دلجویی ا ز علما برآمد. اما امام خمینی(س) سرسختانه مخالفت کرد ایشان معتقد بود که دولت می بایست رسماً لایحه را لغو کند و خبر آن را انتشار دهد. سرانجام رژیم شاه تن به شکست داد و رسماً در 7 آذر 1341 هیأت دولت مصوبه قبلی را لغو و خبر آنرا به علما اطلاع داد. امام خمینی(س) لغو مصوبه در پشت درهای بسته را کافی ندانست و بر ادامه قیام تأکید ورزید فردای آنروز خبر لغو لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی در روزنامه های دولتی منعکس شد و مردم نخستین پیروزی خود را پس از ملی شدن صنعت نفت جشن گرفتند. 

با وجود شکست شاه در ماجرای انجمن ها، فشار آمریکا برای انجام اصلاحات مورد نظر ادامه یافت. شاه در دی ماه 1341 هـ. ش. اصول شش گانه اصلاحات خویش را برشمرد و خواستار همه پرسی (رفراندم) شد. امام خمینی(س) بار دیگر مراجع و علمای قم را به نشست و چاره جویی و قیام دوباره فرا خواند و سرانجام بر اثر اصرار و مقاومت ایشان در مقابل برخی محافظه کاران قرار شد مراجع و علما مخالفت با رفراندم را صریحاً اعلام و شرکت در آن را تحریم کنند. حضرت امام خمینی(س) بیانیه ای کوبنده صادر کرد و متعاقب آن بازار تهران تعطیل شد و مأمورین پلیس به تجمع مردم حمله بردند در آستانه رفراندم تحمیلی ابعاد مخالفت مردمی فزونی گرفت. رفراندم غیر قانونی در شرایطی که به جزکارگزاران رژیم کسی دیگر در آن شرکت نداشت برگزار شد. امام خمینی(س) با سخنرانی ها و بیانیه های خویش همچنان به افشاگری دست می زد از آن جمله می توان به اعلامیه 9 امضایی اشاره کرد که در آن ضمن برشماری اقدامات خلاف قانون اساسی شاه و دولت، سقوط کشاورزی و استقلال کشور و ترویج فساد و فحشا به عنوان نتایج قطعی اصلاحات شاهانه پیش بینی شده بود. با پیشنهاد امام خمینی(س) عید باستانی نوروز سال 1342 در اعتراض به اقدامات رژیم تحریم شد. در اعلامیه امام خمینی(س) از انقلاب سفید شاه به انقلاب سیاه تعبیر و همسویی شاه با اهداف آمریکا و اسراییل افشا شد. شاه که برای انجام اصلاحات آمریکا به مقامات واشنگتن اطمینان داده بود، تصمیم به سرکوبی قیام داشت برای همین مأمورین مسلح رژیم در روز دوم فروردین که مصادف با شهادت حضرت امام جعفر صادق(ع) بود اجتماع طلاب علوم دینی در مدرسه فیضیه را برهم زدند و به کشتار و جرح طلاب پرداختند. در پی این حوادث منزل امام خمینی(س) در قم هر روز شاهد حضور مردم انقلابی بود که برای حمایت از علما و دیدن آثار جنایت رژیم به قم می آمدند. امام خمینی(س) در اجتماع مردم بی پروا از شخص شاه به عنوان عامل اصلی جنایات و هم پیمان با اسراییل یاد می کرد و مردم را به قیام فرا می خواند. 

در 14 فروردین 1342 آیت ا... العظمی حکیم طی تلگرافی به علما خواستار هجرت آنان به نجف شد. این پیشنهاد که برای حفظ جان و کیان حوزه ها مطرح شده بود با خشم رژیم شاه از جانبداری علمای نجف و کربلا از قیام علمای ایران مواجه شد حضرت امام خمینی(س) بدون اعتنا به تهدید رژیم پاسخ تلگراف آیت ا... حکیم را ارسال نمود و در آن تأکید کرد که هجرت علما و خالی کردن حوزه علمیه قم به مصلحت نیست. 

امام خمینی(س) در پیامی (تاریخ 12 /2/1342) به مناسبت چهلم فاجعه فیضیه در همراهی علما و ملت ایران در رویارویی سران ممالک اسلامی و دول عربی با اسراییل غاصب تأکید ورزید و پیمان های شاه واسراییل را محکوم کرد و بدین ترتیب در آغاز قیام خویش نشان داد که نهضت اسلامی در ایران از مصالح امت اسلامی جدا نیست و محدود به مرزهای جغرافیایی ایران نیست. 

قیام 15 خرداد
ماه محرم 1342 که مصادف با خرداد بود فرارسید. روز عاشورا جمعیت صد هزار نفری در تهران با در دست داشتن عکس هایی از امام به تظاهرات علیه رژیم شاه پرداختند. عصر همان روز (13 خرداد) امام خمینی(س) نطق تاریخی خویش را که آغازی بر قیام 15 خرداد بود در مدرسه فیضیه قم ایراد کرد. بخش عمده ای از سخنان ایشان به نتایج زیان بار سلطنت دودمان پهلوی و افشای روابط پنهانی شاه و اسراییل اختصاص داشت بار دیگر فرمان خاموش کردن صدای قیام صادر شد. نخست جمع زیادی از یاران امام دستگیر و خود ایشان نیز در سحر گاه 14 خرداد در حالی که مشغول نماز شب بودند دستگیر شدند و غروب آن روز به زندان قصر تهران منتقل شدند. با انتشار خبر دستگیری امام در شهر قم سیل جمعیت با شعار «یا مرگ یا خمینی» به سوی منزل قائد خویش به حرکت در آمدند و در کنار حرم حضرت معصومه به رگبار نیروهای نظامی شاه بسته شدند. در صبحگاه 15 خرداد خبر دستگیری رهبر انقلاب به تهران، شیراز، مشهد و دیگر شهرها رسید و وضعیتی مشابه قم پدید آمد. امام خمینی(س) پس از 19 روز حبس در زندان قصر به زندانی در پادگان نظامی عشرت آباد منتقل شد. ایشان در حبس از پاسخ گفتن به سوالات بازجویان با اعلام این که هیئات حاکمه ایران و قوه قضاییه آن را غیر قانونی می داند، اجتناب ورزید. پس از دستگیری امام خمینی(س) اعتراضات گسترده ای از سوی روحانیت و اقشار مختلف مردم در سراسر کشور آغاز و خواستار آزادی رهبر خویش شدند، شاه نیز که در صدد عادی جلوه دادن اوضاع بود در 11 مرداد 1342 امام را به منزلی تحت محاصره نیروهای امنیتی در منطقه داوودیه تهران منتقل کرد و به دنبال آن خبرهای جعلی مبنی بر تفاهم مراجع تقلید با مقامات دولتی منتشر ساخت که با مخالفت شدید علمای وقت مواجه گردید. 

سرانجام رژیم شاه با این تصور که شدت امر در ماجرای 15 خرداد مردم را متنبه و وادار به سکوت کرده در شامگاه 18 فروردین 43 بدون اطلاع قبلی امام خمینی(س) را آزاد و به قم منتقل ساخت. 

سه روز از آزادی امام نمی گذشت که ایشان طی سخنرانی دیگری به تفصیل ابعاد قیام 15 خرداد پرداختند و هر گونه تفاهم با رژیم را رد کردند ایشان در این سخنرانی بار دیگر علیه روابط پنهانی شاه و اسراییل افشاگری کردند و بدین ترتیب مهر بطلانی بر همه تصورات و تبلیغات رژیم زدند.

نخستین بیانیه سیاسى حضرت امام خمینى رحمت الله علیه
بسم الله الرحمن الرحیم
«قیام لله، یگانه راه اصلاح جهان»
قال الله تعالى: قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموالله مثنى و فرادا خداى تعالى در این کلام شریف، از سر منزل تاریک طبیعت تا منتهاى سیر انسانیت را بیان کرده و بهترین موعظه هایى است که خداى عالم از میانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یک کلمه را پیشنهاد بشر فرموده، این کلمه تنها راه اصلاح در جهان است. قیام براى خدا است که ابراهیم خلیل الرحمن را به منزل خلت رسانده و از جلوه‏هاى گوناگون عالم طبیعت رهانده.
 
خلیل‏آسا در علم الیقین زن نداى لا احب الافلین زن قیام لله است که موسى کلیم را با یک عصا به فرعونیان چیره کرد و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد و نیز او را به میقات محبوب رساند و به مقام صعق و صحو کشاند. قیام براى خدا است که خاتم النبیین صلى الله علیه و آله را یک تنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بت‏ها را از خانه خدا برانداخت و به جاى آن توحید و تقوا را گذاشت و نیز آن ذات مقدس را به مقام قاب قوسین او ادنى رساند. بدبختى و تیره روزى ما به خاطر قیام براى منافع شخصى است خودخواهى و ترک قیام براى خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره کرده و شورهاى اسلامى را زیر نفوذ دیگران درآورده.
 
قیام براى منافع شخصى است که روح وحدت و برادرى را در ملت اسلامى خفه کرده. قیام براى نفس است که بیش از 10 میلیون جمعیت‏ شیعه را به طورى از هم متفرق و جدا کرده که طعمه مشتى شهوت پرست پشت میزنشین شدند. قیام براى شخص است که یک نفر مازندرانى بیسواد را بر یک گروه چندین میلیونى چیره مى‏کند که حرث و نسل آنها را دستخوش شهوات خود کند. قیام براى نفع شخصى است که الان هم چند نفر کودک خیابانگرد را در تمام کشور بر اموال و نفوس و اعراض مسلمانان حکومت داده. قیام براى نفس اماره است که مدارس علم و دانش را تسلیم مشتى کودک ساده کرده و مراکز علم قرآن را مرکز فحشا کرده. قیام براى خود است که موقوفات مدارس و محافل دینى را به رایگان تسلیم مشتى هرزه گرد بى‏شرف کرده و نفس از هیچ کس در نمى‏آید. قیام براى نفس است که چادر عفت را از سر زن‏هاى عفیف مسلمان برداشت و الان هم این امر خلاف دین و قانون در مملکت جارى است و کسى بر علیه آن سخن نمى‏گوید. قیام براى نفع‏هاى شخصى است که روزنامه‏ها که کالاى پخش فساد اخلاق است، امروز هم همان نقشه‏ها را که از مغز خشک رضاخان بى‏شرف تراوش کرده تعقیب مى‏کنند و در میان توده پخش مى‏کنند. قیام براى خود است که مجال به بعضى از این وکلاى قاچاق داده که در پارلمان بر علیه دین و روحانیت هر چه مى‏خواهد بگوید و کسى نفس نکشد. 

براى نجات دین از دست مشتى شهوتران قیام کنید هان‏ اى روحانیین اسلامى! اى علما ربانى! اى دانشمندان دیندار! اى گویندگان آیین دوست! اى دینداران خداخواه! اى خداخواهان حق پرست! اى حق پرستان شرافتمند! اى شرافتمندان وطنخواه! اى وطنخواهان با ناموس! موعظت‏خداى جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحى را که پیشنهاد فرموده بپذیرید و ترک نفع‏هاى شخصى کرده تا به همه سعادت‏هاى دو جهان نایل شوید و با زندگانى شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید. 

«ان لله فى ایام دهرکم نفحاث الافتعرضوالها»
امروز روزى است که نسیم روحانى الهى وزیدن گرفته و براى قیام اصلاحى بهترین روز است، اگر مجال را از دست‏ بدهید و قیام براى خدا نکنید و مراسم دینى را عودت ندهید، فرداست که مشتى هرزه گرد شهوتران بر شما چیره شوند و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود کنند. امروز شماها در پیشگاه خداى عالم چه عذرى دارید؟ همه دیدید کتاب‏هاى یک نفر تبریزى بى‏سر و پا را که تمام آیین شماها را دستخوش ناسزا کرد و در مرکز تشیع به امام صادق(ع) و امام غایب روحى له الفداء آن همه جسارت‏ها کرد و هیچ کلمه از شماها صادر نشد. امروز چه عذرى در محکمه خدا دارید؟ این چه ضعف و بیچارگى است که شماها را فراگرفته؟ اى آقاى محترم که این صفحات را جمع آورى نمودید و به نظر علما بلاد و گویندگان رساندید، خوب است ‏یک کتابى هم فراهم آورید که جمع تفرقه آنان را کند و همه آنان را در مقاصد اسلامى همراه کرده، از همه امضا مى‏گرفتید که اگر در یک گوشه مملکت ‏به دین جسارتى مى‏شد، همه یک دل و یک جهت از تمام کشور قیام مى‏کردند. خوب است دیندارى را دست کم از بهاییان یاد بگیرید که اگر یک نفر آنها در یک دیه زندگى کند، از مراکز حساس آنها با او رابطه دارند و اگر جزیى تعدى به او شود، براى او قیام کنند. شماها که به حق مشروع خود قیام نکردید، خیره سران بیدین از جاى برخاستند و در هر گوشه زمزمه بیدینى را آغاز کردند و به همین زودى بر شما تفرقه زده‏ها چنان چیره شوند که از زمان رضاخان روزگارتان سخت تر شود: «و من یخرج من بیته مهاجرا الى الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره على الله»
11/شهر جمادى الاولى 1363
سید روح الله خمینى

امام در تبعید
شاه تحت فشار آمریکا در انجام اصلاحات دیکته شده کاخ سفید مصمم بود. از این رو برداشتن موانع حقوقی و قانونی برای حضور نیروهای آمریکایی در ایران و تضمین امنیت آنها شرط اولیه بود. تصویب لایحه کا پیتولاسیون (مصونیت سیاسی و کنسولی اتباع آمریکایی در ایران) گامی مهم در این زمینه بود در این ماجرا نیز امام خمینی(س) برای انجام رسالت به قیامی دوباره برخاست. روز چهارم آبان که روز تولد شاه و برگزاری جشن های فرمایشی به همین مناسبت بود به عنوان روز افشاگری از سوی امام خمینی(س) انتخاب شد. ایشان بی اعتنا به تهدیدها در جمع کثیری از روحانیان و مردم قم طی نطقی به محاکمه دخالت های غیر قانونی هیات حاکمه امریکا در کشور اسلامی ایران و افشای خیانتهای شاه پرداخت. این افشاگری، ایران را در آبان سال 43 در آستانه قیامی دوباره قرار داد. رژیم شاه با تجربه ای که از بازداشت امام خمینی(س) در داخل کشور داشت سرانجام تصمیم به تبعید ایشان به خارج کشور گرفت کماندوهای مسلح در سحرگاه 13 آبان امام را دستگیر و به ترکیه تبعید کردند با انتشار خبرتبعید امام موجی از اعتراضات جلوه گر شد. آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی نیز که در روز تبعید امام بازداشت شده بود پس از چندی در 13 دی ماه به ترکیه نزد پدر تبعید گردید. اقامت امام در ترکیه 11 ماه به درازا کشید در این مدت رژیم شاه با شدت عمل بی سابقه ای بقایای مقاومت در ایران را در هم شکست و در غیاب امام خمینی دست به اصلاحات آمریکاپسند زد. 

حضرت امام خمینی(س) دراقامت اجباری در ترکیه تدوین کتاب بزرگ تحریرالوسیله را آغاز برای نخستین بار در آن روزها، احکام مربوط به جهاد، دفاع و امر به معروف و نهی از منکر را به عنوان تکالیف شرعی مطرح ساختند.

تبعید امام خمینی(ره) از ترکیه به عراق
روز 13 مهر ماه 1344 حضرت امام خمینی(س) به همراه فرزندشان آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی از ترکیه به کشور عراق تبعید شدند. علل عمده این تغییر محل عبارت بود از: فشارهای مداوم جامعه مذهبی از داخل و خارج کشور، تلاش رژیم برای عادی جلوه دادن اوضاع، فشارهای جامعه مذهبی ترکیه و از همه مهم تر فضای ساکت و سیاست ستیز آن ایام در حوزه نجف و وضعیت رژیم حاکم بر بغداد که به تصور شاه می توانست فعالیت های امام خمینی(س) را محدود کند. 

گفت وگوی کوتاه امام با نماینده اعزامی عبدالسلام عارف رییس جمهور عراق و رد پیشنهاد مصاحبه رادیو تلویزیونی از سوی امام از همان آغاز ثابت کرد که او شخصیتی نیست که اصالت مبارزه الهی خویش را وجه المصالحه رژیم های حاکم بر بغداد و تهران قرار دهد. حضرت امام به منظور اصلاح و تغییر تدریجی شرایط در عراق و تربیت نسلی که پیام و آرمان او را دریابند، سلسله درس های خارج فقه خویش را با وجود همه مخالفت ها و کارشکنی ها در مسجد شیخ انصاری نجف آغاز کرد. حوزه درسی ایشان که تا زمان هجرت به پاریس ادامه داشت همواره به عنوان یکی از برجسته ترین حوزه های درسی نجف از لحاظ کیفیت و کمیت شاگردان شناخته می شد. 

با تبعید امام خمینی(س) و قلع و قمع شدید مخالفان، سیاه ترین دوران حکومت پلیسی شاه آغاز شد. در این سال ها تلاش عمده ساواک به استناد اسناد و مدارک، بر قطع ارتباط امام با مقلدان و جلوگیری از پرداخت شهریه و وجوهات شرعی به ایشان متمرکز شده بود. در عین حال هدایت جریانات داخل دربار و حتی تعیین وزرا و امرای ارتش و تنظیم لوایح حساس دولتی نیز در سفارت آمریکا و در مواردی سفارت انگلیس صورت می گرفت. امام خمینی(س) در تمام دوران پس از تبعید، علی رغم دشورای های پدید آمده، ارتباط خویش را با مبارزان حفظ نموده و آنان را در هر مناسبتی به پایداری در پیگری اهداف قیام 15 خرداد فرا می خواند. ایشان در 27 فروردین 1346 در نامه ای سر گشاده به امیر عباس هویدا نخست وزیر شاه، ضمن برشماری فجایع رژیم شاه، نسبت به جبهه گیری شاه در برابر دولت های اسلامی هشدار داد. همچنین در پیامی به مناسبت جنگ شش روزه اعراب و اسراییل، فتوای انقلابی خویش، مبنی بر حرمت هر گونه رابطه تجاری، سیاسی دولت های اسلامی با اسراییل و همچنین حرمت مصرف کالاهای اسراییلی در جوامع اسلامی را صادر کرد که لطمه ای جدی به روابط رو به توسعه شاه و اسراییل وارد ساخت. اوایل سال 1448 اختلافات بین رژیم شاه و حزب تازه تأسیس بعث عراق بر سر مرز آبی دو کشور شدت گرفت. حزب بعث کوشید تا از دشمنی امام خمینی(س) با رژیم ایران در آن شرایط بهره گیرد و از سوی دیگر شاه مترصد بود تا استقلال نهضت امام را مخدوش جلوه دهد. اما امام خمینی(س) با هوشمندی در مقابل هر دو رژیم ایستاد و پیامی بر رد هر گونه مصالحه بین ایشان و حزب بعث را به اطلاع حسن البکر رییس جمهور عراق رساند. 

اکنون پس از چهار سال تدریس و روشنگری امام در نجف علاوه بر مبارزان داخل کشور، مخاطبان زیادی در عراق، لبنان و دیگر بلاد اسلامی نهضت امام را الگوی خویش می دانستند. حضرت امام سلسله درس های خویش در باره حکومت اسلامی یا ولایت فقیه را در بهمن 1348 آغاز کرد. انتشار مجموعه این درس ها در قالب کتابی با همین عنوان شور تازه ای به مبارزه می داد. در این کتاب دورنمای مبارزه و هدف های نهضت ترسیم شده بود و مبانی فقهی، اصولی و عقلی حکومت اسلامی و مباحث تئوریک مربوط به شیوه های حکومت اسلامی از زبان رهبری انقلاب ارایه می شد. 

امام خمینی(ره) و استمرار مبارزه (1356 – 1350)
نیمه دوم سال 1350 اختلافات رژیم بعثی عراق و شاه بالا گرفت و به اخراج و آواره شدن بسیاری از ایرانیان مقیم عراق انجامید. امام خمینی(س) طی تلگرافی به رییس جمهور عراق شدیداً اقدامات این رژیم را محکوم نمود و حتی تصمیم به خروج از عراق را داشتند که اجازه خروج به ایشان داده نشد. 

از سوی دیگر همزمان با افزایش تولید و بهای نفت از سال 1350 روابط تجاری و سیاسی ایران نیز با آمریکا و اسراییل گسترش پیدا کرد. در جریان جنگ چهارم اعراب و اسراییل در حالیکه شاه به عنوان حامی مقتدر اسراییل شناخته می شد امام خمینی طی پیامی (آبان 1352) بر وجوب حمایت مادی و معنوی ملل اسلامی از مبارزان فلسطینی فتوا داد. 

اواخر اسفند سال 1353 شاه با تشکیل حزب درباری «رستاخیز» اعلام کرد که تمام ملت ایران باید عضو این حزب شوند. امام خمینی بلافاصله طی فتوایی شرکت در آن را بر عموم ملت حرام کردند. فتوای امام و برخی دیگر از علمای اسلام باعث شد رژیم شاه پس از چند سال رسماً شکست این حزب را اعلام کند. شاه در ادامه سیاست های مذهب ستیز خود در اسفند 1354 وقیحانه تاریخ رسمی کشور را از مبدأ هجرت پیامبر اسلام(ص) به مبدأ سلطنت شاهان هخامنشی تغییر داد و بار دیگر با فتوای امام به حرمت استفاده از این تاریخ و استقبال مردم، رژیم شاه ناگزیر از لغو این تاریخ در سال 1357 شد. 

سرانجام با امضای موافقنامه 1975 در الجزایر، خصومت های دو رژیم ایران و عراق که به زیان ثبات مورد نظر آمریکا در خلیج فارس ارزیابی شده بود، پایان یافت، این توافق شرایطی به مراتب دشوارتر از گذشته در مسیر مبارزات امام خمینی(س) پدید می آورد. علی رغم کمک های مالی گسترده شاه به جمهوریخواهان در جریان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، دموکرات ها به کاخ سفید راه یافتند (1355). متعاقب سیاست های حزب دموکرات، شاه در ایران سیاست «فضای باز سیاسی» را اعلام و دست به تغییرات ظاهری و جا به جایی مهره ها زد. گرچه اسناد و مدارک نشان می دهد که هیچ گونه تغییری در روند حمایتی همه جانبه آمریکا از شاه بروز نکرده و شاه همچنان عامل اساسی برای حفظ منافع آمریکا در منطقه خلیج فارس به شمار می رفت. 

اوج گیری انقلاب اسلامی در سال 1356 و قیام مردم
شهادت آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی در اول آبان 1356 ، نقطه آغازی بر خیزش دوباره حوزه های علمیه و قیام جامعه مذهبی ایران بود. امام خمینی(س) در همان زمان به گونه ای شگفت این واقعه را از الطاف خفیه الهی نامید. رژیم شاه با درج مقاله ایی توهین آمیز علیه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض به این مقاله، به قیام 19 دی ماه قم در سال 56 منجر شد و البته در شرایطی کاملاً متفاوت با 15 خرداد سال 42 در سراسر کشور همگانی شد. 

مانورها و ترفندهای سیاسی و نظامی شاه با صدور بیانیه های افشاگرانه امام خمینی و دستورالعمل های مبارزاتی ایشان خنثی می شدند. جایگزینی یک تکنوکرات غربزده به نام جمشید آموزگار به جای هویدا نخست وزیر 13 ساله شاه، کمکی به حل بحران رژیم نکرد شریف امامی که یکی از پیشکسوتان جریان استعماری فراماسونری در ایران بود با شعار «دولت آشتی ملی» روی کار آمد در زمان دولت او بود که کشتار بی رحمانه مردم بوسیله نیروهای نظامی در میدان شهدا (ژاله) تهران در روز 17 شهریور اتفاق افتاد امام خمینی(س) نهضت خویش را بر اساس تقدم انقلاب فرهنگی و آنگاه دست زدن به انقلاب و تحول اجتماعی به وسیله خود مردم رهبری می کرد. در انقلاب اسلامی ایران، مساجد و مراکز مذهبی پایگاه اصلی حرکت و تجمع مردم بود. احزاب و جمعیت های سیاسی ایران هیچ گاه به عنوان یک جریان موثر در تعیین و تغییر مسیر مبارزات ملت ایران شناخته نمی شدند و ناگزیر از دنباله روی حرکت وسیع و بسیار شتابان مردم بودند. 

هجرت امام خمینی(ره) از عراق به پاریس
در دیدار وزرای خارجه ایران و عراق در نیویورک تصمیم به اخراج امام خمینی(س) از عراق گرفته شد. روز 12 مهر 1357 امام خمینی(س) نجف را به قصد مرز کویت ترک گفت دولت کویت با اشاره رژیم ایران از ورود امام به این کشور جلوگیری کرد حضرت امام خمینی پس از مشورت با فرزندشان (حجت الاسلام حاج سید احمد خمینی) تصمیم به هجرت به پاریس (پایتخت فرانسه) گرفتند و در روز 14 مهر ایشان وارد پاریس شد و دو روز بعد در نوفل لوشاتو مستقر شدند. ایشان در طول اقامت 4 ماهه خویش در پاریس طی مصاحبه ها و دیدارهای مختلف دیدگاه های خویش را پیرامون حکومت اسلامی و هدف های آتی نهضت برای جهانیان بازگو نمودند. 

دولت شریف امامی دوماه بیشتر دوام نیاورد. شاه ریاست کابینه را به دولت نظامی «ازهاری» سپرد کشتارها رو به فزونی نهاد اما تأثیری در قیام مردم نداشت. راهپیمایی های گسترده و میلیونی در روز تاسوعا و عاشورا در تهران و دیگر شهرها برگزار شد که به رفراندم غیر رسمی مردم علیه سلطنت شاه شهرت یافت. شاپور بختیار آخرین مهره آمریکا بود که برای تصدی پست نخست وزیری به شاه پیشنهاد شد متعاقب آن ژنرال هایزر (معاون فرماندهی سازمان ناتو) برای جلب حمایت نظامیان و سامان دادن به دولت به تهران آمد. پیام های امام خمینی(س) مبنی بر وجوب ادامه مبارزه، طرح های رژیم را نقش بر آب ساخت امام خمینی(س) در دی ماه 57 شورای انقلاب را تشکیل داد. شاه نیز پس از تشکیل شورای سلطنت و اخذ رای اعتماد برای کابینه بختیار در روز 26 دی ماه از کشور فرار کرد. 

انقلاب اسلامی ایران
اوایل بهمن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت به کشور منتشر شد در عین حال هنوز دولت دست نشانده شاه سرپا و حکومت نظامی برقرار بود. اقدامات فراوانی از تهدید به انفجار هواپیما گرفته تا وقوع کودتای نظامی برای تعویق سفر ایشان صورت گرفت. اما امام خمینی(س) طی پیام هایی گفته بود می خواهد در این روزها در کنار مردمش باشد دولت بختیار با هماهنگی ژنرال هایزر فرودگاه های کشور را به روی پروازهای خارجی بست ولی پس از چند روز ناگزیر از پذیرفتن خواست ملت شد. سرانجام امام خمینی(س) بامداد 12 بهمن 1357 پس از 14 سال دوری از وطن وارد کشور شد. 

سیل جمعیت از فرودگاه به سوی بهشت زهرا مزار شهیدان انقلاب روانه شد تا سخنان تاریخی امام را بشنود. در همین نطق بود که امام خمینی(س) فرمود: «من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم.» 16 بهمن 57 امام خمین (س) آقای مهندس مهدی بازرگان را به عنوان رییس دولت موقت انقلاب تعیین نمود. این انتخاب با راهپیمایی های گسترده در سراسر کشور حمایت شد. 

سرنگونی نظام شاهنشاهی و پیروزی انقلاب اسلامی (یوم الله 22 بهمن)
روز 19 بهمن 1357 پرسنل نیروی هوایی در (مدرسه علوی تهران) با امام خمینی(س) بیعت کردند، بسیاری از سربازان و درجه داران ارتش با فتوای امام به صفوف ملت پیوستند. روز 20 بهمن همافران تهران دست به قیام زدند. که مردم به حمایت از آنان وارد صحنه شدند. روز 21 بهمن پایگاه های پلیس و مراکز دولتی یکی پس از دیگری به دست مردم سقوط کردند. بختیار جلسه اضطراری شورای امنیت را تشکیل داد و فرمان اجرای کودتای طراحی شده از سوی هایزر را صادر کرد. سیل جمعیت به فرمان امام به خیابان ها ریختند و حکومت نظامی عملاً لغو شد بدین ترتیب آخرین مقاومت های رژیم شاه در هم شکسته شد و خورشید پیروزی انقلاب اسلامی در ایران طلوع کرد.

تشکیل حکومت اسلامی و جبهه گیری دول استعماری
پیروزی انقلاب اسلامی از دیدگاه صاحب نظران زلزله ای ویرانگر برای جهان غرب بود که موجی از خیزش های رهایی بخش را در کشورهای اسلامی و جهان سوم به حرکت درآورد. انقلاب اسلامی ایران در زمانی که مناطق مختلف جهان بین دو قدرت شرق و غرب تقسیم شده بود با شعار «نه شرقی، نه غربی» به پیروزی رسید و برای نخستین بار در عصر حاضر دین را به عنوان عاملی حرکت زا در پهنه مبارزات ملت ها مطرح می ساخت. به همین جهت از صبحدم 22 بهمن 1357 خصومت با نظام نوپای اسلامی در پهنه ای گسترده آغاز شد. جبهه دشمنی ها را آمریکا رهبری می کرد و دولت انگلیس و شوروی و برخی دول اروپایی دیگر، به همراه تمامی رژیم های وابسته به غرب در آن مشارکت فعال داشتند. آمریکا درصدد بود با دامن زدن به اختلافات داخلی فرصت را برای سرنگونی نظام اسلامی فراهم سازد. ضعف دولت موقت آقای بازرگان که اکثریت آنها را محافظه کاران ملی گرا تشکیل می دادند و روحیه مماشات آنها، باعث شد تا گروهک های ضد انقلاب با استفاده از کمک های خارجی به سرعت سازماندهی شده و در گنبد و کردستان و دیگر مناطق دست به تشنج آفرینی بزنند. از سوی دیگر آمریکا و اروپا با کاهش چندین برابری نفت، اقتصاد به ارث رسیده از رژیم شاه را که کاملاً وابسته به درآمدهای نفتی بود، دچار اختلال فراوان کردند. 

با وجود همه مشکلات، امام خمینی(س) حاضر به مصالحه نشد و با تشکیل نهادهای انقلابی به ترمیم ضعف های دولت موقت وتضمین ادامه انقلاب پرداخت. مردم ایران نیز که فداکارانه در صحنه انقلاب ایستاده بودند در رفراندم 12 فروردین 1358 ، با 2/98 درصد آرا به استقرار نظام جمهوری اسلامی جواب مثبت دادند و متعاقب آن انتخابات پیاپی برای تدوین و تصویب قانون اساسی و انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی برگزار گردید. 

انقلاب دوم، تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران روز 13 آبان 1358 گروهی از دانشجویان به نام «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» به نشانه اعتراض به ملاقات آقای بازرگان با برژینسکی مشاور امنیت ملی کاخ سفید در الجزایر، سفارت آمریکا در تهران را اشغال کرده و جاسوسان آمریکایی را بازداشت کردند. سندهای به دست آمده از سفارت پرده از اسرار جاسوسی ها و دخالت های بیشمار آمریکا در ایران و دیگر کشورها برمی داشت. یک روز پس از این واقعه دولت موقت آقای بازرگان، به امید این که امام خمینی(س) دانشجویان را برای تخلیه محل اشغال، تحت فشار بگذارد، استعفا داد. امام خمینی(س) با پذیرفتن استعفا، فرصت را برای حاکمیت نیروهای انقلابی و کوتاه کردن دست محافظه کاران از دست نداد و این حرکت انقلابی دانشجویان را انقلابی بزرگ تر از انقلاب اول نامید. 

پس از این ماجرا، ایران اسلامی رسماً از سوی آمریکا و اقمار آن تحریم و محاصره اقتصادی، سیاسی شد. طرح عملیات آزاد کردن جاسوسان بازداشت شده که در زمان ریاست جمهوری بنی صدر اتفاق افتاد با واقعه معجزه آسای صحرای طبس به شکست انجامید. ابوالحسن بنی صدر که در انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری ایران (5/11/ 1358) از رقبای خود پیشی گرفته بود. از آغاز بنا را بر مخالفت با جناح خط امام و سازش و زد و بند های سیاسی با کشورهای قدرتمند گذاشت. در دوران ریاست جمهوری او خاک ایران بر اثر تجاوز نظامی گسترده عراق اشغال شد. عوامل وابسته به رییس جمهور با استفاده از موقعیت بنی صدر به عنوان فرمانده کل قوا در کار دفاع کارشکنی می کردند. سرانجام امام خمینی(س) طی حکمی کوتاه در 20 خرداد 1360 بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل و متعاقب آن مجلس شورای اسلامی رأی به بی کفایتی وی داد. از این پس منافقین رسماً دست به اقدامات براندازی و فعالیت های تروریستی زدند. حزب جمهوری اسلامی که با همت بزرگانی مثل حضرات آقایان: خامنه ای، دکتر بهشتی، دکتر باهنر، هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی و به منظور سازماندهی نیروهای مومن به راه امام و مقابله با تحریکات گروهک های سیاسی ضد انقلاب تشکیل شده بود، در رأس حملات تروریستی منافقین قرارداشت. در فاجعه 7 تیر، دکتر بهشتی به همراه 71 تن از کارآمدترین عناصر نظامی اسلامی (در مقر حزب جمهوری اسلامی) و دو ماه بعد در 8 شهریور 1360 آقای محمد علی رجایی رییس جمهور و حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر نخست وزیر بر اثر انفجار بمب به شهادت رسیدند.
 
تصمیم سریع و قاطع حضرت امام در انتخاب و نصب افراد به جای شهیدانی که از مدیریت نظام گرفته می شدند، نقش بسیار مؤثری در سامان دادن امور و مأیوس کردن دشمن داشت. حضرت امام از آغاز نهضت خویش بارها به مردم آموخته بود که انقلاب اسلامی وابسته به اشخاص نیست، حافظ انقلاب خدا و ایمان مردم خداجوست. اما نکته قابل تأمل آن که در برابر همه فجایعی که اتفاق افتاد آمریکا و سازمان های بین المللی نه تنها سکوت کردند بلکه به تروریست ها پناه و امکان ادامه حیات دادند و دقیقاً به همین دلیل بود که امام خمینی(س) هیچ گاه مبنای ارزیابی و مواضع خویش را داوری دولت های بیگانه و سازمان های بین المللی قرار نمی داد و معتقد بود که این سازمان ها جز ابزاری در اختیار سلطه گران بین المللی نیست. 

جنگ تحمیلی و دفاع مقدس
شکست طرح های براندازی نظام جمهوری اسلامی، هیات حاکمه آمریکا را در سال 1359 به سمت تجربه راه حل نظامی تمام عیار سوق می داد. شرایط آن روز جهان مانع از اقدام یکجانبه آمریکا می گردید. انتخاب عراق به عنوان آغازگر جنگ، انتخابی بسیار حساب شده بود. این کشور متحد شوروی و بلوک شرق شناخته می شد و به طور طبیعی آنها را در حمایت از صدام در کنار آمریکا و اروپا قرار می داد. همچنین عراق در صورت لزوم می توانست تا مدت ها با ثروت ملی خود، جنگ علیه ایران را اداره کند. روحیه قدرت طلبی صدام و خصومت های مرزی دو کشور در گذشته شرایطی ایده آل برای آمریکا پدید می آورد تا به صدام برای تجاوز به ایران چراغ سبز نشان دهد. 

به هر حال ارتش عراق در روز 31 شهریور 1359 تجاوز گسترده نظامی خویش را علیه ایران آغاز کرد. ماشین جنگی صدام که از مدت ها قبل به کمک دولت فرانسه و کارتل های اسلحه سازی آمریکایی و انگلیسی و تجهیزات نظامی روسی آماده این تجاوز شده بود به سرعت کیلومترها در خاک ایران پیشروی کرد و مناطقی وسیع از پنج استان ایران را اشغال کرد. ایران در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته بود و دو راه بیشتر نداشت: یا تصمیم به مقاومت در جنگی نابرابر؛ با اشاره به این که ارتش ایران بعد از حوادث انقلاب دوران اولیه بازسازی خود را می گذراند و سپاه پاسداران انقلاب هم که به فرمان امام خمینی(س) تشکیل شده بود، در آغاز راه بود و نیرو و تجهیزات و تجربه کافی نداشت و یا تسلیم شدن در برابر خواست های آمریکا و در نهایت دست کشیدن از انقلاب و اسلام. امام بی درنگ فرمان مقاومت صادر کرد و در اولین تحلیل هایش طی سخنانی آمریکا را عامل اصلی جنگ و حامی و تحریک کننده صدام خواند و به مردم اطمینان داد اگر به دفع تجاوز دشمن به عنوان یک تکلیف شرعی بپاخیزند، شکست دشمن قطعی است. 

چرا جنگ ادامه یافت؟
نیروهای عراقی قبل از رسیدن به هدف های تعیین شده با دفاع مردم ایران مواجه شدند. واقعیت های محاسبه نشده و تلخ برای آمریکا کم کم هویدا شد. دور تازه ای از فشارهای سیاسی بر ایران با سردمداری کاخ سفید آغاز شد. آنها به جای محکوم کردن این تجاوز آشکار جمهوری اسلامی را تحت فشار گذاشتند که آتش بس پیشنهادی را بپذیرد. ایران برای سد پیشروی دشمن در سخت ترین شرایط دفاع می کرد و چندین هزار کیلومتر مربع از خاک ایران هنوز در اشغال دشمن بود. ضمن این که صدام در هیچ یک از پیشنهادها نه تنها تضمینی برای عقب نشینی به مرزها نداده بود بلکه رسماً مدعی بود که مناطق وسیع اشغال شده و مناطق دیگر که هنوز به اشغال درنیامده اند می بایست به خاک عراق ملحق شوند. واقعیت اینست که کشورهایی که دم از آتش بس می زدند. خواستار صلح نبودند، بلکه شعار صلح طلبی را به عنوان اهرمی برای منزوی ساختن ایران به کار می بردند. آنها اگر در ادعاهایشان صادق بودند کافی بود به جای تحریم تسلیحاتی و اقتصادی و نفتی جمهوری اسلامی ایران، کمک های خود را به صدام متوقف می کردند. امام خمینی(س) عزم خویش و ملت را برای ادامه دفاع تا عقب نشینی متجاوز به مرزهای شناخته شده و جبران خسارت وارده اعلام می داشت. پس از عزل بنی صدر و حاکمیت خط امام بر ارکان اجرایی کشور سلسله عملیات آزادسازی مناطق اشغال شده به وسیله سپاه اسلام شتاب گرفت. در سومین سال جنگ پس از عملیات بیت المقدس که در سوم خرداد 1361 منجر به آزادسازی بندر مهم و استراتژیک خرمشهر از دست قوای متجاوز عراقی گردید، رهبری و ملت ایران چاره ای جز ادامه دفاع مقدس خود نداشتند؛ هنوز قسمت هایی از خاک ایران در اشغال قوای متجاوز بود و صدام با دلگرمی از حمایت های بی دریغ دولت های بزرگ جهان به تقویت مجدد و حمله نظامی می اندیشید، نه صلح و توقف یکجانبه جنگ از سوی ایران. کشور را در برابر هجوم های بعدی عراق بی دفاع می ساخت. 

آمریکا تنها راه باقی مانده را بین المللی کردن بحران جنگ می دانست، بر همین اساس جنگ موسوم به جنگ نفتکش ها آغاز شد. ناوهای جنگی فرانسه، انگلیس، آمریکا و روسیه به آب های خلیج فارس وارد شدند. مأموریت نیروهای اعزامی، جلوگیری از صدور نفت ایران و توقف و بازرسی کشتی های تجاری و جلوگیری از صدور کالاهای اساسی به جمهوری اسلامی بود و این مسایل همه به خاطر آن بود که اینک در ماه های آخر جنگ هشت ساله، سپاه اسلام در موضعی کاملاً برتر قرار گرفته بود و دشمن را در اکثر مناطق اشغال شده به پشت مرزهایش فراری داده بود. آمریکا در آخرین اقدام تجاوز کارانه اش هواپیمای مسافربری ایران را که حامل 290 مسافر بود (12/4/1367) بر فراز خلیج فارس سرنگون و کلیه مسافران آن را قتل عام کرد. صدام نیز کارنامه جرایمش را با بمباران شیمیایی شهر عراقی حلبچه به پایان رسانید. قطعنامه 598 شورای امنیت از تصویب گذشت این قطعنامه قسمت عمده نقطه نظرات و شرایط قبلی ایران برای ترک نبرد را که از آغاز دفاع خویش بر آنها اصرار می ورزید ولی سازمان های بین المللی به امید پیروزی صدام زیر بار نمی رفتند، پذیرفته بود. در پیام امام خمینی(س) معروف به پیام قبول قطعنامه (29/4/1367) کارنامه جنگ تحمیلی و ابعاد آن به روشنی بازگویی شده و خطوط آینده نظام در همه زمینه ها و از آن جمله مواجهه با ابرقدرت ها و پایداری بر اهداف انقلاب ترسیم شده است. بدین ترتیب جنگ تحمیلی 8 ساله به پایان رسید و جمهوری اسلامی حضور خود را به عنوان یک قدرت با ثبات و غیر قابل شکست در پهنه بین المللی به اثبات رسانید و پیام خویش را ابلاغ نمود.

ارسال پیام به رهبر شوروی سابق
گورباچف آخرین صدر هیات رییسه اتحاد جماهیر شوروی دست به اصلاحات و تغییراتی در قطب کمونیستی جهان زده بود. تحلیلگران سیاسی و رهبران جهان غرب هیچیک باور نداشتند که این تحولات نظام الحادی 70 ساله کمونیسم را در شوروی از بیخ و بن برخواهد کند. حداکثر چیزی که در آن شرایط پیش بینی می شد آن بود که رهبران کرملین نظام تازه ای از اردوگاه کمونیسم با رهبریت محدودتر شوروی پدید آورند. ولی امام خمینی(س) در همان ایام در تاریخ (11/10/1367) طی نامه ای خطاب به گورباچف چنین پیش بینی کرد: «از این پس کمونیسم را باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد». امام خمینی(س) در همین نامه ژرف ترین تحلیل ها که نشانگر تسلط ایشان بر ارزیابی شرایط سیاسی آن روز جهان است را ارایه کرد و به وضوح نسبت به در غلطیدن روس ها به سمت سرمایه داری غرب و فریب خوردن از آمریکا هشدار داده است. امام خمینی(س) با پیش کشیدن مسایل عمیق فلسفی و عرفانی از گورباچف خواست که به جای امید بستن به ماده پرستی غرب، به خدا و مذهب روی آورد.

سال های آخر عمر و ارتحال
صرف نظر از حالات عرفانی امام در این سال ها، ویژگی هایی نیز در پیام ها، سخنرانی ها و نوع مواضع و برخوردهای سیاسی او وجود دارد که آنها را با موارد پیشین متفاوت می سازد. یکی از حوادثی که آثار آن بر روح و خاطره امام سنگینی می کرد، شهادت مظلومانه حجاج بیت الله الحرام در کنار خانه خدا و در مراسم حج سال 1366 پس از پیروزی انقلاب بود، امام خمینی با صدور پیام های سالانه در مراسم حج بر وجوب توجه مسلمانان به مسایل سیاسی جهان اسلام و برائت از مشرکین به عنوان رکن حج تأکید می کرد. همه ساله آیین برائت از مشرکین با حضور 10 ها هزار زایر ایرانی و شرکت مسلمانان انقلابی از کشورهای دیگر برگزار می شد. تأثیر فوق العاده این اقدامات سبب شد تا آمریکا فشار خویش را بر دولت سعودی برای جلوگیری از آن افزایش دهد. در روز جمعه ششم ذیحجه سال1407 هجری قمری هنگامی که بیش از 150 هزار زایر در خیابان های مکه برای شرکت در مراسم برائت از مشرکین حرکت می کردند مأموران دولت سعودی با انوع سلاح های سرد و گرم به سرکوبی تظاهر کنندگان پرداختند. در این واقعه حدود 400 نفر از حجاج شهید، تعداد زیادی مجروح و عده ای دستگیر شدند. 

بی تفاوتی دولت های اسلامی در قبال تجاوز اسراییل به جنوب لبنان و سرکوبی مسلمانان به پاخاسته فلسطین در سرزمین های اشغالی و بدتر از آن رویکرد دولت های عربی به سمت سازش با اسراییل، رنج های دیگری بود که بر قلب امام سنگینی می کرد. 

در پهنه مسایل داخلی نیز شرایطی که منجربه برکناری قائم مقام رهبری از سوی امام خمینی (در تاریخ 8/1/68) گردید از جمله حوادث ناگوار دیگر بود نخستین مجلس خبرگان در جلسه تیرماه 1362، آیه الله منتظری را به عنوان قائم مقام رهبری برگزیده بود. امام خمینی در آخرین نامه ای که خطاب به وی نوشت و منجر به پذیرش استعفا و برکناری او از قائم مقام رهبری گردید این نکته را تصریح کرده بود که او از ابتدا با انتخاب آقای منتظری به عنوان رهبر آینده نظام اسلامی مخالف بوده و ایشان را فاقد طاقت لازم برای پذیرش این مسوولیت سنگین و خطیر می دانسته است.

در این نامه تصریح شده بودکه عدم موضعگیری امام خمینی در مقابل انتخاب مجلس خبرگان رهبری به این دلیل بوده که او نمی خواسته در محدوده وظایف قانونی این مجلس دخالت کند. 

در پیام ها و سخنرانی های سال های آخر عمر امام، مجموعه ارزش ها و آرمان هایی که اساس نهضت برای تحقق آنها پایه ریزی شده بود، یادآوری و اولویت های نظام و انقلاب جهانی اسلام بر اساس این آرمان ها ترسیم شده است. وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام که در تاریخ 26 بهمن 1361 بر همین مبنا نوشته شده گویای آگاهی عمیق ایشان از نیازهای جاری و آتی جوامع اسلامی و احساس مسوولیت او در این رابطه است. ازجمله ویژگی های پیام های اخیر تأکید امام بر ضرورت توجه مسلمین به دو نوع برداشت متقابل از اسلام است. در یک سوی «اسلام آمریکایی» است که در پناه آن حکومت های وابسته به بیگانگان سر کار می آیند و به نام اسلام رو در روی مسلمانان واقعی قرار گرفته و در همان حال با اسراییل و آمریکا، دشمنان اسلام طرح تسلیم و دوستی می ریزند و در سوی دیگر «اسلام ناب» است که با نثار خون مجاهدان و تلاش بی وقفه عالمان متعهد در طول تاریخ از گزند پیرایه و تحریفات مصون مانده است و یگانه راه رهایی ممالک اسلامی از وضعیت اسفبار کنونی است. 

رحلت امام خمینی؛ وصال یار، فراق یاران
امام خمینی هدف ها و آرمان ها و هر آنچه را که می بایست ابلاغ کند گفته بود و در عمل نیز تمام هستیش را برای تحقق همان هدف ها به کارگرفته بود. اینک در آستانه نیمه خرداد 1368 خود را آماده ملاقات عزیزی می کرد که تمام عمرش را برای جلب رضای او صرف کرده بود. ساعت 20/22 بعد از ظهر روز شنبه سیزدهم خرداد ماه سال 1368 لحظه وصال بود. قلبی از کار ایستاد که میلیون ها قلب را به نور خدا احیا کرده بود. وقتی که خبر رحلت منتشر شد، سرتاسر ایران و همه کانون هایی که در جهان با نام و پیام امام خمینی آشنا بودند، یکپارچه گریستند. 

روز 14 خرداد 1368 ، مجلس خبرگان رهبری تشکیل گردید و پس از قرائت وصیتنامه امام خمینی توسط حضرت آیت الله خامنه ای، بحث و تبادل نظر برای تعیین جانشین امام خمینی و رهبر انقلاب اسلامی آغاز شد و پس از چندین ساعت، سرانجام حضرت آیت الله خامنه ای (رییس جمهور وقت) که از شاگردان امام و از چهره های درخشان انقلاب اسلامی و از یاران 15 خرداد بود و در همه فراز و نشیب های نهضت، در جمع دیگر یاوران انقلاب جانبازی کرده بود، به اتفاق آرا برای این رسالت خطیر برگزیده شد این انتخاب سریع و شایسته امیدهای ضدانقلاب را بر باد داد و عصر امام خمینی در پهنه ای وسیع تر از گذشته آغاز شد.
سلام علیه یوم ولد و یوم مات ویوم یبعث حیّاً

منبع: پایگاه اطلاع رسانی جماران