داخلی     خبر     هنر و رسانه
۲۸
كتاب مکتب در فرایند تهاجمات تاریخی در اينترنت
  نسخه الكترونيك كتاب " مکتب در فرایند تهاجمات تاریخی" در سايت اينترنتي بينش نو منتشر شد.
Share/Save/Bookmark
يکشنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۵۲
کد مطلب : 22312
كتاب مکتب در فرایند تهاجمات تاریخی در اينترنت
به گزارش آينده روشن، اين كتاب مجموعه مطالبي است که به صورت کنفرانس در جلسات متعددي در حلقه جمعي از اهل دانش ارائه شده است. سپس با اصلاحاتي و تکمله­هائي به روي کاغذ پياده شده است.

اين كتاب در دو بخش ارائه شده و به نقد و بررسي "مكتب در فرايند تكامل" پرداخته است كه در بخشي از عناوين آن مي توان عنوان ها: علم پيامبر (ص) منحصر به وحي نيست، مردم قم و علم غيب امام، شيعه ولايتي و شيعه وصايتي، بهانه ای نادرست براي ادعاي بزرگ، مدرسي به شدت عصباني است، گناه نجاشي و آقا بزرگ (!)، اقدام پیشگیرانه، مخفي کردن يکي از دو مناره، باز هم تکفيرِ تکفير اشاره كرد.

اين كتاب مجموعه اي نقد و بررسي كتاب" مکتب در فرآيند تکامل" تاليف مدرسي است كه به القائات اين كتاب پاسخ داده شده و انحرافات فكري مولف در اين جا بررسي و ريشه يابي شده است.

سايت اينترنتي "بينش نو" در كتابخانه خود مجموعه اي از كتاب هاي مفيد كه برخي از آن ها به موضوعات موعودگرايي و آخرالزمان مربوط است ارائه نموده كه مطالعه آن براي كاربران مي تواند مفيد واقع شود.

علاقمندان براي دسترسي به كتاب " مکتب در فرایند تهاجمات تاریخی" و نيز كتاب هاي ديگر اين كتابخانه مي توانند از لينك "بينش نو" در همين صفحه استفاده نمايند.
۱۳۸۷-۰۲-۰۵ ۱۵:۱۷:۴۹
ظاهراْ چون قسمت گفته استاد شهيد مطهري از كامنت قبلي من افتاده بود كامنت گذار زير فرموده است بايد ديد عبارت مصنف چيست. لطفاْ اصل عبارت را بگذاريد. من خدا شاهدست نه عنادي با كسي دارم و نه مريد كسي هستم. فقط مي خواهم بدانم در تعارض حرف آقاي مرتضي رضوي با گفته شهيد مطهري كدام را بگيرم.مسآله شخصيت زدگي نيست بلكه مسآله اعتبار نقل است. شهيد مطهري كه نظر خودش را نميگويد بيان حقيقت خارجيه ميكند كه شيعه بر سه قسم است و تا اين زمان هم هر سه جور هستند ولي مرتضي رضوي ميگويد شیعه وصایتی پس از قرن سوم مرد و به جای آن شیعه ولایتی نشست. من طلبه علم ميخواهم بدانم كدام يك از اين دو نقل صحيح است. حالا دو باره عين عبارت شهيد مطهري را از كتاب امامت و رهبري ص 57 ميگذارم. لطفاْ منعكس كنيد كه آقاي رضوي هم ببينند و بنده را روشن كنند:

تشيع مراتبي دارد. بعضي از شيعيان قثط قاپل به امامت به همان معني رهبري اجتماعي اند. مي گويند بيغمبر (ص) علي (ع) را تعيين كرده بود براي رهبري بعد از خود و ابوبكر و عمر و عثمان بي جا آمدند. همين مقدار شيعه هستند و در آن دو مسپله ديگر يا اعتقاد ندارند و يا سكوت مي كنند. بعضي ديگر مرحله دوم (امامت به معني مرجعيت ديني ص 51) را هم قاپل هستند ولي به مرحله سوم نمي رسند. مي گويند مرحوم آقا سيد محمد باقر درچه اي استاد آقاي بروجردي در اصفهان منكر اين مرحله سوم (امامت به معني ولايت ص 55) بوده. تا مرحله دوم بيش مي آمده ولي از آن بيشتر اعتقاد نداشته است.
۱۳۸۷-۰۲-۰۵ ۱۱:۰۸:۰۰
با سلام
من نيز از ديدن كتاب آقاي رضوي خرسند شدم و آن را به فال نيك مي گيرم دوستي گفته آقاي رضوي را در خصوص اهميت فقه و حقوق مكتب شيعه در دانشگاه هاي جهان به باد انتقاد گرفت كه اصلا اهميت زيادي ندارد چون ربط زيادي به موضوع ندارد اما من نيز بر آن گفته صحه مي گذارم و به اين دوستمان عرض مي كنم كه مقصود استاد رضوي اهميت فقه شيعه در دانشگاه هاي معتبر دنيا در سطح دانشجويي نيست بلكه در سطح اعضاي هيات علمي و بزرگان و دانشمندان به نام آن دانشگاه ها است مسلما هيچگاه اهميت فقه اسلامي و حقوق شيعي را از زبان يك استاد نخواهيد شنيد لطفا توجه كنيد.
ديگر اين كه عزيزي از كتاب استاد مطهري مي خواست چيزي بگويد كه فقط ادعاي تعارض كرد اولا بايد ببينيم تقسيم هر يك از اين بزرگواران در مورد شيعه به چه لحاظي صورت گرفته دوم اين كه بايد بخوانيم و ببينيم كدام يك سخنشان صحيح است و از شخصيت زدگي بپرهيزيم.
با تشكر از سايت وزين آينده روشن
۱۳۸۷-۰۲-۰۴ ۲۱:۵۹:۲۷
نمی دانم چرا و به چه علت دوباره به این قسمت گذرم افتاد. شاید حس کنجکاوی ام نسبت به پاسخ احتمالی دوست ایرانی الاصل اروپایی ام.
ازحساسیت و احساس خوب شما نسبت به سرنوشت علوم اسلامی در جهان غرب براستی خرسندم.
اما گرامی در چنین مسائلی با یک رای و نظر نمی توان حکم کلی صادر کرد. مغرضین اسلام و تشیع قطعا بیکار ننشسته و هجمه و یورش خود را خواهند داشت تا از تشیع یک چهره غیر علمی و بسیار خرافی ارائه دهند. خوب تکلیف ما با آنان که به صراحت و وقاحت به نفی اصول علمی تشیع کمر بسته اند روشن و مبرهن است.اما با جناب مدرسی طباطبایی که خود دقیقا از سلاله اهل بیت و عصمت طهارت ع است و به شکل اغواگرانه ای به نفی مهدویت و علم و غیب و عصمت سلاله پاک عصمت و طهارت کمر بسته چه باید کرد؟!!
درد این است و درد مند تر این که با قلم بسیار شگفت خود که مایه هایی از قلم ویل دورانت در بن و زرفای خود دارد و رهزنی می کند. ... بگذریم
اما در خصوص ادعای چندش آور آن استاد و نویسنده مغرض غربی در این مختصر چه می توان گفت و چه باید گفت.
صرفا به بخش کیهان شناسی اسلامی و تبیین جهان از منابع بی پایان اهل بیت ع شما را دعوت به مطالعه کتاب تبیین جهان و انسان از همین نویسنده دعوت می کنم. کشفی عظیم از گنجینه معارف اسلامی که حتی جناب استفان هاوکینگ رشک ورزانه مطالب آن را به سرقت برد که خود در جای خود داستانی است شنیدنی.
http://www.binesheno.com/Files/books.php?idVeiw=1706&level=4&subid=1706
و نیم صفحه ازاین کشف بزرگ:
اين دو آيه نيز براي «روز خدايي» و «روز ملكوتي» دو كاربرد مشخص مي‌كنند. يك كاربرد آن 1000 سال از سالهاي ما «ممّآ تعدّون» است بنابراين يك سال از اين روزها 000/365 سال از سالهاي ما مي‌شود. آية‌ دوّم مي‌فرمايد خداوند روز ديگري دارد كه طول آن 000/50 سال است و در اينجا نمي‌گويد «ممّا تعدّون» پس بايد حساب اين آيه بر اساس همان روز خدايي و ملكوتي باشد كه 1000 سال طول دارد و يك سال آن 000/356 سال از سالهاي ما طول دارد.
پس: 000/000/250، 18= 000/365 50000 سال از سالهاي ما. ...
اين حديث خيلي ساده و با بيان روشن، مطلب را بصورت گفتگوي معمولي بيان مي‌كند. بطوري كه يك فرد غير محقّق و معمولي كه تنها بتواند چهار عمل اصلي حساب را انجام دهد، و توجّه داشته باشد كه يك روز در عالم ملكوت معادل 50000 سال است، مي‌‌تواند محاسبه زير را بنمايد:
365/000= 365 1000 در مجموع 000/000/250/18= 000/50 000/365
چه شگفت انگيز است مطابقت اين حديث با محاسبه‌اي كه در بالا بر اساس آيه‌ها انجام گرفت!؟
پس آن ستاره‌اي كه مورد نظر آن ملك بود (و بايد آن را شاه ستاره يا شمس الشّموس ناميد) در هر 000/000/250/18 سال يكبار آفريده مي‌شود. ....
يك شگفتي ديگر: بسيار خوانده‌ايم و بسيار شنيده‌ايم كه يكي از مسلّمات عقايد يهوديان و مسيحيان جهان اين است كه از عمر جهان 6000 سال مي‌گذرد. دهها سال است كه همة قلم بدستان اين اصل و عقيدة كليسائي را نكوهش و تخطئه كرده‌اند و كرده‌‌ايم. اينك مي‌بينيم كه اگر همين 6000 سال را با سالهاي كرة زمين حساب نكرده و بر اساس «روز ملكوتي» محاسبه نمائيم صحيح ‌مي‌شود يعني:
2/190/000= 365 6000
مجموع كل عمر جهان. 000/000/500/109= 000/50 000/190/2
طول يك ششم از مجموع. 000/000/250/18= 6÷ 000/000/500/109
۱۳۸۷-۰۲-۰۴ ۲۱:۵۳:۰۳
آقای رضوی میگوید شیعه وصایتی پس از قرن سوم مرد و به جای آن شیعه ولایتی نشست. شهید مطهری در کتاب امامت و رهبری ص 57 میفرماید:
آیا این فرمایش آقای مطهری نقض صریح ادعای آقای رضوی نیست؟
۱۳۸۷-۰۲-۰۴ ۱۹:۳۴:۵۸
بحثها جالب است ولی لب مطلب یکی است و آن این که به جناب آقای دکتر مدرسی باید گفت شما که الحمدلله چنین قدرت علمی و پذیرش و حرمت بین المللی دارید چرا انرژی و وقت خود را به نظیر همین خدمات که برادرمان اشاره کرد تخصیص نمیدهید و خود را درگیر بحثهائی میکنید که داخل مذهبی است و بر فرض درست بودن و لازم بودن افراد زیادی در حوزه و دانشگاه های ایران هستند که میتوانند انجام دهند. شمائی که میتوانید در جائی کار کنید و حرف شنوی داشته باشید که دیگران نمیتوانند چرا واجب عینی را رها کرده به واجب کفائی (اگر اصلاً چنین وجوبی هم باشد) میپردازید. کسی در علم و فضیلت و تعهد و خودی بودن شما تردید ندارد حرف در سلیقه و تشخیص اهم و مهم شماست. همین حرف را باید در سطح دیگری به دکتر سروش هم گفت که آقا جان! تو مسلمان و بچه مسلمانی. حرفت را هم در دنیا می شنوند و میخوانند. مسآله مورد نیاز کم بود که به پر و پای وحی و پیغمبر پیچیدی؟!
۱۳۸۷-۰۲-۰۴ ۱۷:۲۸:۱۷
فرمایش کامنت گذار زیر : " اين را از هر جا سراغ بگيريد و از هر كسي كه كمي خبره باشد بپرسيد تاييد خواهد كرد كه حقوق تشيع بهترين حقوق موجود در جهان است"
اگر منظورشان از هر جا حوزه های علمیه و دانشگاه های ایران است حتماً درست می فرمایند ولی اگر منظورشان دانشگاه ها و دانشکده های حقوق جهان خارج است از این دانشجوی ناچیز قبول بفرمائید که این طور نیست. باور بفرمائید که دروغ نمیگویم. هم مسلمانم و هم علاقمند به شیعه که مذهب آبا و اجدادی من است اما در دنیائی که مسائلی مثل اختلاف احکام زن و مرد و نجاست کافر و سنگسار و برده داری و صدها امثال این با ذهن فرهنگ غربی بیگانه است احدی فقه اسلام یا شیعه را بهترین حقوق جهان نمیداندو هر کس خلاف این مطلبی خدمت شما گفته از واقعیت ها خبر نداشته است.
همین الساعه که دارم این کامنت را می نویسم کتاب یک استاد خیلی معروف حقوق انگلیس جلوی روی من است که در بخش "تنوع فهم حقوقی" در مورد اسلام می نویسد (به ترجمۀ من): "موجودی پیام قرآن جلوی چشم همه ماست. برابر آموزشهای این کتاب زمین مرکز ثقل تمام کائنات است. سیارات و ستارگان همه گل میخهایی هستند برای تزیین کردن آسمان زمین و البته گاهی هم به صورت موشک برای پرتاب و کشتن شیاطینی که قصد زمین کنند مورد استفاده قرار میگیرند. خدای قرآن : زمینی و انسان و عرب و بادیه نشین است. به حیوانات دیگری که خود خلق کرده مثل سگ و خر دشنام میدهد . زن برای رفع حاجت و دفع شهوت مرد است (این جا وسط پرانتز یک کلمۀ عربی گذاشته "قضاء وطر" که نمیدانم یعنی چه) و وقتی گل اورا چیدی می توانی به دیگری واگذاری. خدای قرآن برای این که ازدواج انسان با زن پسر خوانده اش (مسأله ای که تا قیام قیامت شاید صد مورد هم لازم نشود) حلال شود آیۀ بلند بالا می فرستد ولی برای لغو سنت غیر انسانی بردگی که میلیونها نفر در طول تاریخ از آن رنج برده اند به خود زحمت نمیدهد که یک نیم آیه بفرستد . . " منظورم از نقل این عبارت این است که وضع و بینش رائج این طرف دنیا را نشان دهم که فکر بفرمائید همه جای دنیا قم است.
بعدش هم آقایان: شما که دانشمند و صاحب بیان و قلم هستید شما را به همه مقدسات عالم به جای این که به جان هم بیفتید بیائید به این نوشته ها و انتقاد ها که درست یا غلط ده هزار خواننده دارد و به خاطر شهرت و نام نویسندگانش از پذیرش خیلی گسترده و عمیق در سطح دانشگاه ها برخوردارست جواب بدهید. این مدرسی طباطبائی که میگوئید وقتی هرالد تریبیون خبر داد در سویس یک هیأت دانشگاهی مهم از حقوقدانان خیلی معتبر اروپائی برای نقد فقه اسلام و قرآن در شهر داووس تشکیل جلسه داده مثل برق خودش را رساند به داووس و یک سخنرانی سه ساعت و نیمه کرد که همه رشته های سه روزه جماعت را پنبه کرد که من شرحش را در همان هرالد تریبیون خواندم. شما را به خدا وقتتان را در این جور کارها بگذارید که اسلام و قرآن و فقه و الهیات اسلام در غرب خیلی بی پناه است.
۱۳۸۷-۰۲-۰۴ ۱۵:۵۴:۳۸
من با آقاي رضوي كاري ندارم و حتي با كتاب مكتب در فرايند تهاجمات تاريخي . منتها مطلبي را كه به نظرم مي رسد به عرض مي رسانم:
منظور شما از تند و توهين آميز چيست؟
به نظر ايشان اگر از واژه همجنس بازي به جاي لواط و از واژه روابط نامشروع از واژه زنا استفاده شود از تندي بيان آن كاسته مي شود. بله درست است.
با بايگاني كردن واژه هايي كه عينا در قرآن ذكر شده و صريحا اعلام انزجار گرديده ادبيات ما نيز شبيه ادبيات جناب مدرسي مي شود.
خوب پس بهتر است از واژه هاي جهنم و عذاب و جبار و ... نيز دست شوييم و با بايگاني واژه هايي كه با صراحت در قرآن از آن ياد شده از تندي بيانمان بكاهيم.
حضرت آقا قران اين است و مكتب تشيع هم همين است اگر اصلاحيه اي داريد و اگر از تشيع با اين ادبيات خوشتان نمي آيد بهتر است به دنبال آيين ديگري باشيد.
و البته اين شما نيستيد بلكه در تمام آثار كنوني ما و در صدا و سيما تمام اين واژه ها بايگاني شده و با شكل رومانتيك آن ادا مي شود.
اين مسله را نبايد كوچك شمرد. چون با اين واژه ها معناي حقيقي و مراد اصلي نيز به بيراهه مي رود. چون هر واژه اي حاوي معناي خاص خودش است. و بين لواط با هم جنس بازي تفاوت از زمين تا آسمان است.
اما موضوع دوم : فرموديد فقه و حقوق ... من از فقه به طور عام خبر ندارم اما به طور اخص آن كه حقوق باشد اين ديگر نيازي به بيان و دليل ندارد. اين را از هر جا سراغ بگيريد و از هر كسي كه كمي خبره باشد بپرسيد تاييد خواهد كرد كه حقوق تشيع بهترين حقوق موجود در جهان است.
اشتباه نكنيد حقوق اسلام نه بلكه حقوق تشيع. چون حقوق تسنن همان طور كه شما فرموديد داري هيچ امتيازي نيست.
۱۳۸۷-۰۲-۰۳ ۲۲:۲۲:۳۴
در جواب دوست گراميم بايد عرض كنم:
همان طور كه نويسنده محترم آقاي رضوي اشاره نمودند قلم مكتبي كه خود را موظف به رعايت حدود و چارچوب شريعت مي داند نمي تواند و بايسته نيست از قواعد قلم ليبراليسم طبعيت نمايد.
و اتفاقا همين شيوه رمانتيك و شاعرانه قلم مدرسي نيز مورد نقد قرار گرفته كه به هيچ وجه با صراحت و صداقت به رد و نفي تشيع نمي پردازد بلكه با القا به ناخود آگاه خواننده و با روشي اغواگرانه و بسيار رندانه پيش مي تازد.
بله روش تحيلل ايشان را ندارد چون استاد مرتضي رضوي به نفي همين روش اغواگرانه ايشان پرداخته و اين در حالي است كه با نفي اين روش موزيانه چگونه نويسنده به چنين روشي قلم بردارد در حالي كه خود به نقد آن پرداخته.
قلم مكتبي با صراحت و صداقت عمل مي كند و هرگز از ميان برهاي گمراه كننده جهت رهنمون گشتن به حقيقت سود نمي گيرد. شفاف عمل ميكند و به بيان حقيقت مي پردازد هر چند اين به كام برخي تلخ آيد.
مكتب تشيع هم دافعه دارد و هم جاذبه. و لذا هرگز نمي تواند نسبت به همه بي تفاوت باشد . تشيع هم تولي دارد و هم تبري. و متاسفانه اين بخش از پيام تشيع كه تبري از دشمان در اين عصر ليبراليسم به بوته نسيان سپرده شده و صرفا به جاذبه و تولي بها داده مي شود.
بله هر نوشته اي بدون تبري و بدون دافعه قطعا جذاب و بر دل همگان خواهد نشست.
اما مي دانيم كه قلم مكتبي نمي تواند و نبايد همگان را جذب نمايد. و اين است تفاوت عمده قلم مدرسي و استاد مرتضي رضوي. و همين طور صراحت و صداقت در بيان به قول ابوذر غفاري حتي دوستان اندكي براي كسي باقي نمي گذارد.
۱۳۸۷-۰۲-۰۴ ۰۵:۴۶:۳۸
دو موضوع:

یکی این که چرا بیان آقای رضوی این قدر تندست؟ خیلی صریح به آقای مدرسی طباطبائی توهین میکند. آیا برای دفاع از مکتب حق نیازی به تند زبانی است؟ آیا همین مطالب را نمی شود به زبان مؤدبانۀ در خور مباحثات علمی گفت؟

دوم آن که آقای رضوی در چند جا فرموده اند که امروز دانشگاه های بزرگ دنیا فقه شیعه را برترین و والاترین نظام حقوقی دنیا میدانند. بندۀ کمترین دانشجوی یک دانشگاه معتبر اروپائی هستم و به شما صادقانه میگویم که این مطلب درست نیست. اگر ایشان این مطلب را در منبع معتبری دیده اند و این جانب را مطلع فرمایند خیلی ممنون میشوم.
۱۳۸۷-۰۲-۰۳ ۱۰:۵۸:۵۸
بالاخره پس از چندي انتظار جوابي درخور به آقاي مدرسي داده شد اما چرا اينقدر دير! ديگراني كه امكانات دارند چرا پاسخ ندادند؟!
۱۳۸۷-۰۲-۰۳ ۰۷:۵۲:۵۰
بر خلاف نظر دو برادر عزیز اين آقاي مرتضي رضوي را هماورد مدرسي طباطبايي نیافتم. نه قلم او را دارد و نه روش تحلیل او را و نه احاطۀ او را بر مطلب. امیدوارم کسی در پایه و مایۀ او برای نقد آن کتاب پیدا شود. ان شاء الله.
۱۳۸۷-۰۲-۰۲ ۰۱:۵۶:۵۱
سلام بر آينده روشن
درود بر شما عزيزان كه اين كتاب بسيار مفيد را لينك كرديد.
آقا براستي اين كتاب مكتب در فرايند تهاجمات تاريخي جوابي در خور و تاريخي به القايات مدرسي طباطبايي داده. اين آقاي مرتضي رضوي با اين تاليفات مكتبي اش براستي قابل تقدير است.
۱۳۸۷-۰۲-۰۲ ۰۱:۰۷:۱۲
از معرفي اين كتاب ( مكتب در فرايند تهاجمات تاريخي ) بسيار خرسند گشتم.
توفيق مولف دانشمند جناب استاد مرتضي رضوي را از خداوند مننان خواهانم.
۱۲