داخلی     گفتگو     انديشه
یک اندیشمند لیتوانیایی(2):
موفقیت سینمای غرب در تحریف آخرالزمان
  مینداکس پلیکیس با اشاره به موفقیت های سینمای غرب در ترویج اسلام هراسی در جهان، تصریح کرد: سینمای غرب در تحریف آخرالزمان نیز موفق بوده است.
گزارشگر :
مترجم :
Share/Save/Bookmark
سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲۳:۲۲
کد مطلب : 55425
موفقیت سینمای غرب در تحریف آخرالزمان
به گزارش آینده روشن، "مینداکس پلیکیس" یک تازه مسلمان لیتوانیایی است. وی دو بار به ایران سفر کرده است و دانشجوی دکترای فلسفه است. ایران را خانه دوم خویش می داند و فضای دینی ایران را دوست دارد. وی یک مسیحی زاده حقیقت طلب بود که با مطالعه درباره ادیان مختلف، دین اسلام را برگزید. آموزه مهدویت او را به تشیع علاقمند کرد و سرانجام شیعه شد. 

در بخش اول گفت و گو با وی، از ویژگی های آموزه مهدویت، شباهت ها و تفاوت های منجی گرایی در اسلام و سایر ادیان و نیز جذابیت های دین اسلام برای ایشان سخن گفته شد. اینک بخش دوم و پایانی این گفت و گو را می خوانیم: 

آیا اوضاع فعلی جهان و ناآرامی های پدید آمده را برای حادث شدن یک انقلاب عظیم و همه جانبه توسط منجی آخرالزمان مناسب می دانید؟

بله، در بسیاری از کشورها از جمله کشور من شرایط انقلابی حاکم است. این انقلاب ممکن است هر زمانی اتفاق بیفتد. چون مردم از دست دولت خسته شده اند و بسیاری از مسائل فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی نابسامان است. حس می کنم جریانی در حال وقوع است؛ هم در کشور کوچک من و هم در تمام جهان. البته من پیامبر نیستم و نمی توانم بگویم این انقلاب کی و کجا و چگونه اتفاق خواهد افتاد، اما منطق اقتضا می کند که اتفاق بزرگی باید بیفتد. چون اگر راهی به سوی تغییر باز نشود، راه دیگر به ویرانی خود می رسد. پس باید انتخاب کنیم که آیا می خواهیم به چیزی بالنده اعتقاد داشته باشیم یا خود را کاملا ویران کنیم. بله، من این پتانسیل را در شرایط فعلی جهان می بینم. 

وضعیت کنونی جهان، سبب رشد فزاینده فرقه های دروغین شده است، تا جایی که جوانان بالاخص در کشورهای غربی به شیطان پرستی روآورده اند. نظر شما در این باره چیست؟ 
به عنوان یک انسان وقتی چنین فریبکاری آشکاری را می بینم، حس بدی پیدا می کنم، اما به عنوان یک پژوهشگر باید این پدیده اجتماعی را بررسی کنم. وقتی مردم، ایمان سنتی خود را از دست می دهند، به هر سو سرگردان خواهند شد. من برای مردمی که دچار این سرگردانی مذهبی هستند، از اصطلاح "توریست دینی" استفاده می کنم. توریست های دینی برای نجات خود از سرگردانی، یک روز به صومعه می روند، فردا به کلیسا و هفته بعد بت پرست می شوند. جست و جوی خدا، خوب است اما در این جستجو و سلوک باید تناسب هایی وجود داشته باشد. جستجوهای بی تناسب و نابهنجار عامل مهمی در گرفتار شدن در برخی از این فرقه های دروغین است. 

آیا در لیتوانی چنین فرقه های وجود دارند؟

بله، در لیتوانی که کشور کوچکی است، حدود ۱۰۰ فرقه از این دست وجود دارد. برخی از آن ها خطرناک و مضر به نظر نمی رسند، اما بعضی هایشان فقط به فکر پول درآوردن هستند. آن ها مردم را از راه های مختلفی شستشوی مغزی می کنند. نکته اینجاست که آن ها هیچ چیز جدیدی خلق نمی کنند، بلکه چیزهایی از اسلام می گیرند، چیزهایی از هندو، چیزهایی از بودا، چیزهایی از مسیحیت و بعد رؤیاهای خود را به آن اضافه می کنند و به خورد جوانان می دهند. 

طبق تحقیقات من، سنین ۱۹ و ۲۰ سالگی، حساس ترین سنی است که فریفته شدن توسط این فرقه ها در آن احتمال می رود. کسانی را می شناسم که بعد از اینکه ۶ یا ۷ سالی در این فرقه ها فعالیت کرده اند، به پوچی رسیدند و تا مدت ها زیر نظر روانکاو بودند تا سلامت روانی خود را بازیافتند. 

البته این را اضافه کنم که در بسیاری از کشور های دنیا و حتی در لیتوانی، گروهی به صوفی شهرت دارند که در واقع از پیکره اسلام جدا شده اند و در مسیر باور های خویش دچار نوعی انحراف هستند. تصوف دروغین و برخی فرقه های منحرف از اسلام در تخریب چهره اسلام در جهان بسیار نقش دارند.

بهترین راه برای مبارزه با موج اسلام ستیزی و تخریب باور های مسلمانان چیست؟ 
اول اینکه اگر آن ها تبلیغات گسترده ای در راستای اسلام ستیزی می کنند، ما باید کارهای زیادی در راستای اسلام دوستی بکنیم. من به عنوان یک نویسنده، نوشتن درباره جنبه های مثبتی که مردم از آن بی خبرند را پیشنهاد می کنم. فکر می کنم باید سازمان ها و مؤسساتی وجود داشته باشند که تبدیل به مرکز مطالعات اسلامی، مرکز مطالعات شیعی و از این دست مراکز شوند. این گونه مراکز، توجه صاحبنظران و همین طور دیگر افراد علاقه مند را جلب خواهد کرد. 

برای نمونه، جوانان کشور من واقعا باهوش هستند و اکثر آن ها به کشورهای مختلف سفر می کنند. اگر بتوانیم آن ها را با اسلام آشنا کنیم، بی تردید توان تشخیص حقیقت را دارند و راه درست را پیدا می کنند.
وقتی دشمنان اسلام از همه ابزار برای دشمنی بهره می برند، خیلی روشن است که ما باید از همه ابزار و توان خود برای معرفی درست اسلام و معارف اسلامی بهره ببریم. 

درباره این ابزار ها کمی بیشتر توضیح دهید.
پلیکیس: امروزه هنر، به خاطر تأثیرگذاری و الهامی که در آن وجود دارد، نقش بی بدیلی در ترویج یا تخریب اندیشه ها بازی می کند. در برخی کشورهای اروپایی از جمله لیتوانی، الهامات هنری از منبعی ناپاک صورت می گیرد و هنر به ابزار تجارت و پول سازی بدل شده است. هنری که در خدمت پول و قدرت قرار گرفته است، هنر واقعی نیست. هنرهای والایی هم هستند که می توان از آن ها برای شناساندن حقیقت بهره گرفت.
من به شخصه ادبیات و شعر را تحسین می کنم. علاوه بر این ها، هنری که می تواند بیشترین سود معنوی را حاصل کند، سینماست. باید از این ابزار بهره بگیریم تا ذهنیت غربیان را درباره اسلام و امام مهدی تغییر دهیم.
بر طبق مطالعات من، امروزه بیشتر زنان به تماشای فیلم های عاشقانه، مرد ها به فیلم های اکشن و کودکان سرگرم انیمیشن های والت دیسنی و فیلم های پرخشونت هستند و ما باید در این روند تغییر ایجاد کنیم. سینما بسیار انعطاف پذیر است و قابلیت فراوانی دارد که متأسفانه ما از آن غافل بوده ایم. 

به نکته مهمی اشاره کردید؛ چند سالی است که در فیلم های هالیوودی شاهد ترویج تم اسلام هراسی هستیم. به نظر شما، آن ها از این کار چه هدفی را دنبال می کنند؟ جریان هماهنگ رسانه های غربی برای تخریب چهره اسلام را چگونه تحلیل می کنید؟ 
این تبلیغات منفی است و پدیده تازه ای هم نیست. به نظر من بهترین ابزار برای تبلیغات، فیلم ها هستند؛ چون سینما تأثیر گسترده ای دارد و این به خاطر تأثیر همزمان و هماهنگ صدا، تصویر، جلوه های بصری و معنایی است که از هر طرف به شما حمله می کند. 

هالیوود فقط یک ماشین پول سازی و اسلام ستیزی یکی از حربه های این صنعت است. من بسیاری از این فیلم ها را دیده ام. مثلا بعد از حادثه ی ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ انبوهی از این فیلم ها تولید شد. فیلم هایی درباره منجی های دروغین، درباره بد بودن مسلمانان. این فیلم ها هیچ ارزش هنری نداشتند و هدف آن ها صرفا ارائه اطلاعات نادرست بود، تا بدین وسیله بتوانند ایجاد رعب و وحشت کرده و مردم را کنترل کنند. شک نکنید که سینمای غرب در تحریف آخرالزمان موفق بوده است. 

به نظر شما در رسیدن به هدف خویش موفق بوده اند؟
بله، تا حدود زیادی موفق بوده اند. برای نمونه، با این که در لیتوانی پیروان ادیان مختلف در کنار هم زندگی می کنند و با کلیات اندیشه و خصلت های دینی هم آشنایی دارند، باز هم مشاهده می کنیم که پس از ساخت این فیلم ها و به محض این که چیزی درباره اسلام می خوانند یا می شنوند، مسلمانان را متهم به تروریست بودن می کنند. 

کشور من، کشوری اسلام هراس است. بعد از سال ۲۰۰۴ که لیتوانی به اتحادیه اروپا پیوست، اسلام هراسی در آن بیشتر هم شده است. در همان سال ها، مقاله ای درباره اسلام و ایران نوشتم تا مردم را با واقعیت آشنا کنم و به آن ها بگویم به رسانه ها اعتماد نکنند، اما ۹۹ درصد پیام هایی که دریافت کردم این بود که تو دیوانه ای، تو تروریستی و چیزی که نوشتی مهمل است. این به خاطر این است که مردم نمی دانند چه اتفاقی در ایران می افتد و اسلام، به واقع چیست. 

من به برخی مسیحی ها پیشنهاد می کنم که قرآن را بخوانند و می گویم در قرآن از مسیح و مریم سخن به میان آمده و حتی سوره ای به نام مریم وجود دارد. درست است که تفاوت هایی میان آن و آن چه در مسیحیت می خوانیم وجود دارد، اما قرآن کتاب شگرفی است که مسیح را پیامبر خدا و مریم را پاک ترین زنان عالم میداند و این یعنی ابراز دوستی با ادیان دیگر. 

انتهای پیام/ن/14