داخلی     خبر     انديشه
ویژه نامه العبد (۲):
ماجرای پاهای خونی آیت الله العظمی بهجت(ره)
  گاهی جمعیت آنقدر زیاد می شد که پایشان به پشت پای آقا می خورد. یک لحظه می ایستاد، چشمانش را می بست و ...
Share/Save/Bookmark
يکشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۰۹
کد مطلب : 68476
ماجرای پاهای خونی آیت الله العظمی بهجت(ره)
ماجرای پاهای خونی آیت الله العظمی بهجت(ره)
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی آینده روشن هفته نامه «افق حوزه» در ویژه نامه ای به مناسبت نهمین سالگرد ارتحال آیت الله العظمی محمد تقی بهجت به انتشار سیره اخلاقی، علمی، عملی و سلوکی این سالک الی الله پرداخته که در شماره های گوناگون تقدیم حضور شما علاقمندان می گردد.

* خاطره ای کوتاه از سیره و سبک زندگی آیت الله بهجت قدس سره

 همیشه بعد از درس یا نماز، همه را دعا می کرد و راه می افتاد. در مسیر مسجد تا خانه، خیلی ها همراهی اش می کردند؛ سعی می کردند درست پشت سر آقا حرکت کنند. نزدیک به او، تا اگر حرفی زد و نصیحتی کرد، اولین کسی باشند که می شنود. گاهی جمعیت آنقدر زیاد می شد که پایشان به پشت پای آقا می خورد. یک لحظه می ایستاد، چشمانش را می بست و دوباره به راهش ادامه می داد.

به خانه که می رسید، نعلین هایش را در می آورد ... جورابش را آهسته پایین می آورد و پشت پایش را بررسی می کرد؛ گاهی پشت جورابش خونی بود!

- بر اساس خاطره یکی از همراهان آقا (این بهشت، آن بهشت، ص۴۵)

انتهای پیام/ 138