
به مناسبت ولادت امام محمدباقر(ع)
سلام بر علم بیکران، سلام بر حلم فراوان
3 تير 1388 ساعت 8:00
آسمان شب سوم صفر سال 57 هجری، در انتظار طلوع ستاره درخشان دیگری است. ستارگان به دنیا آمدن گوهر تابناک و گرانبهایی را لحظه شماری میکنند. ستارهای از ستارگان ولایت، ستارهای پاک که تاریکیِ ابرهای پلیدی را خواهد شکافت و زمین و زمینیان را از درخشش خود بهرهمند خواهد کرد.
میلاد نور
بار خدایا درود و سلام و صلوات فرست، بر امام پنجم. سلام بر آن روح بلند، بر آن جسم پاک، بر آن امام همام، سلام بر علم بیکران، سلام بر حلم فراوان، سلام بر آن زاهد عابد، سلام بر آن صابر شکور، سلام بر امام محمد باقر علیهالسلام . پاک و پاکیزه، نور روشنگر، پاک و پاکیزه است از آلایش هر چیز که در عصمت و طهارت خدشه میکند.
پدر و مادر امام
امام محمدباقر علیهالسلام ، فرزند سید ساجدین، زین العابدین علیبنالحسین علیهالسلام است. مادر حضرت، فاطمه دختر امام حسن مجتبی است، بدین سبب، امام محمدباقر تنها نواده هاشم، جد بزرگوار ایشان است که پدر و مادر او نیز هر دو هاشمی هستند و تنها علوی است که پدر و مادرش نیز علوی هستند. مادرش زنی صدیقه بود که امام صادق علیهالسلام ، در حق ایشان فرمود: «در خاندان امام حسن علیهالسلام زنی چون او دیده نشد.»
نامهای امام محمد باقر
در عرب رسم است، در هنگام تولد برای فرزندانشان اسمی انتخاب میکنند. سپس کنیهای در بزرگسالی، برای او به نام پدر یا مادر و یا فرزندانش میگذارند و با ویژگیهایش، بر او لقب مینهند. اسم شریف آن حضرت محمد و کنیه آن جناب ابوجعفر و القاب شریفش: باقر، شاکر و هادی است؛ مشهورترین آنها باقر است. این لقبی است که حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله ، آن را بر ایشان گذارده، چنان چه از جابربن عبداللّه انصاری روایت شده که حضرت فرمود: «ای جابر، امید است که تو در دنیا بمانی تا ملاقات کنی، فرزندی از اولاد حسین که او را محمد نامند. او علم دین را موشکافی میکند، پس هر گاه او را ملاقات کردی، سلام مرا به او برسان.»
زندگانی امام محمدباقر
امام محمدباقر علیهالسلام در دوران کودکی، هم زمان با حکومت یزیدبنمعاویه، شاهد حادثههای خونین کربلا بود. در آن واقعه، ایشان سه یا چهار سال بیشتر نداشتند. تحمل چنان مصیبتی برای ایشان بسیار طاقت فرسا بود. به شهادت رسیدن نزدیکترین افراد خانواده شان، به دست شقیترین افراد زمانه، مریضی سخت پدر در آن زمان و اسارت زنان و کودکان خانواده ایشان، برای هر کودکی دردناک و تحمل ناشدنی است، اما ایشان به عنایت الهی، همه اینها را با صبر جمیل پشت سر گذاشت.
دوران جوانی و بزرگ سالی ایشان، با اواخر حکومت اموی هم زمان شد، به طوری که دیگر حکومت، اقتدار پیشین را نداشت؛ هر چند آزار مؤمنان، بویژه امام محمدباقر علیهالسلام در دستور کار حکومت بود، اما تزلزل حکومت فضا را برای گسترش فعالیتهای امام مناسب کرده بود. کم کم ایشان توانست نشستهای پرباری را برای احیای اسلام ناب محمدی صلیاللهعلیهوآله تشکیل دهد که از سراسر مملکتهای اسلامی شاگردان ممتازی تربیت کنند.
موقعیت علمی امام محمدباقر
بیتردید، از دیدگاه علمای شیعه و بسیاری از علمای اهل سنت، امام باقر علیهالسلام در زمان حیات خویش، شهرت علمی عالمگیری پیدا کرد و همواره در محضر ایشان، مراجعان فراوانی از بلاد اسلامی حاضر بودند.
بیان ابن عنبه، از علمای معروف اهل سنت: «علم او وسیع و حلم او فراوان بود.» مقام علمی امام باقر، مشهورتر از آن است که کسی بخواهد آن را بیان کند. در میان رجوع کنندهها، آن چنان شخصیت علمی امام بچشم میخورد که عبدالله بن عطای مکی میگفت: «عالمان را در محضر هیچ کس، کوچکتر از آنگاه که در محضر ابوجعفر علیهالسلام بودند، ندیدم.»
حَکَم بن عُیینه با تمام عظمت علمیاش در میان مردم، در برابر آن حضرت، مانند دانشآموزی در برابر معلم خود، به نظر میرسید. هم چنین ذَهبی در مورد امام آورده: «[ایشان] از کسانی [است] که بین علم و عمل و آقایی و شرف و وثاقت و سنگینی جمع کرده و شایستگی برای خلافت داشت.»
مبارزه با افکار یهود
بعضی از بزرگان یهود، در زمان امام محمدباقر علیهالسلام با اسلام نمایی، به پراکندن حدیثهای جعلی درباره پیامبر، بنام «اسرائیلیات» پرداخته بودند. تأثیر این احادیث در مسائل فقهی و کلامی بسیار خطرناک مینمود.
برای همین، امام با محکوم کردن این حدیثها و طرد آنان، از نفوذ فرهنگ نامطلوب آنان جلوگیری میکرد. امامان معصوم نیز، بعدها میکوشیدند، این رابطه فرهنگی نامطلوب را که میان مسلمین و یهود به وجود آورده و فرهنگ اصیل و غنی اسلامی را به کج روی میکشاند، قطع کنند.
کار و تلاش امام محمدباقر
این تصور خطایی است که فردی برای عبادت و بندگی و داشتن زهد و تقوا دست از کار بکشد و یا از دیگران توقع اداره زندگی خود را داشته باشد. سیره رفتاری ائمه معصوم نیز چنین نبوده است.
سندهای تاریخی، نشان میدهد که امام محمد باقر علیهالسلام در کار کشاورزی و فعالیت اقتصادی تلاش بسیاری میکرد و هرگز آسایشطلب نبود. امام خود بر سر ملکها و مزرعهها میرفت و هنگام کار، بر افراد نظارت میکرد. هم چنین اگر کاری را به کارگری وا میگذارد که انجام آن برایش دشوار میبود، خود در آن کار با او هم کاری میکرد.
بررسی دیگران درباره زندگی امام، نشان میدهد که ایشان وضع میانهای داشت؛ غذای او بسیار ساده بود، ولی برای زیردستان، اهل خانه، فقیران و درماندگان، امکانات بیشتری فراهم میکرد.
پند واعظ
تاریخ، محمدبن منکدر را از حافظان قران و از بزرگان عصر خود میشناساند. او میگوید ظهر یک روز گرم تابستانی، گذرم به محلی افتاد که در آن امام محمدباقر علیهالسلام را دیدار کردم. با خود گفتم سبحانالله او بزرگ قریش است و در چنین ساعتی در طلب دنیا خود را خسته کرده است. بروم و او را موعظه کنم. به او گفتم: «خدا تو را اصلاح کند آیا مرد بزرگی از قریش در چنین ساعتی، با چنین حالی طلب دنیا میکند، اگر در چنین حالتی مرگت فرا رسد، چه خواهی کرد؟» امام فرمود: «اگر در این حال، مرگ مرا دریابد، مشغول طاعتی از طاعتهای خدا هستم؛ زیرا خویش را به این وسیله از تو و دیگر مردم بینیاز میکنم. هنگامی از مرگ میترسیدم که در حال معصیت خدا میبودم، و مرگ مرا در حال گناه مییافت.»
محمدبن منکدر میگوید که به او گفتم راست میگویی، خدا تو را رحمت کند. میخواستم تو را پند دهم تو مرا موعظه کردی.
کار، از نگاه امام
امام محمد باقر علیهالسلام کار میکرد و به دنیا توجه داشت نه بدان معنا که آن را اصالت دهد و درآمد دنیا را هدف خود پندارد. کار برای او وسیلهای برای تأمین معاش و حفظ آبرو بود و میفرمود: «کسی که برای آسایش خانواده تلاش میکند مانند جهاد در راه خداست.» این گونه کار و آن برداشت از دنیا، درسی برای همه کسانی است که میخواهند زندگی اسلامی داشته باشند.
بندگی حق تعالی
امام محمدباقر علیهالسلام، در محراب عبادت، بنده راستین پروردگار و اهل خضوع و خشوع و فروتنی و اظهار عجز و نیاز در پیش گاه خداوند بود. ایشان با همه عبادتی که در پیش گاه خدای تعالی داشت، و با همه قیامهای نیمه شبش، خود را در عبادت قاصر میدید و میفرمود: «آه، چه کسی میتواند چون علی علیهالسلام خدای را عبادت کند.»
ابن حجر از علمای اهل سنت، در کتاب خود، پس از ذکر آیاتی در شأن و فضیلت اهلبیت، از امام محمد باقر علیهالسلام یاد میکند و میگوید: او عبادت و علم و زهد را از پدر خود زین العابدین به ارث برده است. او در عبادت الگویی راستین و سرمشقی برای عابدان بود.
زندگی اجتماعی امام باقر
زندگی امام، آینه تمام نمای زندگی شرافت مندانه انسانهای موحد و متعالی است. از آشکارترین ویژگیهای امام، جامع بودن اوست. توجه به علم، او را از اخلاق و فضیلتهای روحی غافل نمیسازد و روی آوری به معنویات و عبادت و بندگی، وی را از پرداختن به زندگی مادّی و رابطههای اجتماعی و اصلاح جامعه باز نمیدارد.
در حالی که انسانهای معمولی، در بیشتر زمینهها گرفتار افراط و تفریط میشوند. اگر به زهد و عبادت بپردازند، به عزلت و گوشه نشینی گرفتار میشوند و اگر به کار و تلاش روی آورند، از انجام بایستههای عبادی و معنوی دور میمانند.
زمام داران عصر امامباقر
در 19 سال امامت امام محمدباقر علیهالسلام پنج تن از بنی مروان زمام دار امر حکومت بودند. ولید بن عبدالملک که از سال 86 هجری به حکومت رسید، فردی، هرزه، کثیف، بیادب و گستاخ، جبّار و ستمگر که بنای زندگی خود را بر عیش و نوش و شهوت رانی استوار کرده بود. حجاج بن یوسف سفاک نیز، در زمان مسؤولیت حکومت داشت. سلیمان بن عبدالملک نیز که از سال 96 هجری به حکومت رسید، فردی شکم باره بود؛ آن چنان که تاریخ مینویسد، همه همّ غمّ او شکم و شهوت رانی بود. در ابتدای زمان حکومت او، حجاج فوت کرد و کمی اوضاع بر شیعیان بهتر شد. عمربن عبدالعزیز نیز که از سال 99 هجری به خلافت رسید، از خلفای بنی امیه است. او دارای صفتهای خوبی است که از شمار آن: دوری از اسراف و تجمل در حکومت، رعایت حال اهلبیت علیهالسلام و احترام به امام باقر علیهالسلام، ردّ فدک به اهلبیت، جلوگیری از سبّ و دشنام به امام امیرالمؤمنان و... .
یزید ثانی یا یزیدعبدالملک نیز که از سال 101 حکومت کرد، شیفته آواز و آوازه خوانی بود و هزینههای بسیار خرج این کار میکرد. هشام بن عبدالملک هم از سال 105 تا 125 هجری حکومت کرد. در زمان او و به میانجی گری او، در سال 114 هجری، امام محمد باقر علیهالسلام به شهادت رسید.
کرامتهای امام باقر
آنچه اطاعت امام را واجب میکند، عقل سلیم است و کرامتها نیز انتخاب عقل را تأیید میکند. بدین سبب، از تمامی امامان معصوم کرامتهایی آورده شده که از عهده بشر عادی خارج است.
یکی از اصحاب آن حضرت میگوید: در کوفه زنی را تعلیم قرائت قرآن مینمودم، با او اندکی شوخی کردم، پس چون خدمت آن حضرت شرف یاب شدم، ایشان مرا سرزنش کرد و فرمود: «هرکه در خلوت گناهی کند، حق تعالی به او اعتنایی نخواهد کرد، چه گفتی با آن زن؟» من صورت خود را از شرم پوشانیدم و توبه کردم، حضرت فرمود: «دیگر به این کار شنیع باز مگرد.»
نصیحتها و پندها امامباقر
سراسر زندگی آن امام همام ابوجعفرمحمد باقر علیهالسلام حکمت و اندرز و سرمشق است. از امام فرموده است: چیزی با چیزی نیامیزد که بهتر از حلم با علم باشد.
بهترین عبادت، عفت شکم و دامن است.
حیا و ایمان به یک ریسمان بستهاند هر کدام بروند دیگری دنبال آنست.
بر شما باد، ورع و اجتهاد و راست گویی و پرداخت امانت به صاحبش، حال [اگر صاحب آن[ نیک باشد یا بد، و اگر قاتل علیبن ابی طالب به من امانتی بسپارد، به او برمی گردانم.
کد مطلب: 29774
آدرس مطلب: http://bfnews.ir/vdci5yar.t1a3y2bcct.html