
نگاهی به منظومه «نوآوری این است» سروده یحیی علویفرد
صد سال به این سالها
سايت خبری آينده روشن , 20 آذر 1387 ساعت 10:23
سال 1387 شمسی، از طرف مقام معظم رهبری، سال نوآوری و شکوفایی نام گرفت و موجی از حرفها، حدیثها، موضعگیریها و فعالیتهایی راجع به این موضوع را در افکار عمومی برانگیخت.
به گزارش آینده روشن، از سالها پیش، به برکت این ایده متعالی رهبر فرزانه انقلاب، در اسمگذاری سالها، موضوعاتی که کمتر به آنها توجه شده یا چیزهایی که پرداختن به آنها، در برههای از زمان لازم و ضروری است، مورد توجه عوام و خواص قرار میگیرد و هر کس به نوبه خود میخواهد در آن زمینه نقشی ایفا کند.
در این میان، واکنش اهل فکر و هنر، به این فراخوان حکیمانه، میتواند از اهمیت ویژهای برخوردار باشد. باری، نوشتن مقاله، داستان و شعر، و نشان دادن ابعاد گوناگون موضوع، با مخاطب قرار دادن سطوح مختلف فکری جامعه، میتواند کمک موثری در به ثمر رسیدن آن ایده متعالی باشد.
منظومه بلند «نوآوری این است» آقای علویفرد را میتوان پاسخ مناسب و درخور به فرمایش مقام معظم رهبری دانست که با درکی عمیق از موضوع، تجربههای سیار خود برای کودکان را، به کار بسته و با الهام از پیام نوروزی معظمله، در این خصوص با مخاطبان کوچک خود به زبان شعر سخن گفته است.
یک روز بلبل خواند
آواز زیبایی
از نو شدن میگفت
از خودشکوفایی
*
میگفت: «باغ ما
بیروح و تکراری است
دنیای تکراری
در شان این جا نیست»
علویفرد برای تبیین و ابلاغ این پیام بزرگ، از عنصر نماد بیشترین بهره را برده است. او جامعه ما را به باغی تشبیه کرده است که همه با هم به طور عادی در آن مشغول زندگی هستند و انگار در یک مقطعی که هیچ تلنگری برای سرعتدهی کارها، در کار نیست، پرندهای به نام بلبل که مزین به کمال زیبایی، خوشالحانی و زرنگی است پیدا میشود و از وضع موجود گله میکند و ندا سر میدهد که:
حالا که همراهیم
حالا که همکیشیم
باید بپا خیزیم
فکری بیندیشیم
این نهیب دل سوزانه بلبل همه را در فکر فرو میبرد. بعد عکسالعملها نسبت به این دعوت مفید شروع میشود. گنجشکها که نماد عوام جامعه هستند تحت تاثیر این مطلب، فوری به سراغ نقطهضعفهای خود میروند. میخواهند در خود تغییری ایجاد کنند و چنین میپندارند که اگر آواز و تمرین را سرلوحه کارهای خود قرار دهند، میتوانند قناری بشوند و خیال میکنند اگر قناری شدند پس به ایده «نوآوری و شکوفایی» جامه عمل پوشاندهاند.
باید قناری شد
نوآوری این است
پس چاره این کار
آواز و تمرین است
شاعر اگر چه تلاش گنجشکها برای تغییر هویت را به صورت مستقیم مورد نکوهش قرار نمیدهد، ولی در ادامه وقتی مخاطب از چند و چون قضیه باخبر میشود، خود رای به مذموم بودن این تفکر میدهد. مخصوصا آن جا که پای کلاغ به میان کشیده میشود و شعر با استفاده از عناصر داستانی به دست مایههایی از طنز گره میخورد.
اما کلاغ آن روز
در فکر خام خود
دنبال عینک بود
دنبال تیپ و مُد
کلاغ نماد افراد ظاهربین است. افرادی که برای مثبت جلوه دادن اعمال و رفتار خود همیشه دچار تفریط هستند و سعی میکنند برای پوشاندن ضعفها، ظاهر خود را بیعیب و نقص نشان دهند و از اصلاح ریشهای خود پرهیز کنند.
پوشید دامن را
بال شیشه عینک زد
گرچه به تیپ او
اصلا نمیآمد
*
میگفت و میخندید:
بهبه چه رنگین است
این خودشکوفایی است
نوآوری این است!
قصه منظوم ادامه پیدا میکند و نوبت به سار میرسد. معروف است که سار بیشتر از یک بار در یک باغ لانه نمیگزیند. شاعر در این جا از این نکته استفاده خوبی کرده و سار را نماد انسانهایی قرار داده که خیلی زود عرصه را خالی میکنند و در مقابل سختیها از عنصر مقاومت بهرهای نمیبرند. سار مفهوم شکوفایی را در رفتن و به عبارتی در فرار میداند.
میگفت باید رفت
از باغ تکراری
اصلا ندارم من
با دیگران کاری
*
در خارج از این باغ
هر چند تنهایم
خوش حالم از این فکر
فکر شکوفایم
این پارهها تداعی موضوع مهم جامعه امروزی ما، یعنی فرار مغزهاست. نخبگان وقتی از مشکلات مملکت خود فرار میکنند پیش خود احساس تنهایی میکنند؛ اما چون توانستهاند خودشان را نجات دهند، خوش حالند و... شاید مثل سار این منظومه بسیار غمگین!
آن سار وقتی رفت
بسیار غمگین بود
اما برای او
نوآوری این بود
آن جا که شعر با رفتن سار فضای غمگینی پیدا میکند، دوباره با ماجرای جالب و خندهدار دارکوب نشاط خاصی پیدا میکند. دارکوب نماد افراد بلندپروازی است که بدون توجه به تواناییهای خود، میخواهند کارهای بزرگ تری انجام دهند. دارکوب از آن جا که به سختی غذا به دست میآورد و شاید برای به دست آوردن کرمی کوچک، پوست سفت درختی را با منقار خود میکَنَد، این جا میخواهد با شکار مار جبران مافات کند. فهم او از نوآوری هم جالب است:
نوآوری یعنی
این کرمها بدبوست
یعنی که باید خورد
یک مار را با پوست!
دارکوب با این تفکر نوآورانه به شکار مار میرود و در این شکار ماجرای جالبی برایش اتفاق میافتد که از زبان شاعر شنیدنی است.
علویفرد پای قناری را هم به باغ میکشد. پرندهای که نماد آدم های محافظهکار است. کسانی که اهل سخن و سخنرانی و ارقام و همایش هستند و خدماتشان فقط به سالنها و هتلها محدود میشود. شاعر با بیانی هنرمندانه این موضوع را به خوبی نشان داده و از جشنی سخن به میان میآورد که واقعا آفت جامعه امروزی ماست.
جشنی که اول بود
تفریح و مهمانی
پایان کارش شد
حرف و سخنرانی!
این منظومه مثلوار با حکایت از دوراندیشی و دانایی بلبل ادامه مییابد و در خواننده احساسی از شکوفایی و نو شدن را احیا میکند.
به راستی، خلاقیت و نوآوری خود شاعر نیز به منصه ظهور میرسد و اگر قضاوت درست و منصفانه باشد، باید به نگاه نو و اندیشه بلند او تبریک گفت:
...
بلبل پیامی داد
حرف دلش را گفت
همراه با فریاد
*
او گفت: این افکار
در سطح پایین است
وقتی که میگویید
نوآوری این است
و بالاخره نوآوری و شکوفایی مورد نظر، که در بیانات رهبری عزیز به آن اشاره شده است، لباس زیبای شعر و هنر به تن میکند:
نوآوری یعنی
اوج شکوفایی
یعنی بدانی هست
در تو توانایی
*
یعنی که بشناسی
حدّ توانت را
حدّ زمینت را
حدّ زمانت را
کتاب «نوآوری این است» از سوی انتشارات موسسه آینده روشن، در 5000 نسخه، با قیمت 1200 تومان روانه بازار شده است.
کد مطلب: 26298
آدرس مطلب: http://bfnews.ir/vdcg7x9x.ak93y4prra.html