ناسيوناليسم عربي، سازگار با طرح " خاورميانه بزرگ "

7 مرداد 1385 ساعت 14:44

ناسيوناليسم عربي ، با هدف اوليه اتحاد همه اعراب فارغ از باورهاي ديني آنان از دهه 40 ميلادي به عنوان " رويكردي سياسي " پا به عرصه خاورميانه گذاشت و به عبارت ساده تر ، اين ملي‌گرايي عربي‌ كوشيد تا كشورهاي گوناگون عربي را يكپارچه كند.


همزمان با حملات همه جانبه اسرائيل به جنوب لبنان در تابستان جاري ، كشورهاي عربي تصميم گرفتند آخرين نسخه نرم افزار سياسي خود با عنوان " ناسيوناليسم عربي 2006 " را پس از طي مراحل آزمايشي بر روي " حزب الله لبنان " به بازار ژئوپلتيك و ژئواستراتژيك خاورميانه عرضه كنند .
در اين راستا و به جهت آشنايي با اين نرم افزار سياسي ، تعريف و مروري بر سير تاريخي آن ضروري مي نمايد .
بطور كلي ناسيوناليسم عربي ، با هدف اوليه اتحاد همه اعراب فارغ از باورهاي ديني آنان از دهه 40 ميلادي به عنوان " رويكردي سياسي " پا به عرصه خاورميانه گذاشت و به عبارت ساده تر ، اين ملي‌گرايي عربي‌ كوشيد تا كشورهاي گوناگون عربي را يكپارچه كند.

امابا وجود اين‌كه سرآغاز آن به حركات ضدامپرياليستي پيش از جنگ جهاني اول باز مي‌گردد، حالت شناخته‌شده? آن براي نخستين بار در دهه? 1940 ميلادي و توسط "ميشل عفلق" در سوريه بنا گذاشته شد. او بنيادگذار حزب بعث بود كه خط فكري آن آميزه‌اي از "سوسياليسم" و "فاشيسم" است.
از ديگر نظريه پردازان و طراحان اصلي اين نرم افزار سياسي مي توان : ساطع حصري، سامي شوكت ،‌جمال عبدالناصر را نام برد كه از سوي انگليس و فرانسه حمايت مي شدند .
درسال 1945 ، اتحاديه اي در جهت " گسترش و بكارگيري " اين نرم افزار وطني ، با نام " اتحاديه عرب " و با هدف همگرايي و همكاري كشورهاي عضو در زمينه‌هاي سياسي ، اقتصادي و فرهنگي تشكيل شد كه از همان ابتدا با چالشهاي اساسي روبرو شد و تا امروز گريبان آنرا گرفته است .
ناسيوناليسم عربي در ابتدا با استقبال برخي از كشورها و ملتهاي عرب خاورميانه مواجه شد و حتي به تشكيل كشور "جمهوري متحده عربي" نيز انجاميد كه در سالهاي 1958 و 1961 از يكي شدن "سوريه و مصر" به وجود آمده بود.
رفته رفته ناسيوناليسم عربي ، به " پارادايمي سياسي " در بين اعراب تبديل شد و در دهه 60 ميلادي با بيشترين رويكرد و حمايت مواجه شد ، كه نقش " جمال عبدالناصر " رئيس جمهور وقت مصر به لحاظ فكري و اجرايي ، غير قابل انكار است .
اگرچه نسخه دهه 60 ناسيوناليسم عربي ، كاركردهاي چون ملي شدن كانال سوئز را در سال 1956 در پي داشت ، اما از ديگر سوِي ، با نصب و اجراي همين نرم افزار سياسي ، ازسال 1968 وزماني كه حزب بعث قدرت را درعراق به دست گرفت ، فشارها عمدتاً بر كردها وشيعيان افزايش يافت و حزب بعث در شعارهاي خود تلاش كرد تا ناسيوناليسم عربي را به عنوان "اصل ومنشاء وطن پرستي" تلقي كند وبه همين دليل بسياري از شخصيت هاي ملي واسلامي را اعدام و يا تبعيد كرد !
مدت اعتبار اين نسخه اوليه از ناسيوناليسم عربي ، با افتضاحي كه در سال 1967 ، در رويارويي اعراب و اسرائيل رخ داد و اعراب را با تمام ادعاهاي ملي گرايانه و شعارهاي حمايت از مردم فلسطين ، متحمل شكست فراموش نشدني در برابر اسرائيل نمود، عملاً به پايان آمد .
پس از آن برخي كشورهاي عربي به تدوين نسخه هاي جديد مبتني بر طراحي كارشناسان داخلي خود روي آوردند ، كه ويژگي اساسي آن ، مقابله با ايران به عنوان كشوري شيعي در خاورميانه بود ، كه از كاركردهاي نمايان آن جنگ عراق عليه ايران را پس از پيروزي انقلاب اسلامي و "تأسيس جمهوري اسلامي ايران" مي توان برشمرد كه 8 سال با حمايت از قهرمان وقت ناسيوناليسم عربي " صدام حسين " بطول انجاميد .
نسخه هاي بعدي نيز با بهره گيري از نسخه اوليه و با اعمال ويژگي مهم " مقابله با جريانهاي شيعي " و " حفظ نظامهاي توتاليتر عربي " تا اواخر دهه 90 ارائه شدند .
از طرفي ، سيستم عامل سياسي جديدي كه از سال 1979 در ايران با عنوان " جمهوري اسلامي " بكارگرفته شده بود و در برابر انواع ويروسهاي سياسي – نظامي ، توانسته بود كارآيي خود را حفظ كند و بروز شود ، نظر بسياري از كارشناسان و تحليلگران نرم افزارهاي سياسي را در جهان به خود جلب كرد .
الگوگيري از اين سيستم عامل ، در دهه 80 و 90 ميلادي ، حتي در برخي از كشورهاي عربي كه نسخه اجرايي رايج را "ناسيوناليسم عربي" مي پنداشتند ، باعث ايجاد جنبشهاي خودجوشي نظير " حزب الله لبنان " شد ، كه با اتكا بر كاركردهاي اصولي و اجرايي " جمهوري اسلامي ايران " توانست در پايان دهه 90 ميلادي ، كاري را كه كشورهاي متحد عرب خاورميانه در طول 50 سال بكارگيري شعارهاي ناسيونالسم عربي ، در برابر رژيم صهيونيستي موفق به انجام آن نشدند ، محقق كند . جالب آنكه نسخه هاي موجود ناسيوناليسم عربي در اين زمان با ويژگي " محكوميت " اقدامات رژيم صهيونيستي را پاسخ مي داد .
در اين راستا و با آغاز قرن 21 ، در كنار انواع نرم افزارهاي سياسي كه در عرصه بين المل ارائه شد ، " جمهوري اسلامي " به عنوان نمونه اي اجراي در بسياري از كشورهاي جهان و حتي سران سياسي ، شناخته شده بود و در منطقه خاورميانه رقيب اصلي " ناسيوناليسم نخنماي عربي " ، محسوب مي شد .
از طرفي عدم بروزآوري اين سيستم مبتني بر ملي گرايي صرف نژادي ، باعث ظهورو رشد " نمودهاي راديكالي " در درون برخي از كشورهاي عربي شد، كه " القاعده " و " طالبان " نمونه بارز آن بودند .
حملات تروريستي 11 سپتامبر امريكا در سال 2001 ، باعث ورشكستگي پروژه " ناسيوناليسم عربي " در خاورميانه شد و سران عربي ، " سهام اصلي " اتحاديه عرب را به اجبار به سياستمداران امريكايي و صهيونيست فروختند !
از طرف ديگر با درگذشت برخي شخصيتهاي پيشگام ناسيوناليسنم عربي و همچنين با توجه به حساسيتهايي كه جهان عرب با پيروزي حماس در فلسطين ، اعمال فشار بر سوريه ، اختلافات در درون شخصيتهاي لبناني و بحران عراق شاهد آن بود ، ناسيوناليسم عربي و اتحاديه عرب ، دچار " تغيير ماهيت اساسي " شد .
از اين پس ، نسخه هاي تازه " ناسوناليسم عربي " با طراحي كارشناسان سياسي غرب و در بسته هاي بسيار زيبا و با ويژگيهاي متنوعي به بازار خاورميانه ارائه شدند .
در " نسخه 2003 ناسيوناليسم عربي " ، كه نمونه آزمايشي براي بررسي ميزان كارآيي پروژه " سيستم عامل محرمانه آينده خاورميانه " بود ، بسياري از امكانات نسخه هاي پيشين عملاً حذف شده بود !
در همين زمان امريكا و متحدانش پس از حمله به افغانستان ، به كشور عربي ! عراق حمله كردند و پس از سرنگوني قهرمان پيشين و يكي از مجريان طرح ناسيوناليسم عربي دراين كشور ، بسياري از خلق عرب ! را نيز به خاك و خون كشيد و در كمال ناباوري رهبران و كشورهاي عربي تنها گزينه پيش رويشان " محكوميت " بود و بس !
پس از سرنگوني حكومت صدام ، كارشناسان امريكايي ، جزئيات طرح محرمانه سيستم عامل جديد خود بنام " خاورميانه بزرگ " را آشكار كردند و لذا نرم افزارهاي سياسي خاص اين سيستم عامل نيز طراحي شدند .

آخرين نسخه جامع سياسي خاص اعراب در خاورميانه كه موضوع اصلي اين نوشتار است ، در تابستان جاري با عنوان " ناسيوناليسم عربي 2006 " و همزمان با حملات اسرائيل به حزب الله لبنان ، مراحل آزمايشي خود را بر روي حزب الله لبنان طي مي كند و پس از آن بطور گسترده به بازار سياسي خاورميانه عرضه خواهد شد .
ويژگيهاي بارز اين نسخه جديد عبارتند از :


" عدم همراهي و كمك ، در صورت اعلام نياز كشورهاي عربي ديگر "
" عدم استفاده از فاكتورهاي اتحادي بازدارنده ، نظير تحريمها "
" انفعال و تشتت تصميم گيري در اتحاديه عرب "
" عدم حمايت از جريانهاي شيعي در منطقه "
" مقابله با ايران در عرصه هاي منطقه اي و بين المللي "

جالب آنكه ، عليرغم وجود امكان " محكوميت " در نسخه 2006 ، كشورهاي عربي تمايل چنداني به بكارگيري اين گزينه ندارند و حتي ديگر حملات متجاوزانه اسرائيل به جنوب لبنان و كشتار غير نظاميان عرب را نيز محكوم نمي كنند ، در صورتيكه " اتحاديه كشورهاي آسياي جنوب شرقي – آسه آن " به شدت آنر امحكوم كرد و حتي فراتر از آن ، از ارسال كمكهاي بشر دوستانه و دارويي ايران نيز از مسير خود به لبنان امتناع مي كنند .
ويژگي منحصر بفرد اين نسخه ، " همراهي كامل با سياسيتهاي امريكايي - صهيونيستي " است كه در اين راستا ، نامه هاي برخي سران عرب در حمايت از اقدام اسرائيل در سرنگوني مقاومت و حزب الله لبنان و كمكهاي ارسالي از پايگاههاي نظامي امريكا در خاك اين كشورها به اسرائيل ، مؤيد آن است .
اين ناسيوناليسم عربي جديد ، در پايان مرحله آزمايشي خود ، مشخصاً با رهبري عربستان ، مصر و اردن در پي آن است تا با تدوين طرحي " هفت ماده‌اي " درباره بحران لبنان، تحت عنوان برقراري آتش بس ، در نهايت به خلع سلاح حزب‌الله و انزاوي اين جنبش بيانجامد .
بنابر آنچه ذكر شد ، نسخه 2006 ناسوناليسم عربي ، خاص سه دسته فعلي كشورهاي عربي خاورميانه طراحي شده است كه عبارتند از :
1- رژيمهاي به ظاهر دموكراتيك .
2- رژيمهايي كه ظاهري دموكراتيك ندارند، اما با معيارهاي غربي همراهي كرده و غرب هم از آنها حمايت مي كند .
3- رژيمهايي كه نه داراي ساختارهاي دموكراتيك هستند و نه داراي ظواهر دموكراتيك اند، بلكه به شيوه " نو سنتي " اداره مي شوند .

اما ، چنانچه غرب انفعال حزب الله ؛ موفق به آزمايش و اجراي كامل " نسخه 2006 ناسيوناليسم عربي " در خاورميانه شود ، آنگاه زمينه هاي تحقق كامل سيستم عامل " خاورميانه بزرگ " براي كشورهاي منطقه تسهيل شده و در گام بعدي 3 دسته فوق الذكر ، دستخوش تغييرات اساسي خواهند شد .
آنچه مبرهن است ، رفتار كنوني كشورهاي عربي منطقه در قبال حزب الله لبنان به عنوان " جنبشي عربي اسلامي " و همچنين گروهاي مقاومت فلسطيني ، هيچگونه ترديدي را براي ايران باقي نخواهد گذاشت كه ، اين كشورها در برابر مسائل مربوط به ايران " نظير مسئله هسته اي " چه سياستي را در عرصه منطقه و خاورميانه در پيش خواهند گرفت !! و لذا مصداق آيه 97 سوره توبه را در ذهن متبادر مي كند :
" اَلاعَرْابُ اَشدَّ كُفراً وَ نفاقاً وَ اَجْدَرُ اَلاَّ يّعْلَمُوا حُدُودَ ما اَنزَْلَ اللهُ ... " : اعراب در كفر و نفاق از ديگران فزون‌ترند و به ناداني احكام خداوند سزاوارتر !

در اين راستا ، بي ترديد تمسك به انگاره هاي منحصر بفرد نسخه انقلابي " جمهوري اسلامي 1979 " همانند سه دهه گذشته ، با ثبات ترين و كارسازترين عامل در تبيين منافع ملي در منطقه و جهان و سياست خارجي ايران بشمار مي آيد .


کد مطلب: 8075

آدرس مطلب: http://bfnews.ir/vdcb.zbwurhbgsiupr.html

آينده روشن
  http://bfnews.ir