
مقایسه دکترین منجیگرایی در اسلام و مسیحیت
11 مرداد 1386 ساعت 15:04
تشکیل جامعهای که معیارهای معنوی و انسانی بر آن حاکم باشد، رسیدن به جهانی که در آن ستم مفهوم نداشته باشد و ستمگر و ستمدیدهای نباشد و استبداد بر مردمان و سرنوشت آنان مسلط نباشد، از دیرباز آرزوی بشر بوده است.
از زمانی که افلاطون، مدینه فاضله را بیان نمود، تا قرنها بعد که این اندیشه به صورت «آرمانشهر» در آثار فیلسوفان تجلی میکند، تصویرهای گوناگونی از این اندیشه مشهود است. تصویر شهرهای آرمانی در آثار اندیشمندان، بازتابی از اندیشههای بشر محروم و ستمکشیدهای است که با پروراندن چنان اندیشههایی در ذهن خویش، خود را تسلّی میدهد و تلخیهای حال را به امید رسیدن به خوشیهای آینده پذیرا میشود.[1]
جامعه شناسی جدید، این اندیشه را در مفهوم مذهبی آن، یکی از مکتبهای اجتماعی میداند که بر مبنای نصوص دینی، معتقد است در پایان جهان، نجاتدهندهای ظهور خواهد کرد و جهانی بیاندوه و خالی از ستم را خواهد ساخت.
چون قدیمیترین اسناد طرح این مسئله، کتابهای آسمانی است، باید تجلیهای این اندیشه را در مکتبهای فلسفی و اجتماعی، پوششهای ثانوی و مادی این اندیشه دینی و الهی دانست.[2] دل بستن به جهانی روشن و تصویر دورنمایی از مدینه فاضله در ادیان، نه جنبه خیالی دارد (آنگونه که در آرمان شهرهای فیلسوفان دیده میشود) و نه جنبه فردی (چنانکه نزد عارفان و زاهدان تجلی مییابد). در اینجا سخن از شهری محدود با دروازههای بسته و برجهای بلند و دیوارهای خاردار نیست، بلکه گفتوگو از جهانی پهناور است که سراسر گیتی را فرا میگیرد؛ با افقی گسترده و بیانتها که در رأس آن، گردانندهای پاکسیرت و به دور از بدیها و سستیهای اخلاقی حاکم است.[3]
آینده در ادیان کاملاً روشن مینماید؛ جهان جز به سود ستمدیدگان و رنج کشیدگان مؤمن پایان نمیپذیرد:
أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ؛[4]
وَ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا .[5]
در ادیان، از آیندهای امیدبخش در جامعهای سرشار از عدالت و معنویت گفتوگو میشود که بر اساس نظامی الهی به رهبری مردی خدایی تشکیل میگردد. وی از هوسها و امیال پست فرمانروایان ستمگر پاک است و با عالم ملکوت پیوندی عمیق دارد. اعضای این جامعه نیز مردمی وارسته و آراسته به زیورهای اخلاقی هستند؛ مردمانی که اطاعت و فرمانبری از رهبر الهی خود را عبادت میشمارند.
ادیان، حکومت آخرالزمان و منجی را در ارتباط با دستگاه خدایی میبینند. از اینرو، ظهور موعود و تشکیل جامعه مطلوب، تجسم آموزههای ادیان و پیامبران و اولیای الهی تلقی میشود و پایانبخش رنج و درد نوع بشر و برپایی جامعهای پر از عدل و داد و نورانیت و معنویت اعلام میگردد.
الف) منجیگرایی در مسیحیت
امید بستن به جهانی نورانی که در آن، آدمی به همه خواستهای خود برسد و از تمامی گناهان پاک و از همه دلبستگیهای مادی رهایی یابد و نیز ایمان به نجاتدهندهای که برآوردهکننده این آرزوها باشد، در کتاب مقدس آشکارا دیده میشود.
کلیسای اولیه نیز به تبیین رجعت و نجاتبخشی مسیح، علاقه فراوانی داشت. رسولان منتظر بودند که مسیح در عصر آنان ظهور کند و نسلهای بعدی نیز همین امید باشکوه را حفظ کردند. این انتظار طاقتفرسا تا قرن سوم میلادی به شدت ادامه داشت، ولی از زمان امپراتوری کنستانتین و ایمان آوردن او به مسیحیت و کم شدن سختیها و مصیبتهای مسیحیان (قرن چهارم میلادی)، بازگشت و ظهور مسیح کمکم به فراموشی سپرده شد.
گفتنی است در قرنهای اخیر، در کلیساها دوباره بر این حقیقت تأکید میشود و در مواردی هنوز غفلتها و مخالفتهایی وجود دارد، ولی علاقه به این آموزه کتاب مقدس رو به افزایش است. روزانه میلیونها مسیحی دیندار این دعا را زمزمه میکنند که: «آمین، بیا ای خداوند عیسی».[6]
1. اهمیت این آموزه در مسیحیت
کتاب مقدس، به موضوع نجات و بازگشت دوباره مسیح اهمیت فروانی میدهد. رجعت مسیح، در عهد جدید بیش از سیصد بار آمده است و چندین باب کامل، به این موضوع اختصاص دارد.[7]
برخی از رسالههای عهد جدید نیز به این موضوع مربوط است.[8] بنابراین، میتوان گفت این آموزه از مهمترین آموزههای مسیحیت به شمار میرود.
هنری تیسن مینویسد:
درک صحیح رجعت مسیح، کلید کتاب مقدس میباشد. بدون درک صحیح رجعت مسیح، نخواهیم توانست بسیاری از تعالیم و آیینهای مقدس و وعدهها و نمونههای کتاب مقدس را درک نماییم. مثلاً اینکه مسیح هم پیامبر، هم کاهن و هم پادشاه است، بدون درک رجعت قابل فهم نیست.
... در آیات زیادی، مسیحیان تشویق شدهاند که برای بازگشت مسیح آماده باشند و از این حقیقت تسلی پیدا کنند و ضعیفان را برای این حقیقت تقویت نمایند، سختیها را تحمل کنند و اعتماد خود را حفظ نمایند؛ زیرا خداوند به زودی مراجعت خواهد کرد و برای منتظران خود برکت و اجر و پاداش خواهد آورد.[9]
یکم. امید کلیسا
رجعت مسیح، امید بزرگ کلیساست و با انتظار منجی مسیحیت حیات مییابد، چنانکه پطرس میگوید:
مبارك باد خدا و پدر خداوند ما، عیسی مسیح که به حسب رحمت عظیم خود، ما را به وساطت برخاستن عیسی مسیح از مردگان، از نو تولید کرد و برای امید زنده.[10]
یوحنا میگوید:
ای حبیبان! الان فرزندان خدا هستیم و هنوز ظاهر نشده است، لیکن میدانیم که چون او ظاهر شود، مانند او خواهیم بود؛ زیرا او را چنانکه هست، خواهیم دید و هر کس این امید را بر وی دارد، خود را پاک میسازد؛ چنانکه او پاک است.[11]
دوم. امید مسیحیان
آمدن منجی و بازگشت مسیح، امید اصلی مسیحیان است. باور به این آموزه، انگیزهای قوی برای ثبات ایمان و اعتقاد و پاکی[12] و تقوا و پایداری و ثبات قدم[13] ایجاد میکند.
هنری تیسن، اعتقاد به ظهور مجدد مسیح را سرچشمه بسیاری از باورها و اعمال میداند و مینویسد:
قبول این عقیده باعث میشود که ما خودمان را پاک کنیم[14] و مواظب و پایدار باشیم.[15]
این عقیده، لغزش خوردگان را به بازگشت تشویق میکند[16] و باعث هشدار بيدينان میگردد[17] و در مشکلات و ناراحتیها، باعث پایداری و استقامت میشود.[18]
روشن است که این اعتقاد، انگیزه مسیحیت رسولمان بود؛ کسانی که شنیده بودند مسیح گفته است که باز میگردد، ممکن نبود فریب دنیا را بخورند. آنها در انتظار بازگشت او بودند و با همین اعتقاد زندگی میکردند و تلاش مینمودند دیگران را هم به سوی او بیاورند و به بازگشت او معتقد سازند.[19]
کتاب مقدس با وعده و تشریح رجعت مسیح، محرکی بسیار قوی برای اعمال و خدمات مسیحی ایجاد میکند:
در ساعتی که گمان نبرید، بر انسان میآید. پس آن غلام امین و دانا کیست که آقایش، او را بر اهل خانه خود بگمارد تا ایشان را در وقت معین خوراک دهد. خوشا به حال آن غلامی که چون آقایش آید، او را در چنین کار مشغول یابد.[20]
پولس رسول در آموزههای خود گوشزد میکند:
پس حق هرکس را به او ادا کنید؛ باج را به مستحقِ باج و جزيه را به مستحقِ جزيه و ترس را به مستحقِ ترس و عزت را به مستحقِ عزت! مدیون احدی به چیزی نشوید، مگر به محبت نمودن؛ زیرا کسی که دیگری را محبت مینماید، شریعت را به جا آورده باشد؛ زنا مکن، قتل مکن، دزدی مکن، شهادت دروغ مده، طمع مورز و هر حکمی دیگر که هست، همه شامل است در این کلام که همسایه خود را چون خود محبت نما! محبت به همسایه خود بدی نمیکند، پس محبت تکمیل شریعت است. و خصوصاً چون وقت را میدانید که الحال ساعت رسیده است که باید از خواب بیدار شویم؛ زیرا که الان نجات ما نزدیکتر است. از آن وقتی که ایمان آوردیم، شب مقتضی شد و روز نزدیک آمد. پس اعمال تاریکی را بیرون کرد، اسلحه نو را بپوشیم و با شایستگی رفتار کنیم؛ چنانچه در روزه، نه در بزمها و سکرها و فسق و فجور و نزاع و حسد، بلکه عیسی مسیح خداوند را بپوشید و برای شهوات جسمانی تدارک نبینید.[21]
2. مراحل رجعت و ظهور مسیح
براساس آموزههای کتاب مقدس، رخدادهای آخرالزمان و بازگشت مسیح برای نجاتبخشی، در چندین مرحله انجام میپذیرد که عبارتند از:
یکم. رجعت اولیه مسیح یا آمدن مسیح به آسمان
این مرحله شامل ربودن کلیسا (مؤمنان) و بردن آنان به آسمان است. در یک چشم به هم زدن، به صورت ناگهانی و بدون آگاهی قبلی، حضرت عیسی(ع)، آنهایی را که آماده بازگشت او هستند، میرباید و به آسمان میبرد.
پولس رسول در آموزههایش میگوید:
همانا به شما سری می گویم که همه نخواهیم خوابید، لیکن همه متبدل خواهیم شد، در لحظهای و طرفۀ العينی، به جهت نواختن صور اخیر؛ زیرا کرنا صدا خواهد داد و مردگان بیفساد برخواهند خاست و ما مقبول خواهیم شد.[22]
اما وطن ما در آسمان است که از آنجا نجاتدهنده، یعنی عیسی مسیح خداوند را انتظار میکشیم که شکل جسم ذليل ما را تبدیل خواهد نمود تا به صورت جسم مجید او مصور شود.[23]
هدف از این ملاقات در آسمان، دادرسی مؤمنان و دادن پاداش به آنان و حساب پس دادن در استفاده از استعدادها و اموال و فرصتهایی است که به آنها داده شده بود.[24]
هدف مهم دیگر، آماده کردن اوضاع و از میان بردن موانع ظهور است. موانع ظهور ممکن است دولتهای بشری یا شیطان باشند که از آن با عنوان بیدین، دجال، ضد مسیح و قانونشکن یاد شده است.[25]
دوم. دوران مصیبت عظیم
پس از مرحله اول ظهور مسیح و پیش از مرحله دوم آن، دوران مصیبت بسیار شدیدی پیشگویی شده است. در این دوره که بنابر برخی اشارهها هفت سال طول خواهد کشید،[26] چنان زمان سخت و تنگی خواهد شد که از هنگام پیدایش امتها تا بدین روز، همانندی نداشته است.[27]
هنری تیسن با استفاده از آموزههای کتاب مقدس، این دوران را چنین ترسیم میکند:
وقتی کلیسا ربوده شود، دیگر نمک و نور در جهان نخواهد بود. مدت کوتاهی پس از ربوده شدن کلیسا، تا زمانی که مردم به سوی خداوند بازگشت نکردهاند، بر روی زمین هیچ موجود نجات یافتهای وجود نخواهد داشت. روح القدس، خدمت بازدارنده خود را از جهان خواهد برداشت. در آن زمان، فساد و ظلمت به سرعت زیاد خواهد شد. گناه همه جا را فرا خواهد گرفت و مرد بیدین ظهور خواهد کرد. شیطان و فرشتگانش بر روی زمین قدرت زیادی خواهند داشت، ولی آمدن مسیح، مانعی را که در راه اشاعه بیدینی و برنامههای آخرالزمان وجود داشت، از میان خواهد برد.[28]
سوم. بازگشت ثانویه مسیح و سلطنت هزارساله او بر زمین
برابر آموزههای کتاب مقدس، هنگامیکه سالهای مصیبت بی¬سابقه، به پایان خود نزدیک شود، روحهایی از دهان اژدها و از دهان وحش و از دهان نبی کاذب بیرون میآیند و بر پادشاهان ربع مسکون زمین خروج میکنند تا ایشان را برای جنگ عظیم در «حارمجدون» فراهم آورند.[29]
آنان جمع میشوند تا «اورشلیم» را تصرف کنند و یهودیان و فلسطین را به اسارت درآورند.[30] ولی وقتی به پیروزی نزدیک شدهاند، مسیح با لشکریان خود از آسمان نزول خواهد کرد و در جنگ نهایی، پس از غلبه بر آنان، پیشوایانشان، گرفتار و به دریاچه آتش افکنده خواهند شد.[31]
سپاهیان آنان نیز با شمشیری که از دهان مسیح خارج میشود، کشته خواهند شد و راه برای استقرار حکومت مسیح هموار خواهد گردید.[32]
این دوره، هزارسال به طول میانجامد و مسیح فرمانروای جهانی پرستش خواهد شد و عدل و انصاف کامل در جهان برپا خواهد گشت.[33] شیطان و روحهای شریر بسته میشوند و به مدت هزار سال در «هاویه» افکنده خواهند شد.[34]
3. اهداف ظهور حضرت عیسی(ع)
هدف حضرت عیسی از رجعت دوم به زمین چیست؟ ظهور او چه نتایجی را درپیخواهد داشت؟
نویسندگان مسیحی به استناد کتاب مقدس، اهدافی را برای ظهور عیسی برشمردهاند که به برخی از آنها اشاره میشود:
یکم. ظاهر ساختن شکوه و جلال خود
یکی از اهداف حضرت عیسی از ظهورش، نشان دادن خود و عظمتش به جهانیان است. تمام طوایف زمین، پسر انسان را خواهند دید که بر ابرهای آسمان، با قوت و جلال عظیم میآید.[35]
او بر دشمنانش نیز ظاهر خواهد شد: «اینک با ابرها میآید و هر چشمی او را خواهد دید و آنانی که او را نیزه زدند و تمامی امتهای جهان، برای وی خواهند نالید.»[36]
دوم. استقرار حکومت جدید
مسیح به همراه لشکریان خود (گروه فرشتگان و انبوه نجاتیافتگان) که هنگام ظهور همراه او هستند،[37] با دشمنانش (نبی کاذب و لشکریان او) درگیری خواهد داشت، ولی این جنگ، کوتاه و با پیروزی قطعی آن حضرت همراه خواهد بود.[38] «در پی آن درگیری، مخالفت سیاسی علیه مسیح و ملکوت او از بین خواهد رفت و راه برای استقرار نظام جدید هموار خواهد گردید.»[39]
سوم. نجات اسرائیل
هنگامی که مسیح رجعت کند، بنیاسرائیل را از دشمنانش رهایی خواهد بخشید: «پس بگو خداوند یهود چنین میافزاید: شما را از میان امتها جمع خواهم کرد و شما را از کشورهایی که در آنها پراکنده شدهاید، فراهم خواهم آورد و زمین اسرائیل را به شما خواهم داد.»[40]
همچنین اسرائیل نجات خواهد یافت، چنانکه مکتوب است، نجات دهندهای از صهیون ظاهر خواهد شد و بیدینی را از یعقوب خواهد برداشت.[41]
برخی از نویسندگان مسیحی معتقدند وعده نجات اسرائیل به این معنا نیست که تمام اسرائیل به تدریج وارد کلیسا خواهند گردید، زیرا نجات اسرائیل به طور مخصوص به دیدن مسیح در زمان رجعت مربوط است، چنانکه آمده است:
در آن روز، خداوند، ساکنان اورشلیم را حمایت خواهد نمود و ضعیفترین ایشان در آن روز، مثل داوود خواهد بود و خاندان داوود مانند خدا و مثل فرشته خداوند در حضور ایشان خواهند بود. در آن روز، قصد هلاک کردن جمیع امتهايي که بر ضد اورشلیم میآیند، خواهد نمود. و بر خاندان داوود و ساکنان اورشلیم، روح فیض و تضرعات را خواهم ریخت و بر من که نیزه زدند، خواهند نگریست و برای من، مثل نوحهگری برای پسر یگانه خود نوحهگری خواهند کرد.[42]
بنابراین، سختدلی اسرائیل تا زمان «پُری» امتها (یعنی دوره فیض که برای نجات امتها تعیین شده است) ادامه خواهد یافت «در آن روز، اسرائیل توبه کرده، به سوی خداوند بازگشت خواهد کرد».[43]
چهارم. داوری امتها
مسیح، غیر از داوری درباره پادشاهان و رئیسان و لشکریان، داوری دیگری در میان امتها دارد و آن هنگامی است که جنگ در هارمجدون به پایان رسیده و حکومت مسیح استقرار کامل یافته باشد. در این داوری، مسیح بر تخت باشکوه خود مینشیند و میان مردمان و امتها داوری میکند و از طرز رفتار آنها با برادران خداوند خواهد پرسید. در این داوری، برای گوسفندان (خوبان)، حیات ابدی و ملکوت و برای بزها (بدان)، مجازات ابدی در نظر خواهد گرفت.
پنجم. برکت دادن به زمین با گسترش عدالت
برکت بخشی به زمین، ایجاد عدالت، صلح و آرامش، از اهداف مسیح از بازگشت و ظهور به شمار میرود، زیرا خشکی زمین و خار و خس آن، نتیجه گناه و بیعدالتی انسان است. با رجعت مسیح و برطرف شدن لعنت و گناه، همه موجودات حتی زمین و گیاهانش نجات مییابند.
و بیابان مثل گل سرخ خواهد شگفت و آبها در بیابان و نهرها در صحرا خواهد جوشید و مکانهای خشک به چشمههای آب مبدل خواهد گردید.[44]
و نهالی از تنه «يسّي» بیرون آمده، شاخهای از ریشههایش خواهد شکفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت؛ یعنی روح حکمت و فهم و روح مشورت و قوت و روح معرفت و ترس خداوند. و خوشی او در ترس خداوند خواهد بود و موافق رؤیت چشم خود، داوری نخواهد کرد و بر وفق سمع گوشهای خود تنبیه نخواهد نمود، بلکه مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد نمود. و جهان را به عصای دهان خویش زده، شریران را به نفخه لبهای خود خواهد کُشت. کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت. گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و پرواری با هم و طفل کوچک آنها را خواهد راند و گاو با خرس خواهد چرید و بچههای آنها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد و طفل شیر خواره بر سوراخ مار بازی خواهد کرد و طفل از شیر باز داشته شده، دست خود را بر خانه افعی خواهد گذاشت. در تمامی کوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند کرد؛ زیرا جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهایی که دریا را میپوشاند.[45]
ب) دکترین منجیگرایی در اسلام
بنابر روایاتی که از پیامبر اسلام(ص) نقل شده است، اعتقاد به وجود منجی آخرالزمان، در میان تمامی مسلمانان وجود دارد. همگی آنها در انتظار ظهور نجاتدهندهای که نام و لقب و کنیهاش همانند نام و لقب و کنیه پیامبر اکرم(ص) باشد، به سر میبرند.
میان آموزه منجیگرایی در اسلام و در مسیحیت، شباهتها و تفاوتهایی هست. شاید بتوان ادعا کرد که تفاوت اصلی میان آن دو، تکامل این آموزه در اسلام و جدا شدن آن از برخی باورهای خرافی است. در ادامه، خلاصه ای از باورهای مسلمانان را درباره منجی آخرالزمان به اختصار بازگو می کنیم.
1. معرفی منجی
پیامبر اسلام(ص) فرموده است:
یخرج من آخر الزمان رجل من ولدی اسمه اسمی و کنیته کنیتی. یملأ الأرض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً فذلک هذا المهدی؛[46]
در آخرالزمان مردی از فرزندان من خروج میکند که نام و کنیهاش همانند نام و کنیه من است. او زمین را از قسط و عدل پر میکند، پس از آن که از ظلم و جور پر شده است. پس آن مرد، مهدی این امت است.
احادیث در اینباره و با این مضمون، چنان فراوان است که درباره آنها میتوان ادعای تواتر کرد.[47]
در احادیث شیعه، نسب مهدی(عج) از طرف پدر به امام حسن عسکری(ع)، امام یازدهم شیعیان و از طرف مادر، به نرجس، دختر یوشع بن قیصر، پادشاه روم میرسد. مادر او از نژاد شمعون و از حواریون حضرت عیسی(ع) بوده است.[48]
او در 5 سالگی (سال 260 هـ .ق) و پس از درگذشت پدر بزرگوارش، به امامت رسیده و از آن زمان تا سال 329 هـ .ق، یعنی حدود 69 سال، نوعی زندگی مخفی داشته است. در این مدت، ارتباط او با پیروانش از طریق نوّاب صورت میگرفت که از آن دوران به غیبت صغرا تعبیر میشود. پس از آن تاریخ، از دیدگان عموم پنهان میشود و غیبت کبرا آغاز میگردد تا زمانیکه به امر پروردگار ظهور کند و جهان را پر از عدل و داد گرداند.[49]
2. وضعیت جهان در زمان انتظار
جهان در زمان غیبت امام مهدی(عج)، آمیختهای از خوبیها و بدیها، زشتیها و زیباییها، کامیابیها و ناکامیها، مرادها و نامرادیها و صلاحها و فسادهاست. حق نابود نشده و گویندگان و جویندگان آن از میان نرفتهاند، ولی مسیر کلی جامعه به سوی گسترش زشتیها و نامردمیهاست.
خرابیها کمکم فزونی میگیرد و رژیمهای اجتماعی فاسد قدرتمندتر میگردند تا آنجاکه خفقان محیط به اوج خود میرسد و نابودی اخلاق و معنویت آشکارا دیده میشود تا جایی که همگان ناامید میشوند و جز اندکی که به انتظار سرآمدن این شب سیاه پایدارند و به بردباران همکیش خود بشارت آمدن مهدی(عج) را میدهند، دیگران بر صراط حق و ایمان و عدالت باقی نمیمانند. در این دوران، از قیامهای حق و آشوب گریهای باطل سخن به میان آمده است که برخی از آنها از نشانههای ظهور منجی آخرالزمان به شمار میرود.[50]
3. قیام مهدی(عج)
کسی از زمان قیام و خروج او آگاهی ندارد. تنها میتوان گفت این امر زمانی رخ میدهد که جهان تشنه پذیرش حق و حقیقت و خواستار قیام مصلح و منجی باشد. این عطش آنگاه به اوج خود میرسد که حکومتهای ناحق و حاکمان نابهکار، جامعه را به ورطه نابودی بکشند و با به راه انداختن جنگهای خانمانسوز، مردم را به تنگ آورده باشند.
آنگاه که مردم هوشیار شوند و به خود آیند و بر اثر تجربههای گذشته و واخوردگی از رژیمهای بشری، آمادگی کامل برای پذیرش حکومت الهی و قوانین و اصول آن را داشته باشند و او را از صمیم دل بخواهند، وی چونان «شهاب ثاقب»[51] به فرمان خدا پدیدار میشود و زمین را از لوث بیدادگران پاک میکند. همین آمادگی و پذیرش همگانی است که سبب میشود آنچه را هیچ مصلحی به انجامش موفق نگردیده است، عملی سازد و حکومتی مطلوب و عدالتگستر برپا سازد.[52] امیرالمؤمنین علی(ع)، قیام منجی را چنین ترسیم میکند:
جنگ قد علم خواهد کرد، در حالی که دندانهای خود را نشان میدهد، پستانهایش پر و آماده است. شروع کار شیرین است و عاقبت آن تلخ. همانا فردا امری ظاهر خواهد شد که او را نمیشناسید و انتظارش را ندارید. آن حاکم عادل، هر یک از عمال حکومتهای پیشین را به سزای اعمال خویش خواهد رسانید. زمین پارههای جگر خویش را از معادن و خیرات و برکات، برای او بیرون خواهد آورد و کلیدهای خود را با تمکین به او تسلیم خواهد کرد. آنگاه او به شما نشان خواهد داد که عدالت واقعی چیست؟ و چگونه کتاب خدا و سنت پیامبر احیا خواهد شد.[53]
نخستین یاوران حضرت مهدی، 313 تن مؤمن صالح جنگجو هستند که ندای او را لبیک میگویند و به مصداق gأَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمْ اللَّهُ جَمِيعًاf از هر سو گرد میآیند و به دورش حلقه میزنند.[54] اینان از یک گروه و دسته نیستند، بلکه هرکدام از هر گروه، صنف و شهریاند با امام زمانشان به چهل صفت از صفات نیک انسانی، در میان رکن و مقام پیمان میبندند.[55]
پس از انتشار ظهور قائم4، مردم به تدریج خود را به او میرسانند و به او میگروند تا اینکه شمار آنان به ده هزار نفر (برابر شمار یاران پیامبر در فتح مکه) میرسد و آنگاه با اذن خداوند، قیام او آغاز میگردد.[56] او با بتها و مظاهر کفر و ستم مبارزهای بیامان انجام میدهد و ابلیس و ابلیسیان را از پای درمیآورد و مشرکانی را که مانع او هستند، از میان برمیدارد. بدعتهای رایج را نابود و دستورهای دینی و حدود شرعی فراموش شده را اجرا میکند.[57]
وی مظهر رأفت و عطوفت و پرچم نجات برای پاکان و مظلومان و شمشیر خشم و عذاب برای ظالمان، ناپاکان و کجروان است. او مصداق gأَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ fبه شمار میرود.[58] در میان یاوران امام مهدی4، شخصیتهای سرشناس و بزرگی به چشم میخورند. در رأس آنان، حضرت عیسی مسیح(ع) است که بر مهدی(عج) سلام میگوید و در نماز به امامت او اقتدا میکند. سپس هیچ یهودی و غیریهودی نیست مگر اینکه به او ایمان آورد.[59]
4. دولت مهدی
روزی که شب ظلمانی به روز نورانی تبدیل گردد و زمین حیات نو یابد و مهدی(عج)، حکومت عدل و داد خود را بگستراند، روز سلطه عدالت و حاکمیت ارزشهای والای انسانی در تمامی شئون زندگی و غلبه ایمان بر کفر خواهد بود. در آن روز، مستضعفان بر مستکبران پیروز خواهند شد.
حکومت مهدی(عج) سه ویژگی اساسی دارد؛
یکم. حکومت جهانی
در زمان ظهور مهدی(عج)، جهان تشنه عدالت است و در انتظار منجی عادل به سر میبرد. وقتی امام مهدی4 قیام خود را آغاز میکند، با تکیه بر یاران و سپاهیان خویش و امدادهای الهی، قدرت خود را در تمامی جهان گسترش خواهد داد و به اذن خدا، زمین و زمان را فرمانبردار خویش میسازد. خداوند متعال به بندگان صالحش چنین وعده داده است:
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمْ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا.[60]
همچنین میفرماید:
وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ.[61]
امام باقر(ع) درباره آيه الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوْا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنْ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ [62]فرموده است:
اين آيه در شأن آلمحمد(ص)، يعني مهدي(عج) و اصحابش نازل شده است كه خداوند سراسر زمين را به او تمليك میکند و به دست او دين را ظاهر میسازد و بدعتها و باطل را از میان ميبرد تا حدي كه اثري از ستم ديده نخواهد شد.[63]
دوم. گسترش عدل و قسط
ديگر ويژگي حكومت مهدي(عج)، رعايت عدالت در تمامي جنبههای آن است. تأكيد بر مسئله عدالت و برپایي قسط در عصر مهدي، ترجيع بند همه روايات و احاديث در مورد آن حضرت به شمار میرود. مهدي4، عدالت را به تمام معنا به اجرا در ميآورد و در همه جنبههای حقوقي، قضایي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي و ... آشکار میسازد، همان عدلی كه امام علي(ع) به آن بشارت داده است.[64]
سوم. وحدت
دولت مهدي(عج)، دولت وحدت است؛ وحدت صوري و معنوي. وحدت صوري است؛ زيرا مردم زير پرچم اسلام و معتقد به قانون قرآن، به خداوند واحد دل میسپارند. وحدت معنوي نیز دارد؛ زيرا دوست مؤمنان پاكدل است؛ مردمي يك دل با هدفي واحد، يك سخن و دوستدار برپايي نظام عدالت که به توصيههای حاكمي الهي و عدالتگستر دل بستهاند.
بدينسان، دولت اسلام با بهرهگيري از قانون قرآن و به كارگيري دقيق دستورهای آن، به رهبری امام مهدي(عج) استقرار مييابد و جهانيان، لذت زندگي زیر پرچم منجي الهي، عادل را درک خواهند کرد. آن روز، زمين و آسمان به يمن برپايي دولت كريمه مهدوی، بركتهای بيپايانشان را به مردم تحت امر او میبخشند. اهل آسمان و زمين، شادمان و جماد و نبات و حيوان، شادابند.[65]
نتيجه و مقايسه
با توجه به آنچه درباره منجيگرایي در مسيحيت و اسلام گفته شد، ميتوان اين نتايج را به دست آورد:
الف) عقيده به ظهور منجي بزرگ الهي در آخر الزمان كه جهانيان را از ستم و استبداد و بيداد رهايي خواهد بخشيد، اعتقادی همگاني در ميان پيروان دو دين بزرگ الهي است و در متون ديني اين دو آیين بزرگ، نمونههاي فراوانی از اين نويدها و بشارتها وجود دارد.
ب) موعود و منجي ملتها در هر دو دين، ویژگیهایی تقريباً همسان دارد و هدف از ظهور او، اقامه عدل و داد و برپايي نظامي عادلانه و الهي است.
ج) رخدادهای زمان عروج حضرت عيسي(ع) و آخرالزمان كه در مسيحيت مطرح شده، با رویدادهای زمان غيبت كبراي امام مهدي(عج) و فتنههای آخرالزمان كه در آثار مسلمانان آمده است، تفاوتها و شباهتهايي دارد. ميتوان گفت ميان پيروان این دو آیين، دیدگاههای انحرافی و اغراقآميز نفوذ كرده است.
د) درباره وضعيت پس از ظهور و فراوانی بركات و نعمتها و ايجاد صلح و آرامش در زمين نيز برخي تعبیرهای مبالغهآميز در متون حديثي اسلام و متون ديني مسيحيت ديده ميشود. به ويژه در عهد عتيق، مطالبي عجیب عنوان شده است.
هـ) منجي در مسيحيت، در آسمانها زيست ميكند و براي آغاز ظهورش، نخست مؤمنان را به آسمان ميبرد. آنگاه پس از سالها مصيبت عظيم، به زمين باز ميگردد. درك اين آموزه بسيار خردگريز است، ولی منجي مسلمانان، در زمين و با زمينيان زندگي ميكند، در ميان آنان است و با ايشان سخن ميگويد، در بسياري موارد ياريشان ميكند و با راهنماييهاي سودمندش، ايشان را هدايت مينمايد، ولی مردم او را با عنوان مهدي موعود تطبيق نميدهند.
و) بخشي از بشارتهايي كه در عهدين درباره منجي آخرالزمان آمده است، درباره حضرت عيسي(ع) ميتواند صادق باشد، ولی بسياري از آن بشارتها درباره آن حضرت صادق نيست، ولی بنابر برخي پژوهشها ميتوان بر منجي معرفي شده در اسلام تطبیق کرد.[66]
ج) آسيب شناسي منجيگرایي
متأسفانه آموزه منجيگرایي با همه تقدسی كه دارد، همچون برخي ديگر از آموزههای ديني، از برخي انحرافها و آسيبها در امان نمانده است و بعضی، دانسته یا نادانسته، در اينباره به باورهای نادرستي معتقد شدهاند که به برخي از آنها اشاره ميگردد:
1. آسيب شناسي دكترين منجيگرایي در اسلام
برخي از فرقههای مسلمان با دريافتي ناصحيح از آموزه منجیگرایی، در انجام وظايف اسلامي خود، به ویژه در زمینه هدايت مردم و اجرای دو واجب مهم الهي، يعني امر به معروف و نهي از منكر دچار تفريط شدهاند. اين عده با نقل روایتهایی بدين مضمون كه «مهدي زماني ظهور خواهد كرد كه زمين پر از ستم و فساد شده باشد»،[67] هر انقلاب و حركتي پیش از قيام منجي آخرالزمان را محكوم به شكست و نابودي میدانند و در برابر ظلمها و تجاوزها به اسلام و مسلمانان ساكت مینشینند و ديگران را هم به سكوت و ظلمپذيري و خفقان تشويق میکنند. اینان مهمترين وظايف دوران غيبت، يعني صبر و انتظار مثبت و انقلابي و سازنده را به آموزههايي منفي و دست و پا گير در وظايف اجتماعي تفسير مينمايند. اين افراد ميگويند چون امام مهدي4 زماني ظهور ميكند كه جهان پر از ستم و جور شده باشد، بنابراين، زماني آن منجي به فرياد ما ميرسد كه صلاح به نقطه صفر برسد و حق و حقيقت طرفداري نداشته باشد. پس آنگاه كه جز باطل، نيرويي حكومت نكند و فرد صالحي در جهان يافت نشود، دست غيب از آستين بيرون ميآيد. ما بايد به جاي تلاش در جهت نيكيها، كاري كنيم كه روند ظهور و خروج منجي سرعت گیرد و بهترين كمك به اين روند و بهترين شكل انتظار، اشاعه فساد، فحشا، ستم يا دستکم سكوت در برابر فساد حكومتهاي ستمگر است.[68]
در پاسخ اجمالي میتوان گفت كه قيام مهدي(عج) براي پشتیبانی از مظلوماني است كه شایسته حمايتند، نه ستمپذيران خاموش و رضايتدهندگان به ستم و تباهی. چنانکه شيخ صدوق از امام صادق(ع) نقل ميكند كه «ظهور منجي تحقق نميپذيرد، مگر اینکه هر کدام از شقي و سعيد به فرجام كار خود برسند». پس سخن در اين نيست كه سعيدي در دنيا نباشد و تنها اشقيا به نهايت درجه شقاوت برسند، بلكه سخن اين است كه هركدام از گروه سعادتمندان و اشقيا به نهايت كار خود برسند.[69]
از نظر روايات، در سرآغاز قيام منجي آخرالزمان، سلسله قيامهايی حق از سوی اهل حق و صلاح انجام ميگيرد كه معصومان و بزرگان دين آن را تأیید میکنند. قيام «يماني» پیش از ظهور امام مهدي4، نمونهاي از اين سلسله قيامهاست.[70]
پس روايات اسلامی انتظار منجي را افضل اعمال دانستهاند؛ انتظاري كه در آن، هر فرد در برابر خود و جامعه مسئول باشد. اين انتظار، تعهدآفرين و تحركبخش است و عبادت به شمار میرود.
2. آسيب شناسي دكترين منجیگرایی در مسيحيت
متأسفانه دكترين منجیگرایی در مسيحيت، در مواردي دستخوش انحرافها و بدعتهايي شده است كه پیآمدهای آن به شدت، صلح جهاني و آينده بشري را تهديد میکند. يكي از آن موارد، پيدايش گروهی به نام «مسيحيان صهيونيست» است كه با اندیشه بنيادگرایي در زمينه ظهور و رجعت منجي آخرالزمان، با شدت تمام به تشكيل دولت يهودي در فلسطين و پشتیبانی همه جانبه از رژيم اشغالگر قدس اصرار ميورزند و آن را وظيفهای مقدس براي همه مسيحيان منتظر منجي میپندارند.
ايشان بر اساس تفسيري انحرافي از كتاب مقدس، معتقدند جنگ آخرالزمان كه به ظهور مجدد مسيح و پيروزي او و سپاهيانش خواهد انجامید، در صحراي «مجدّو» در فلسطين خواهد بود. همچنین نبرد «هارمجدّون»[71] كه رويارويي نهايي ايمان و كفر است و به تشكيل دولت هزار ساله مسيح خواهد انجامید، در آن سرزمين و تنها پس از گردهمايي بندگان برگزيده خدا در قلمرو «ارض موعود» به عنوان يك ملت، رخ خواهد داد. گروههاي صهيونيست مسيحي كه شمارشان بر اثر تبليغات گسترده به سرعت در حال افزايش است، معتقدند ظهور مجدد مسيح نزديك است. از اینرو، براي تحقق نشانههای ظهور میکوشند خود را «مسيحيان از نو زاده شده» بنامند که «غسل تعميد مجدد» کردهاند. آنان انتظار دارند با اين اعتقاد و عمل، نبرد خونين آرماگدون را نبينند و آزارهای حاصل از اين جنگ را احساس نكنند، بلكه از سوي خدا به آسمانها ربوده شوند تا همزمان با بازگشت مسيح به زمين، همراه او به زمين بازگردند و دوران حكومت هزارساله او را ببينند.[72]
مسيحيان صهيونيست بر اساس نوشتههاي كتاب مقدس و تفسيرهایي كه ارائه دادهاند، به هفت مرحله براي پايان جهان و ظهور مجدد مسيح اعتقاد دارند. آن مراحل عبارتند از:
1. بازگشت يهوديان به فلسطين؛
2. ايجاد دولت يهودي در آن سرزمين؛
3. موعظه متون انجيل در بني اسرائيل و ديگر مردم دنيا در سراسر زمین؛
4. سرور و تنعم مؤمنان به كليسا و ربوده شدن آنها به بهشت؛
5. دوران فلاكت و ظلم و مصيبت عظيم به مدت هفت سال و نبرد با پيروان دجال؛[73]
6. وقوع جنگ «هارمجدون» در صحراي «مجدو» در اسرائيل؛
7. شكست لشكريان دجال و استقرار پادشاهي مسيح (پايتخت اين پادشاهي اورشليم است و به دست يهودياني كه به مسيح پيوستهاند، اداره خواهد شد).
برخي از گروههاي صهيونيست مسيحي، ساخت معبد سوم سليمان و ذبح گوساله سرخ مو را (همگام با باورهای صهیونيستهاي يهودي) به مراحل یاد شده افزودهاند.[74]
اين اندیشه در ميان گروهی از سردمداران حكومت کنونی ايالات متحده و برخي كشورهاي اروپایي نفوذ كرده است. آنان با اعتقاد به اینکه يهوديان و اسرائيل قادر به اجراي برنامههاي خدا در سرزمين موعود و آماده ساختن شرايط بازگشت دوباره مسيح هستند، امكانات نظامي و مالي و تبليغاتي گستردهای در اختيار رژيم اشغالگر قدس میگذارند و در قبال كشتار مسلمانان مظلوم فلسطين و لبنان، نه تنها سكوت میکنند، بلكه به پشتیبانی كامل از این ژیم میپردازند.[75]
نقد اندیشه صهیونيسم مسيحي
اندیشه مسيحيت صهیونيستي رسواتر از آن است كه به نقد و بررسي آن بپردازیم. این گروه، بيشتر به جرياني سياسي شباهت دارد كه براي كسب سلطه بر جغرافياي فرهنگي و خاكي مسلمانان (از نيل تا فرات) به آموزههاي ديني تمسك جسته است. اینان زمينهسازي براي ظهور مسيح4 را بهانهاي براي حضور در منطقه خاورميانه، پشتیبانی از اسرائيل و لشكركشي به كشورهاي اسلامي مانند عراق و افغانستان قرار دادهاند.
با وجود این، باورهای اين گروه با بحرانهايي روبهروست:
1. پيشگویيهاي كتاب مقدس، قابليت تفسیر و تأويلي غير از ادعای مسيحيان صهيونيست دارند.
2. زمينهسازي براي تحقق پيشگویيهاي كتاب مقدس، هرگز مجوز نميتواند جنايت و كشتار بيگناهان يا اخراج آنها از سرزمين اجداديشان باشد.
3. سوءاستفاده از دين و تبدیل آن به ابزار سركوبی ملت آزاده فلسطين، از نظر عموم دينداران و امتهای توحيدي (مسلمان و مسيحي و يهودي) محكوم است.[76]
[1] . نك: تامس مور ، آرمان شهر (اتوپيا)، ترجمه داريوش آشوري و افشار نادري، انتشارات خوارزمي، تهران 1361.
[2] . مسيانيسم، به معناي اصل اعتقاد جامعه به مسيح يا موعود است. در جامعهشناسي اين اصل مطرح است كه هر جامعهاي در نهاد خويش، اين اعتقاد را به عنوان واکنش طبيعي و فطري ساختار خود در توجيههاي مختلف دارد. نك: محمد تقي راشد محصل، نجاتبخشي در اديان، ص15 ، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، چاپ اول، تهران 1369.
[3] . ميتوان گفت اعتقاد به ظهور منجي موعود وجه مشترك همه اديان است. در اسلام، حضرت مهدي4 براي استقرار جهاني خالي از بديها و آراسته به نيكيها پيكار ميكند. فارقليط (آموزگار، تسلي دهنده) در مسيحيت، هادي و تقويتكننده مؤمنان و تحققبخش عدالت در جهان است (نك: جيمز هاكس، قاموس كتاب مقدس، واژه «تسلي دهنده» و«روح القدس»، چنانکه در آیين هنديان باستان، «كالكي» سوار بر اسب سفيد، با در دست گرفتن شمشير درخشان، آغازگر عصر طلایي است. (نك: داريوش شايگان، اديان و مكتبهاي فلسفي هند، ج1، ص274، مؤسسه امير كبير، تهران 1356.
[4] . سوره انبياء، آيه 105.
[5] . سوره اسراء ، آيه 81.
[6] . مکاشفه22: 20 (به نقل از هنري تيسن، الهيات مسيحي، ص327، ترجمه ط. ميكائيليان، انتشارات حيات ابدي، بيجا، بيتا).
[7] . متی24 و 25، مرقس13و لوقا21.
[8] . اول تالونیکیان، دوم تسالونیکیان و مکاشفه.
[9] . الهيات مسيحي ، ص327 ـ 328.
[10] . اول پطرس1: 3
[11] . اول یوحنا 3: 2 و 3.
[12] . اول یوحنا3: 2 و 3.
[13] . متی24: 44.
[14] . متی25 و اول یوحنا3: 2و3.
[15] . مرتس13: 35و36، اول یوحنا 2: 28.
[16] . رومیان12: 11و12.
[17] . دوم تسالونیکیان 1: 7 – 10.
[18] . اول تسالونیکیان 4: 13-18، عبرانیان 10: 35-38، یعقوب 5: 7.
[19] . الهيات مسيحي ، ص329.
[20] . متی24: 45-46.
[21] . رساله پولس رسول به روميان، باب 13: 7ـ14.
[22] . اول قرنتیان15: 51 ـ52.
[23] . فیلیپیان3: 20-21.
[24] . نك: متي 25: 14ـ30؛ لوقا 19: 11ـ27؛ روم شالونيكيان 2: 6ـ8.
[25] . نك: علي فاطميان، نشانههاي پايان، فصل ششم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، تهران 1381. [26] . دانیال9: 23ـ27.
[27] . دانیال 12: 1.
[28] . الهيات مسيحي، ص339.
[29] . مکاشفه یوحنا16: 13ـ17.
[30] . زکریا 12: 1، 13: 1 و 14: 2.
[31] . مکاشفه9: 1-10 و 19: 19 و مزامیر 2: 3.
[32] . دوم تسالونیکیان 1: 1-12، مکاشفه یوحنا 19: 15.
[33] . مزامیر 72-6-11.
[34] . مکاشفه 20: 1-3.
[35] . متی 24: 30.
[36] . مکاشفه1: 7.
[37] . زکریا 14: 15، اول تسالونیکیان3: 13.
[38] . مکاشفه 11: 12-20.
[39] . الهیات مسیحی، ص341.
[40] . حزقيال نبی 11: 17.
[41] . رساله پولس رسول به رومیان 11: 26-27.
[42] . زکریای نبی 12: 8 ـ10.
[43] . زکریای نبی 12: 10-14، الهيات مسيحي ، ص342.
[44] . اشعیا 35: 1 ـ 10.
[45] . اشعیای نبی 11: 1ـ 9 .
[46] . ابن جوزی، تذكرۀ الخواص، ص 377، 1369 هـ .ش، (به نقل از: لطفالله صافي گلپايگاني، منتخب الاثر، ص236، چاپ اول: مؤسسه السيده المعصومه، قم 1419 هـ.ق).
[47] . آيتالله صافي گلپايگاني، هزاران حديث در مورد امام مهدي4 از حدود سیصد كتاب شيعي و سني در كتاب منتخب الاثر گردآوري كرده است.
[48] . منتخب الاثر، ص 397؛ شیخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، ج2، ص93، كتاب فروشي اسلاميه، تهران 1379.
[49] . منتخب الاثر، فصل چهارم و پنجم، ص445ـ520.
[50] . همان، فصل ششم، ص523 ـ572.
[51] . ناظر به روايتي از امام باقر7 نك: كمالالدين و تمام النعمه، ج1، ص449.
[52] . نك: نجاتبخشي در اديان، ص 169.
[53] . سيد رضي، نهج البلاغه، خ 136.
[54] . حضرت امام زينالعابدين7 فرموده است: «آنها كه از بستر خود براي ياري امام قائم4 ناپديد ميشوند، 313 مرد به شماره اهل بدر هستند كه صبح آن شب در مكه حاضر میشوند و اين است گفته خداي تعالي: gوَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمْ اللَّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيٍْ قَدِيرٌf، (سوره بقره، آیه148)؛ اينها اصحاب قائم باشند.»؛ ( كمال الدين و تمام النعمه، ج2، ص368).
[55] . اين ویژگیها، بیشتر دستور اكيد بر اجرای واجبات الهي و دوري از محرمات و دوري جستن از ماديات و زخارف دنيوي و توجه به ساده زيستي و آمادگي براي جهاد در راه خداست. (نك: منتخب الاثر، ص 580 ـ581. به نقل از: حسين محدث نوري، كشف الاستار عن وجه الغائب عن الابصار).
[56] . محمدباقر مجلسي، بحار الانوار، ج52، ص323؛ ج33، ص 367، چاپ سوم: مؤسسۀ الوفاء، لبنان، 1403 ق / 1983م.
[57] . نك: همان، باب 26، ص279 ـ 308.
[58] . سوره فتح، آيه 29. گرچه روايات بیشتر بر جنبه شمشيرزني و كشتار مخالفان او دلالت دارند، ولی از رواياتي نیز مهر و عطوفت او نمايان است. براي نمونه، امام صادق7 فرموده است: «ينتج الله تعالي في هذه الأمر رجلاً منّي و أنا منه، يسوق الله تعالي به بركات السموات و الأرض فينزل السماء قطرها و يخرج الأرض بذرها، و تأمن وحوشها وسباعها يملأ الأرض قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً و يقيل حتي يقول الجاهل لو كان هذا من ذرّيۀ محمد لرحم» (منتخب الاثر، ص225، به نقل از: شيخ طوسي، الغيبة).
[59] . از امام باقر7 نقل شده است كه درباره آيه gوَإِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًاf، (سوره نساء، آیه159) فرمود: «إنّ عيسي7 ينزل قبل يوم القيامۀ إلي الدنيا، فلا يبقي أهل ملّۀ يهودي و لاغيره إلاّ آمنوا به قبل موتهم و يصلّي عيسي7 خلف المهدي4». (منتخب الاثر، ص 600، به نقل از: سلمان قندوزي، ينابيع المودّۀ، ص422، تهران 1302. در روايت ديگري آمده است: «يجتمع المهدي و عيسي بن مريم فيجيء وقت الصلوۀ، فيصلّي عيسي ورائه مأموماً. تذكرۀ الخواص». (همان، ص337، به نقل از: منتخب الاثر، ص600).
[60] . سوره نور، آیه55.
[61] . سوره انبیاء، آیه105.
[62] . سوره حج، آیه41.
[63] . منتخب الاثر، ص585. (به نقل از: ينابيع المودۀ، ص426).
[64] . «فيريكم كيف عدل السيرة و يحيي ميت الكتاب و السنة». ( نهج البلاغه، خ136)
[65] . احاديث درباره بركت آسمان و زمين و نباتات و درختان و صلح و آرامش و شادي در ميان مردم و حتي جانوران بسيار است. برای نمونه، روایت شده که: «يفرح به أهل السماء و أهل الارض و الطير و الوحوش و الحيتان في البحر و تزيد المياه في دولته و تمدّ الأنهار و تضعف الأرض أكلها و تستخرج الكنوز.» (منتخب الاثر، ص589، به نقل از: حسين نوري، كشف الاشعار؛ نيز نك: منتخب الاثر، احاديث فصل هفتم، ابواب 1ـ4، ص585 ـ593)
[66] . در اين باره نك: مجتبي تونهاي، موعودنامه، ذيل عنوان «موعود» چاپ اول: قم 1383.
[67] . «يملأ الأرض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً» احاديث به اين مضمون بسيار است. در كتاب منتخبالاثر، ص378 ـ381، فصل دوم، باب 25، 123 حديث در اين زمینه وجود دارد.
[68] . برای آشنايي با اين انحراف، نك: حبيبالله طاهري، سيماي آفتاب، قم، زائر 1280.
[69] . موعود نامه، ذيل عنوان انتظار مثبت.
[70] . عن الصادق7 قال: «خمس قبل قيام القائم4: اليماني و السفياني و الخسف بالبيداء و خروج اليماني و قتل النفس الزكيه.» (منتخبالاثر، ص562، با توضيحات نویسنده در پاورقي)
[71] . Armagedton.
[72] . نصير صاحب خلق، «صهيونیست مسيحي»، مجله موعود، ش41، ص14.
[73] . Antihrist.
[74] . گريس هال سل، تدارك جنگ بزرگ، ترجمه خسرو اسدي، ص19، چاپ اول: مؤسسه خدمات فرهنگي رسا، 1377.
[75] . نك: رضا هلال، «مسيح يهودي و فرجام جهان (مسيحيت سياسي و اصولگرا در امريكا)»، ترجمه قبس زعفراني، مجله موعود، ش40، ص14 ـ 21.
[76] . نك: پيشارا اواد، «مسيحيت صهيونيستي (بررسي مسيحيت صهيونيستي از نگاه مسيحيان كاتوليك)»، ترجمه فاطمه شفيعي سروستاني، مجله موعود، ش40، ص34 ـ 38.
کد مطلب: 16217
آدرس مطلب: http://bfnews.ir/vdcgux9q.ak93q4prra.html