
ترجمه و شرح دعای افتتاح (20)
سايت خبری آينده روشن , 29 دی 1388 ساعت 13:49
«ترجمه و شرح دعای افتتاح» عنوان کتابی است که توسط آیت الله محمدرضا مهدوی کنی تالیف شده است. قسمت های مختلف این کتاب به گونه ای سلسله وار در این بخش برای مطالعه علاقمندان قرار خواهد گرفت.
شرك پنهان و شرك آشكار
شرك آشكار مانند پرستيدن بتها كه انسان بتى را كه به دست خود تراشيده بپرستد و در برابرش به خاك بيفتد و با خضوع وخشوع از او حاجت بخواهد اما شرك پنهان انواع گوناگون دارد مانند ريا و تظاهر و تملق و چاپلوسى و خضوع و خشوع در برابر ثروتمندان و صاحبان قدرت به خاطر ثروت و قدرتشان و پيروى از هوى نفس كه خداوند آنرا از مصاديق شرك آورده است چنانكه مىفرمايد:
أرأيت مَنِ اتَّخَذَإلهَه هَويهُ أفَأنْتَ تكون عليه وكيلاً
آيا ديدى آن را كه هوى نفسش را معبود خويش گرفته؟ آيا مىتوانى او را هدايت كنى يا به دفاع از او برخيزى؟
آنكه به تمام معنى خود را در اختيار نفس اماره قرار داده و هر چه دلش بخواهد انجام مىدهد چنين انسانى در برابر خداوند متعال خداى ديگرى را برگزيده است كه خواست دل را بر اراده و خواست پروردگار ترجيح مىدهد و چه گناهى بالاتر از اين گناه كه انسان خدا را فراموش و خودپرستى را بر خداپرستى مقدم بدارد. خداوند مىفرمايد:
ولاتَكُونُوا كَالّذينَ نَسُوااللّهَ فَأَنْسيهُم أنْفُسَهم... مبادا مانند آنان كه خدا را فراموش كردهاند باشيد كه در نتيجه خداوند به خود فراموشى گرفتارتان خواهد كرد. يعنى اگر خدا را فراموش كنيد در واقع انسانيت خويش و حقيقت خود را از ياد بردهايد.
پيامبر اكرم(ص) فرمود: ما تَحْتَ ظِلِّ السَّماءِ مِن إلهٍ يُعْبَدُ مِنْ دُوناللّهِ أعْظَمُ عِنداللّهِ مِنْ هَوى مُتَّبع
در زير آسمان هيچ بتى بزرگتر در نزد خدا از هوى و هوسى كه از آن پيروى كنند وجود ندارد.
ملاى رومى گويد:
مادر بتها بت نفس شما است
زآنكه آن بت مار و اين بت اژدها است
آهن و سنگست نفس و بت شرار
آن شرار از آب مىگيرد قرار
سنگ و آهن ز آب كى ساكن شود
آدمى با اين دو كى ايمن بود
سنگ و آهن در درون دارند نار
تا برابر نارشان نبود گذار
اگر نيك بينديشيم به عمق سخن پيامبر به خوبى واقف مىشويم كه هوى پرستى سرچشمه غفلت و بىخبرى و مولد آنست چنانكه قرآن مىفرمايد:
...ولاتُطِعْ من اغفلنا قلبه عن ذكرنا واتّبع هويه...
مبادا از كسى كه قلب او را از يادمان غافل كردهايم و پيرو هواى خويش است اطاعت كنى. هواپرستى سرچشمه كفر و بىايمانى است چنان كه مىفرمايد:
فلايَصُدَّنَّكَ عنها من لايؤمن بها واتبع هواه...
مبادا آنانكه ايمان به قيامت ندارند و پيرو هواى خويشند تو را از سعادت و زندگى ابدى بازدارند.
هوى پرستان بىايمان گمراهترين انسانها هستند.
...و من أضَلُّ مِمَّنْ اتَّبَع هَويهُ بغيرهُدىً منالله
چه كسى گمراهتر است از آنكه از هوى نفس خويش پيروى كرده و از هدايت خداوند بهرهاى ندارد.
پس اگر طالب حق و حقيقتيد خود را از هرگونه هوى و هوس و تمايلات نفسانى تهى كنيد چنانچه ذرهاى هوى در دل داشته باشيد از حق باز مىمانيد و هرگز به مقصد نمىرسيد. خداوند مىفرمايد:
... فاحكم بينالناس بالحق ولاتتبع الهوى فيضلك عن سبيلالله...
... در ميان مردم به حق داورى كن و از پيروى هوى نفس بپرهيز كه تو را از راه خدا منحرف مىكند...
قرآن هواپرستى را مانع عدالت و دادگرى مىداند كه مىفرمايد:
... فلاتَتَّبِعُوا الهوى أنْ تَعْدِلُوا... ... مبادا از هوى نفس پيروى كنيد كه شما را از عدالت باز مىدارد.
هويها و هوسهاى مردم به اندازهاى فساد انگيز است كه اگر هويهاى مردم معيار حق و باطل باشد زمين و آسمان درهم ريخته و فساد پهنه هستى را فرا مىگيرد چنان كه مىفرمايد:
ولَوِاتَّبعَ الحَقُّ أهوائهُم لَفَسَدِتِ السّمواتُ والأرضُ و مَنْ فيهنَّ...
اگر حق از هوى و هوس آنها پيروى كند آسمانها و زمين و تمام كسانى كه در آنها هستند فانى مىشوند.
در روايات اسلامى نيز تعبيرات تكان دهندهاى دراين زمينه به چشم مىخورد.
اميرمؤمنان(ع) فرموده است:
الشَقِىُّ مَنِ انْخَدَع لِهَواهُ و غُرُورِه بدبخت كسى است كه فريفته هوى و غرور خويش باشد.
پس بدان هر گاه واجبى را ترك كرده يا حرامى را مرتكب شوى هوى نفس را بر رضاى خدا ترجيح دادهاى و قطعا دچار شرك شدهاى زيرا مؤمن چيزى جز خواست خدا نمىخواهد چنان كه فرموده است: و ما تشاؤون الا ان يشاءالله... نمىخواهيد جز آن چه خدا بخواهد.
آيه شريفه گر چه به صورت جمله خبرى است ولى در معنى، انشاء است يعنى نخواهيد جز آن چه او مىخواهد و لازمه ايمان همين است كه قلب مؤمن عرش خداى رحمن است و هر گونه كه او بخواهد آن را مىگرداند. و اين نه جبر است كه كمال اختيار است چون مؤمن با اراده و اعتقاد خود را در اختيار خدا قرار داده است و افزون بر اعتقاد قلبى و ايمان به خدا در مقام عمل نيز رفتار خداگونه دارد تا آن جا كه دستش دست خدا و چشمش چشم خدا و گوشش گوش خدا و سراسر وجودش خدايى مىشود و سرانجام يك پارچه مَثَل اعلاى الهى مىگردد كه «عَبْدى أطِعْنى حَتّى أجْعَلَك مَثَلى» يعنى «اى بنده من! مرا اطاعت كن تا ترا مَثَل خود قرار دهم.» و اين نه جبر است. كه صد در صد اختيار است آنان كه به اراده و اختيار زمام اختيار به خدا سپردهاند از ديگران بسى آزادتر و آزادهترند و به قول شاعر:
غلام همت آنم كه زير چرخ كبود
ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
پس اگر ميان خدا و هوى، خدا را اختيار كردى و زمام اختيارت را به دست او سپردى در واقع در اقيانوس بىكران اراده ازلى فرو رفته و سراپا اختيار و اراده و قدرت مىشوى و هيچ قدرتى در برابرت تاب و توان ندارد وهيچ خواستى بر خواست تو حاكم و غالب نشود زيرا خواست تو خواست خدا مىشود در زيارت امام حسين(ع) آمده است: «إرادَةُ الرَّبِّ فى مقاديرِ أمُورِه تَهْبِطُ اَلِيْكم». اولياء معصومين عليهمالسلام مهبط و فرودگاه اراده خدا مىباشند و مقدرات الهى از مجراى اراده آنها به ديگران افاضه مىشود يعنى آنها چيزى جز خواست خدا نمىخواهند پس هر چه مىخواهند خواست خدا است و خداوند آنها را واسطه فيض و مظهر اراده خود قرار داده است.
اى انسان، خدا تو را آزاد آفريده كه در بند نباشى پس چرا در بند هوى و هوس خود و ديگران گرفتار شدهاى. خدا تو را مختار آفريده كه مقهور ديگران نباشى و خود را در برابر غير خدا مُكرَه و مجبور نبينى. البته در اثر اختيار مىتوانى مرتكب گناه شوى چون خدا تو را چنين آفريده كه هر كارى را با اختيار مىتوانى انجام دهى اما اگر در اثر پيروى از هوى نفس زمام اختيار از كف بدهى و در برابر شهوات تسليم شوى اين بىاختيارى گزينهاى است كه خود انتخاب كردهاى و در اين انتخاب معذور نيستى و به اين بهانه نمىتوانى خود را از گناه و معصيت تبرئه كنى و به قول حكما «الامتناع بالاختيار لاينافى الاختيار» اگر با اختيار، خودت را در آتش افكندى و يا از بلندى پرت كردى و اختيار از كف نهادى به بهانه آنكه پس از افتادن، زمام اختيار از دست دادهاى، معذور نيستى و نمىتوانى خود را از گناه تبرئه كنى و بدان كه خداوند به هيچ وجه و در هيچ حال كفر و طغيان را دوست نمىدارد (... ولايرضى لعباده الكفر...) «اَلَّذينَ كَفَرُوا وصَدُّوا عَنْ سَبيلِاللّهِ أضَلَّ أعمالهم» آنها كه كفر ورزيده و مردم را از راه خدا بازدارند خداوند اعمالشان را گم و سرگردان خواهد كرد يعنى اعمال آنها در وسط راه گم مىشود و به منزل نمىرسد (و سرانجام خود نيز به تبع اعمالشان سرگردان و گمراه شده و از هدف باز مىمانند)
نتيجه آن كه شرك افعالى دوگونهاست: اعتقادى و عملى. شرك اعتقادى آنستكه انسان براى غير خدا تاثيرى بالاستقلال باور داشته و غير خدا را موثر بداند و شرك عملى آن است كه انسان پيرو هوى نفس خويش باشد و جز خدا را اطاعت و عبادت كند يعنى در مقام عمل مقهور و محكوم غير خدا واقع شود و خواست او را بر خواست خدا ترجيح دهد پس اگر معتقد باشى آنكه كارت را اصلاح مىكند و ضامن سعادت و ضامن روزى و حافظ مقام و پست تو مىباشد تنها خدا است هيچگاه برخلاف دستور و اراده او كارى را انجام نمىدهى و چنانچه از هواى خويش اطاعت كنى و يا براى جلب خوشنودى ديگران كارى را انجام دهى به شرك افعالى گرفتار شدهاى و آنان كه بت مىپرستيدند و خدايان متعددى قائل بودند با اينكه «الله» را قبول داشتند ولى خدايانى را به نام خداى باران، خداى آسمان، خداى زمين، خداى آتش، خداى انسان، خداى دريا مىپرستيدند و آنها را گردانندگان عالم فرض مىكردند اينان در توحيد ذاتى مشكلى نداشتند بلكه در توحيد عبادى و افعالى مشكل داشتند زيرا براى خدا شريكها و انبازهايى قائل بودند كه نه در آفرينش بلكه در اداره و تدبير امور شريك خدايند اينگونه شرك، شرك افعالى است كه بر شرك عبادى افزوده مىشود پس بتپرستان در واقع دچار دوگونه شركند: شرك عبادى و شرك افعالى، از سويى غير خدا را پرستش مىكنند و از سوى ديگر كارهاى خدا را به بتها نسبت مىدهند و آنها را مؤثر مىدانند. مكتب توحيد ما را از هرگونه شرك چه شرك ذاتى و چه شرك صفاتى و چه شرك عبادتى و اطاعتى نهى مىكند شرك در عبادت از هر دوگونهاش ممنوع است. يعنى چه عبادت به معنى پرستش از سنخ نماز و روزه و حج و چه عبادت به معنى اطاعت و پيروى كه هر دو قسم آن براى غير خدا روا نمىباشد مگر آن خداوند خود اجازه داده باشد.
خداوند سبحان مىفرمايد: ألَمْ أعْهَدْ اليكم يا بنى آدَم أنْ لاتَعْبُدواالشَّيطانَ إنّه لَكُم عَدُوٌ مُبين آيا با شما پيمان نبستم كه شيطان را عبادت نكنيد كه او دشمن آشكار شما است. مقصود از اين عبادت اطاعت است يعنى خداوند مىفرمايد: اى فرزندان آدم آيا ما از شما پيمان نگرفتيم كه شيطان را اطاعت نكنيد كه او دشمن آشكار شما است. اينجا عبادت به معناى اطاعت است نه پرستش زيرا كسى كه شيطان را عبادت و پرستش نمىكند ولى كم نيستند آنها كه شيطان را پيروى مىكنند. البته اشتباه نشود كه اطاعت ما از پيامبران و اولياء دين عين اطاعت خداوند است زيرا خداوند خود امر فرموده است كه مردم از آنها پيروى كنند چنانكه مىفرمايد:
يا ايهاالذين آمنوا اطيعواالله و اطيعواالرسول واولى الامر منكم...
اى كسانى كه ايمان آوردهايد اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا و صاحبان امر را...
در اين آيه اول مىفرمايد: اطاعت خدا سپس اطاعت رسول و سپس اطاعت آنها كه صاحبان امرند و زمام امور را در دست دارند (و از طرف خدا اجازه ولايت و رهبرى دارند) اطاعت آنها اطاعت خدا است ولى اطاعت ديگران كه چنين اجازهاى را ندارند مانند ستمگران، طاغيان و كسانى كه به زور بر مردم حكومت مىكنند يا با آراء ساختگى بر مردم سُلطه ميابند يا با قوانين نادرست و تحميلى مملكت را اداره مىكنند اطاعت آنها اطاعت خدا نيست بلكه اطاعت شيطان و اطاعت طاغوت است و اين شرك است.
ادامه دارد ... .
منبع:
کتاب «ترجمه و شرح دعای افتتاح» ، نویسنده: آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تلفن تهران: 22856124
کد مطلب: 32345
آدرس مطلب: http://bfnews.ir/vdcgnw9w.ak9xt4prra.html