آينده روشن - اخبار مهدويت و معنويت 24 مرداد 1391 ساعت 22:58 http://bfnews.ir/vdcfxjdt.w6dt0agiiw.html -------------------------------------------------- یک نویسنده فرانسوی تصریح کرد: عنوان : بحران غرب، بحران باور های دینی است -------------------------------------------------- الیور سوان در گفت و گوی اختصاصی با خبرگزاری آینده روشن به تشریح فضای دینی در غرب پرداخت و با اشاره به ناآرامی های کشور های غربی گفت: بحران غرب، بحران باور های دینی است. متن : به گزارشآینده روشن، پروفسور الیور سوان، استاد دانشگاه و نویسنده فرانسوی است که سال ها به پژوهش در حوزه باور های دینی مشترک میان ادیان اشتغال دارد. وی چند سالی است که بر موضوع منجی آخرالزمان تمرکز یافته و در این باره چندین مقاله و سخنرانی ارائه داده است.وی در سال های اخیر با مؤسسه آینده روشن آشنا شد و به دعوت این مرکز و با ارائه مقالات علمی در همایش های دکترین مهدویت در ایران حضور پیدا کرد. حضور پروفسور سوان در هشتمین همایش بین المللی دکترین مهدویت در تهران، بهانه ای شد تا در گفت و گویی اختصاصی از نظرات ایشان درباره نوع مواجهه غرب با دین و به ویژه دین اسلام و چگونگی مواجهه غرب با آموزه مهدویت آگاه شویم. لطفا خودتان را معرفی کنید و مختصری از تجربیات خود در حوزه دین پژوهی و فعالیت های مذهبی برای ما بگویید. اولیور سوان هستم. در فرانسه متولد شده ام و در پاریس زندگی می کنم. پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی و فارغ التحصیلی از دانشگاه سوربن در سال ۲۰۰۶، مدتی به آمریکا رفتم و در آن جا زندگی کردم. سپس به آلمان سفر کردم و در آن جا نیز مدتی را گذراندم. در حال حاضر، هم به نگارش کتاب و مقاله مشغولم و هم در دانشگاه های مختلف تدریس می کنم. البته سعی می کنم با محدود کردن زمان تدریس، فرصت مطالعه و قلم فرسایی را برای خودم فراهم کنم. در کنار این دو فعالیت، در حال حاضر با کلیسای کاتولیک نیز همکاری دارم و در گفت و گوهای بین مذاهب شرکت می کنم. از آنجا که در کنفرانس ها و سمینار های بین المللی گوناگونی در سراسر جهان حضور داشته اید و چند سالی است که در همایش های بین المللی دکترین مهدویت که به همت مؤسسه آینده روشن در ایران برگزار می شود نیز شرکت می کنید، این همایش ها را چگونه ارزیابی می کنید؟ احساس من این است که همایش های بین المللی دکترین مهدویت که هر سال در ایران برگزار می شود، روند پیشرفت خوبی دارند. کیفیت مقالات ارائه شده هر سال بهتر و بعتر می شود و این سبب شده است که من از علاقمندان حضور مداوم در این همایش ها باشم. البته از نظر امکانات نیز تلاش مسئولان برگزاری همایش قابل تحسین است، حتی ساختمان برگزاری این همایش و سالن های ارائه مقالات شرایط خوبی دارند و در مجموع باید بگویم که به شخصه دوست داشتم این همایش بیشتر طول می کشید. دلیل شما برای تمایل به افزایش زمان برگزاری این همایش چیست؟ در این همایش احساس می کنم که فرصت یادگیری بیشتر برای من فراهم شده است. من واقعا چیزهای زیادی در این همایش یاد می گیرم. به طور کلی این گونه همایش ها مزیت های زیادی دارند که یکی از آن ها ملاقات با افراد جدید است. این که افراد از فرهنگ های مختلف و فاصله های دور گرد هم می آیند، از کشیش کاتولیکی که از انگلستان آمده تا مسلمانی که از یک کشور کوچک اروپایی یا آفریقایی در این همایش حاضر شده است، همگی فرصتی گرانقیمت برای آموختن چیز های جدیدند. چه نقطه ضعف ها و نقص هایی در این همایش می بینید؟ در حاشیه این همایش، نشست های گوناگونی برگزار می شود. برای مثال، نشست بیداری اسلامی که برای من بسیار جذاب بود برگزار شد که متأسفانه امکان شرکت در نشست هایی که به زبان عربی و فارسی برگزار شد برای من وجود نداشت؛ چون با این زبان ها آشنایی ندارم. علی رغم ترجمه شفاهی که در سالن به طور همزمان انجام می شد، همچنان دوست دارم مترجم ها به زبان فرانسه ترجمه کنند نه انگلیسی و بیشتر از آن، دوست دارم زبان فارسی و عربی را بیاموزم تا هنگام شنیدن سخنرانی ها، تمرکزم را از دست ندهم. البته این ایراد از مترجم ها یا همایش نیست، من به شخصه در این زمینه مشکل دارم. نظرتان درباره محتوای مقالات ارائه شده چیست؟ آیا مقالات و سخنرانی های ارائه شده از سطح علمی خوبی برخوردارند؟ بله، در این زمینه پیشرفت خوبی وجود داشته و مقالات واقعا خوبی ارائه شده اند. حتی برای من که سال ها در زمینه ادیان و به ویژه اسلام و مهدویت مطالعه داشته ام، آموختنی های زیادی وجود داشت. شما سال ها در فرانسه زندگی کرده اید و تجربه زندگی در برخی کشور های اروپایی و نیز آمریکا را داشته اید. فضای دینی موجود در ایران را با فضای دینی که در فرانسه و کشور های غربی می بینید، مقایسه کنید. راستش را بخواهید، در فرانسه و بقیه کشور های غربی اوضاع کمی ضد و نقیض است. اگر چه سخن از احترام به ادیان بر سر زبان هاست و بیشتر مردمان آن جا مسیحی هستند، اما خصومت دیرینه ای با دین وجود دارد. در فرانسه قرون وسطی و دوره های کلاسیک، کلیسا در مقابل دولت قرار داشت و مردم زیاد از اوضاع راضی نبودند. دولت و کلیسا نمی توانستند با هم کنار بیایند. درواقع، کلیسا زیر نظر دولت عمل می کرد و کشیش ها وابسته به دولت بودند اما بسیاری از آن ها مورد تأیید پاپ نبودند. به همین دلیل بسیاری از کاتولیک های واقعی آن زمان عمیقاً از این وضعیت تنفر داشتند. کشمکش ها آنقدر ادامه پیدا کرد که منجر به یک جنگ داخلی شد. مردم بسیار زیادی به خصوص در شهرهای کاتولیک نشین کشته شدند. عده ای هم کشور را ترک کردند و برخی به همدستی و همکاری با قدرت های خارجی روی آوردند که دشمن فرانسه محسوب می شدند؛ کشور هایی مثل انگلستان، روسیه، اتریش.در واقع فرانسه در معرض فروپاشی قرار داشت و این بسیار وحشتناک بود. از همان زمان خصومتی بین جمهوری خواهان و کاتولیک ها به وجود آمد که در طول قرن نوزدهم، این جریان تنش های زیادی را به وجود آورد و دولت ها و سیستم های بسیاری سرکار آمدند، به طوری که در طول قرن نوزدهم در فرانسه ۱۰ الی ۱۲ رژیم، قدرت را به دست گرفتند و در اواخر قرن نوزدهم بود که جمهوری خواهان به قدرت رسیدند. پس معتقدید که فضای دینی حاکم در غرب، فضایی دوگانه است و همواره میان دولت ها و ادیان اختلافات جدی وجود داشته و دارد ولی در ایران این طور نیست؟ پروفسور سوان: به طور کلی در غرب، تنش های زیادی بین قطب دینی از یک سو و دولت ها از سوی دیگر وجود داشته و دارد. سرانجام این تقابل ها در فرانسه به یک آشتی _هرچند صوری_ در سال ۱۹۰۵ منجر شد. می گویم صوری چون پس از این تفاهم هم هنوز بسیاری از تجمعات مذهبی ممنوع بود و جلوی بسیاری از فعالیت های مذهبی گرفته می شد. بعد از آن هم جنگ ها و کشمکش های زیادی رخ داد و سرانجام جمهوری خواهان یا به عبارت دیگر لائیک ها قدرت را به دست گرفتند و این گونه شد که جمهوری فرانسه هر چه بیشتر و بیشتر ضد کاتولیک و ضد دین شد. امروز هم بسیاری از مردم فرانسه تصوری اشتباه از دین دارند و بسیاری از پیش فرض های غلط و تعصبات بی دلیل را در ذهن خود جا داده اند. فکر می کنند که هر چیزی که دین می گوید بد است. برای کسانی که روحیه معنوی دارند، زندگی کردن در فرانسه دشوار است؛ چون عنادی همیشگی علیه دین باوران و فشاری مدام بر آن ها وجود دارد، به خصوص برای کاتولیک ها. این وضعیت را می توان همان چیزی دانست که در میان اندیشمندان مسلمان به بن بست غرب و نظام های کمونیستی و لیبرال دموکراتیک شهرت یافته است؟ نه به آن صورت ولی باید توجه داشت که کمونیسم درواقع سیستم قدرتمند یوتوپیایی(مدینه فاضله) بود که در دهه های ۱۹۵۰ و ۶۰ و ۷۰ جایگاه مستحکمی میان متفکران غربی داشت. البته طی ۲۰ سال گذشته کمونیسم دیگر جایگاه خود را از دست داده و هیچ کس کمونیست واقعی نیست. کمونیسمی که در روسیه و چین حاکم بود داعیه برطرف کردن نیازهای بشر را داشت، اما واقعا چنین نشد و حتی برای آن هایی که به کمونیسم اعتقاد داشتند هم دیگر کمونیسم یک گزینه معتبر نیست. فرانسیس فوکویاما، نویسنده آمریکایی، مقاله ای معروف درباره پایان تاریخ نوشته و در آن می گوید کمونیسم فروپاشید و این لیبرال دموکراسی مدرن است که غایت تاریخ را رقم می زند. او در گفته هایش به هگل و پدیدارشناسی هگلی استناد می کند. هگل معتقد بود که در پایان تاریخ همه چیز به صورتی جهانی و هماهنگ، با یک هارمونی جهانی درخواهد آمد. البته هگل آنقدر ها با مفهوم لیبرال دموکراسی مدرنی که ما امروز با آن آشنا هستیم آشنا نبود. در واقع این پیروزی لیبرال دموکراسی به معنای پیروزی آمریکا بود. آمریکا مدعی بود پیام بزرگی برای جهانیان دارد و آن لیبرال دموکراسی و سیستم بازاری است. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نیز یک پیروزی ایدئولوژیک برای آمریکا محسوب می شد. همه این ها منجر به برپایی سرمایه داری شد. مشکلات امروز جوامع غربی و ناآرامی در این کشور ها را چگونه ارزیابی می کنید؟ پروفسور سوان: امروز در غرب دو گروه وجود دارند: ۱. افرادی هستند که فکر می کنند نظامی که در آن زندگی می کنیم خوب است و مشکلی ندارد. اگر هم نیازی باشد، نیاز به تغییرات و اصلاحات جزئی است، نه تغییر و تعویض کل سیستم؛ ۲. دسته دومی که اعتقاد دارند اقدامات رادیکال تری باید انجام شود. اصلاحات اساسی در سطوح سیاسی، اجتماعی و اقتصادی باید حاصل شود. اما من به شخصه فکر می کنم این ها توهم است. لیبرال دموکراسی مدرن شاید مزایایی داشته باشد اما نقطه ضعف های اساسی دارد. مثلا یکی از نقطه ضعف هایش در زمینه امور تجاری و اقتصادی است. نظام اقتصادی در غرب بسیار ناسالم است. یک رشد کاذب و مصنوعی که مدام بدهی ایجاد می کند. این نظام به طور شدیدی به بدهی متکی است. بسیاری از محصولات و کارت های اعتباری وجود دارد که به شما امکان می دهد پولی را به دست بیاورید که واقعا وجود ندارد. حتی چیزهایی را بیمه می کنید که وجود ندارند. بیشتر بانک ها ورشکسته شده اند. این وضعیت هر روز بیشتر از پیش از کنترل خارج می شود و سعی می کنند که بگویند همه چیز روبراه است اما به واقع این طور نیست.بانک های امریکا ۵ تا ۶ برابر ثروت کل کره زمین را دارا هستند؛ یعنی اگر کل درآمدهای خالص کشور ها را جمع کنید، بانک های آمریکا ۵ یا ۶ برابر آن را دارا هستند و البته این دارایی یک دارایی کاذب است. شرایط بسیار خطرناک تر و حساس تر از قرن بیستم شده است. یک بحران جدی اقتصادی در حال وقوع است و همه اقداماتی که اوباما و دیگران در طول این چند سال اتخاذ کردند به واقع مقطعی بوده و چندان دردی را دوا نکرده. کارهای آن ها به معنای اصلاحات نبوده است. عقیده من این است که با این شرایط دیری نخواهد پایید که کل سیستم دگرگون شود. به نظر شما، آموزه مهدویت تا چه اندازه می تواند در تسکین درد های جامعه غربی کارآمد باشد؟ پروفسور سوان: درباره مهدویت باید بگویم این مفهوم زیاد در کشور فرانسه و دیگر جوامع غربی جا نیفتاده است. اکثریت این مردم از امور مذهبی و دینی اطلاعاتی ندارند. آن ها واقعا در این زمینه بسیار بی خبر هستند. فضای دینی آن ها به جای این که در فکر ها و قلب ها باشد، فضایی است که بیشتر بر سر زبان هاست. غربی ها در بهترین حالت، فقط کلیشه هایی از شعار های ادیان _چه اسلام و چه مسیحیت_ در ذهن دارند. برای چنین مردمی فهم مهدویت دشوار است.ناآرامی های امروز غربی ها بیشتر وجه اقتصادی دارد، اما سرانجام جنبه های دیگر خویش را برملا می سازد که یکی از مهم ترین جنبه های بحران غرب، بحران باور های دینی است. اولین راه حل این مشکل، آشنا کردم مردم غربی با باور های راستین ادیان است.انتهای پیام/ن/14